اطلاعات تازهاي از تبليغ بتپرستي در ايران
بنا بر اين گزارش، سردسته يك فرقه متمايل به هندوئيسم در ايران، با انتشار ماهنامهاي بدون مجوز، اقدام به نشر و تعليم عقايد آيين هندو كرده و با آوردن جملاتي از كتاب مقدس هندوها همراه با ترجمه فارسي آن، همراه با دستورهاي آشپزي گياهي، سعي در پيشبرد اهداف خويش داشته است.
اين گزارش حاكي است، نامبرده كه مجوز يك انتشارات را نيز دارد، اقدام به انتشار كتاب اين فرقه با ترجمه فارسي كرده و اين كتاب تاكنون بارها تجديد چاپ شده است.
وي در نخستين شماره اين ماهنامه، حركت خود را در راستاي شناسايي جوامع روحاني آرياييها بيان ميكند، حال آن كه مورخان بر اين باورند كه آرياييها، اقوامي متمدن و موحد بودهاند و مذهب آنان، آيين زرتشتي بوده است و در تاريخ به بتپرستي روي نياوردهاند.
هرچند كه در سالهاي گذشته، به دليل تذكر شفاهي دستگاههاي مسئول، اين گروه چند ماهي از حجم فعاليتهاي خود كاست، ولي پرسش اين است که چگونه گروهي كه شهروندان را به بتپرستي تشويق ميكند، آزادانه از وزارت ارشاد مجوز انتشار ميگيرد؟

گفتني است، عوامل اين گروه، براي سرپوش نهادن بر فعاليت خود، به تشكيل كلاسهاي گياهخواري اقدام كرده و در اين كلاسها، فراگيران را گام به گام به هندوئيسم فرا ميخوانند.
به اين ترتيب كه پس از چند ماه، آنهايي را كه مستعد تشخيص دهند، به جلسات خاص خود در روزهاي سهشنبه و يكشنبه در پشت يكي از رستورانهايي كه توسط اين گروه در تهران اداره ميشود، دعوت ميكنند.
در كلاسهاي صبح يكشنبه اين گروه، مقداري از غذاي تهيهشده را در برابر مجسمه يكي از خدايان خود ميگذارند و سپس در راستاي يكي از اعتقادات خود با مخلوط كردن غذاي پيشكش با كل غذاي رستوران، از رب خود ميخواهند كه بر پيروانشان بيفزايد.
Add comment ژوئن 2, 2008
دستگیری یک هزار و 68 زن به جرم بدحجابی
طرح امنیت اخلاقی و اجتماعی ویژه بانوان با هدف ارتقا و توسعه احساس امنیت برای بانوان و همچنین از بین بردن بسترهای جرم برای مزاحمان نوامیس و ایجاد احساس ناامنی برای اراذل و اوباش و بزهکاران در سطح استان تهران به اجرا در آمد.
به گزارش خبرنگار سرویس اجتماعی آفتاب و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی نیروی انتظامی سردار علیرضا اکبرشاهی “فرمانده انتظامی استان تهران”، با اشاره به رضایتمندی مسئولان و اقشار مختلف جامعه از اجرای این طرح گفت: «با توجه به این موضوع که مردم کشور ما دارای ریشههای محکم اعتقادی و مذهبی هستند و حفظ ارزشها و باورهای دینی برای آنان از اهمیت بالایی برخوردار است لذا شهروندان در برابر کوچکترین تعرض و آسیب به نوامیس همواره از خود عکسالعمل بالایی نشان میدهند و عموم مردم با هر ایده و تفکری خواهان برخورد پلیس با این پدیده زشت و ضد اجتماعی هستند. از این رو پلیس استان تهران در راستای این طرح برخورد خود را با مقولههای مزاحمان نوامیس، بد حجابی، مزاحمت خیابانی، اوباشگری، مجالس لهو و لعب، زنان خیابانی، فساد و فحشا تشدید کردهاست».
وی در خصوص ایجاد مزاحمت برای نوامیس
|
” پلیس استان تهران در راستای این طرح برخورد خود را با مقولههای مزاحمان نوامیس، بد حجابی، مزاحمت خیابانی، اوباشگری، مجالس لهو و لعب، زنان خیابانی، فساد و فحشا تشدید کردهاست…. “ |
||||
از سوی افراد شرور و مزاحمان خیابانی با اشاره به اینکه از جمله مسائلی که برای هیچ یک از مسئولان و کارکنان پلیس قابل توجیه نمیباشد، عرض اندام و قدرتنمایی عدهای از اشرار در برابر بانوان است؛ گفت: «بنابراین در طول این طرح از ابتدای سال جاری تعداد 6 هزارو 414 نفر از کسانی که با رفتارهای ناهنجارخود برای بانوان مزاحمت ایجاد کرده و موجب سلب امنیت و آسایش از آنان شده بودند، دستگیر شدند».
وی در ادامه گفت : «تعداد 5492 نفر از دستگیرشدگان با اخذ تعهد کتبی آزاد و تعداد 924 نفر نیز با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند».
فرمانده انتظامی استان تهران تصریح کرد: «هرساله شاهد بودهایم که بانزدیک شدن فصل گرما عدهای از زنان ارزشهای دینی و انقلابی را نادیده گرفته و با مظاهر ضدارزش و اشکال مختلف بدحجابی و پوششهای نامناسب دل هراسان متعهدی را به درد میآورند. لذا پلیس این استان حسب وظیفه ذاتی خود برخورد با مصادیق علنی بدحجابی را دردستور کار خود قرار داده تا از فراگیرشدن این معضل در جامعه بصورت گسترده ممانعت به عمل آورد، از این رو در طول این طرح تعداد یک هزار و 68 نفر از زنان بدحجاب که با پوشش خود عفت عمومی را جریحه دار کردند، دستگیر شدند و از این تعداد 954 نفر با اخذ تعهد کتبی آزاد و تعداد 114 نفر با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند».
وی همچنین با اشاره به اینکه محصولات ضد فرهنگی همواره زمینه ساز بسیاری از ناهنجاری ها و رفتاهای خارج از عرف، شرع و قانون میباشد، گفت : «در این خصوص تعداد یک هزار و 534 نفر دستگیر شدند که همگی دستگیرشدگان با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند».
اکبرشاهی افزود: «برای برچیدن زمینهها و بسترهای مساعد برای برگزاری مجالس لهو و لعب در باغات و ویلاهای شخصی که عمدتاً عدهای از افراد با برگزاری مجالس لهو و لعب و عروسیهای مختلف زمینههای فساد و فحشا را رواج میدهند تعداد 83 نفر در خصوص برپایی مجالس لهو و لعب و عروسیهای مختلف دستگیر که از این تعداد 36 نفر با اخد تعهد کتبی آزاد و 47 نفر نیز با تشکیل پرونده تحویل مراجع قضایی شدند، همچنین تعداد یک باب تالار پذیرایی نیز در این خصوص پلمپ شد».
Add comment ژوئن 2, 2008
مشهورترين استوديو هاليوود طعمه حريق شد
نيويورك - يكي از مشهورترين استوديوهاي مجموعه فيلمسازي هاليوود روز يكشنبه طعمه حريق شد و فضاي آسمان بخشي از ايالت كاليفرنيا را مملو از دود سياه كرد.
دهها ساختمان فيلمسازي در اين ناحيه به شدت صدمه ديده و يك ساختمان به خاكستر تبديل شده است.
صدها مامور آتش نشاني تلاش ميكنند تا آتش را در شمال شرقي شهر لس آنجلس مهار كنند.
مقامات مسئول اداره آتش نشاني لس آنجلس اعلام كردند كه قبل از آتش سوزي، حداقل صداي يك انفجار به گوش رسيده است.
هنوز از تعداد آسيب ديدگان و علت اين آتش سوزي خبري منتشر نشده است .
Add comment ژوئن 2, 2008
سواحل را دريابيم
جلوگيري از آلودگي محيطزيست مطلبي است كه اين روزها در جرايد به مراتب درباره آن صحبت شده است؛ كارشناسان نيز نظرات و ايدههاي فراواني درباره حفظ محيطزيست ارائه دادهاند. آلودگي محيطزيست از جمله عوامل مخرب براي يك منطقه يا در يك نگاه وسيعتر، براي يك جامعه است؛ عاملي كه بسياري از مشكلات و بيماريهاي هجوم آورده به سوي انسانها حاصل آن است.گاهي اوقات آلودگيهاي محيطزيست ناشي از عوامل طبيعي است مانند بادها، تغييرات جوي، سيل، زلزله و… اما درصد بالايي از آلايندگي محيطزيست عامل انساني دارد. بله، ما انسانها كه شايد با ديدن كمي بينظمي و ناهماهنگي در منزل خود به شدت از كوره در ميرويم، به خود اجازه ميدهيم كه اين ناهماهنگيها را در محيطهاي طبيعي ايجاد كنيم. صحبت از ناهماهنگي شد. با كمي تامل در آلودگيهاي زيستي، ميفهميم كه اين آلودگيها كه به دست انسانها ايجاد ميشود، به نوعي ناهماهنگي است. اگر روزي در محيط خانه خود وسايل خصوصي خود را از جايي كه براي آنها در نظر گرفتهايم، برداريم و در جاهاي غيرمتعارف قرار دهيم، به راحتي اين ناهماهنگي و بينظمي را درك خواهيم كرد. مثلا قرار دادن كيسه زباله در اتاق پذيرايي؛ حال بياييم و اين مسئله را در يك محيط گستردهتر در نظر بگيريم. اگر طبيعتا يك منطقه را به اتاق پذيرايي تشبيه كنيم، ميبينيم كه ريختن زباله در آن حكم همان كيسه زباله در اتاق پذيرايي را دارد اما متاسفانه بدون توجه به اين مسئله، به محيط زيباي اطرافمان لطمه وارد ميكنيم. اين روزها از آلودگي سواحل درياها بسيار صحبت ميشود. شايد بتوان سواحل دريا را از نقاطي دانست كه خيليها در اولين فرصت، به تنهايي يا به همراه خانواده به آنجا ميروند و از طبيعت زيباي آن لذت ميبرند در حالي كه هيچ توجهي به نگهداري از اين نعمت خدادادي ندارند. البته بايد متذكر شد زبالههايي كه اين روزها سواحل ايران را فراگرفته و ديدگاهها و نظرات مسئولان را به خود معطوف ساخته، فقط حاصل گشت و گذارهاي مردمي كه به اين سواحل ميروند، نيست بلكه از طريق گشتيها و قايقهاي گردشي كه در درياها هستند و مواد زائد خود را به درياها ميريزند نيز تامين ميشود كه به وسيله امواج دريا به ساحل آورده ميشوند و چهره ساحل را بسيار زننده ميكنند. ساخت و سازهاي بيهودهاي كه در سواحل درياها صورت ميگيرد نيز مزيد بر علت شده است.
يكي از گردشگران كه در حال استراحت در ساحل نوشهر بود، در مورد انباشت زباله در دريا ميگويد: متاسفانه يكي از مشكلاتي كه در گردشگري جامعه ايراني وجود دارد، استفاده از طبيعت، بدون توجه به حفظ آن است؛ در واقع مردم از سفرهاي بهرهمند ميشوند كه گاهي اوقات خود در خالي كردن آن نقشي مستقيم دارند. مصداق اين مدعا را ميشود در نوع رفتاري كه بعضي مردم در سفر به سواحل خزر دارند، مشاهده كرد.رييسجمهور، سال گذشته قول داد كه طرح ساماندهي و آزادسازي سواحل خزر با جديت آغاز و دنبال شود. بنا بر آمار دولت، نيمي از ساخت و سازهاي ساحلي مربوط به دولت، سازمانها و نهادهاي وابسته آن است. رييسجمهور وعده داده بود دستكم اين بخش از ساحل را كه در اختيار دولت است تا پايان سال 86 آزاد كند.وي گفته بود آزادسازي حريم درياها بايد تا پايان برنامه چهارم صددرصد انجام شده باشد، هرچند آزادسازي كامل حريم درياها كمي خوش بينانه بود.ساحل ششصد كيلومتري خزر در ايران عمدتا با ساخت و ساز ويلا و مجتمعهاي مسكوني تصرف شده به طوري كه در حال حاضر بيش از 96 درصد ساحل خزر در تصرف ساخت و ساز است. اين در حالي است كه براساس قانون، شصت متر از حريم ساحل دريا بايد آزاد باش و جزو حريم عمومي محسوب شود.اگرچه مدتي قبل طي مراسمي رسمي كلنگزني ساماندهي سواحل درياي خزر در فرحآباد ساري آغاز شد اما دكتر اشرفيپور، مديركل اداره حفاظت محيطزيست استان مازندران معتقد است: هنوز طرح آزادسازي سواحل متولي ندارد. وي در اين خصوص ميگويد: بايد آزادسازي حريم درياها صددرصد انجام شده باشد، هرچند آزادسازي كامل حريم درياها كمي خوشبينانه است اما نكته قابل تامل اينكه مطابق ماده 63 دولت موظف بوده تا پايان سال اول برنامه چهارم، طرح جامع ساماندهي سواحل به ويژه ساحل درياي خزر را تهيه و تدوين كند اما هنوز اين طرح تهيه نشده و مشخص نيست متولي آزادسازي حريم دريا كدام دستگاه است.مديركل اداره حفاظت محيطزيست استان مازندران ميگويد: سازمان حفاظت محيطزيست با توجه به اينكه سازماني نظارتي است و بنا به مسئوليتي كه دارد، دو كار عمده را در دستور كار خود قرار داده، نخست با زدن تلنگرهاي لازم به مبادي ذيربط، به آنان گوشزد ميكند تا كار را زودتر آغاز كنند. ديگر آنكه با هوشياري و دقت، مراقب است تا تحت هيچ عنوان ساخت و ساز جديدي در حريم دريا صورت نگيرد.
به گفته اين مقام مسئول، براساس قانون، آئيننامه اجرايي ماده 63 بايد توسط سازمان مديريت و حفاظت محيطزيست، وزارت مسكن، كشور، جهاد كشاورزي، نيرو و دستگاههاي ذيربط تهيه شود و به تصويب هيات وزيران برسد اما اينكه اين آئيننامه در چه مرحلهاي قرار دارد، در سطح استان براي سازمان حفاظت محيطزيست مشخص نيست و اين بر عهده رسانههاست كه با توجه به اهميت طرح، آن را از سازمان مديريت پيگيري كنند چرا كه كنوانسيون حفاظت محيطزيست درياي خزر در آبان 1382 به امضاي نمايندگان پنج كشور ساحل خزر در تهران رسيد و عنوان «كنوانسيون تهران» راگرفت. از اين رو به نوعي ميتوان گفت جمهوري اسلامي ايران مسئول اين كنوانسيون است.بر اين اساس شايسته است كشور ما در زمينه آزادسازي حريم درياها، پيشقدم باشد. اشرفيپور افزود: نكته ديگري كه طرح آزادسازي ساحل خزر را ضروري ميسازد، اين است كه استان مازندران حدود سه ميليون نفر جمعيت دارد اما در ايام تعطيلات نوروز و تابستان اين جمعيت بالغ بر دوازده ميليون نفر ميشود كه نشاندهنده حجم زياد گردشگران داخلي و هجوم آنها به استان است؛ گردشگراني كه ميخواهند از مناطق جنگلي و به ويژه سواحل درياي خزر ديدن كنند.
اين در حالي است كه اين گردشگران از توانايي مالي آنچناني برخوردار نيستند كه در شهركهاي توريستي مستقر شوند، ضمن آنكه ظرفيت اين شهركها پاسخگوي اين تعداد گردشگر نيست اما اين گردشگران حق دارند از سواحل دريا لذت ببرند، حال آنكه طرح درياهايي كه وجود دارد، جوابگوي اين حجم توريست نيست بنابراين ضروري است كه طرح درياها از نظر كمي و كيفي توسعه داده شود و نخستين گام براي انجام اين كار آزادسازي حريم درياست.اشرفيپور درباره پيامدهاي ناگوار تجاوز به حريم دريا گفت: تجاوز به حريم دريا باعث شده حجم قابل توجهي از پسابهاي خانگي و واحدهاي خدماتي و رفاهي وارد آب دريا شده و در بسياري از نقاط باعث تخريب و نابودي مصب رودخانهها شود. به گفته وي تخريب مصبها مهمترين عامل كاهش ذخاير ماهي درياي خزر است چرا كه مصب رودخانهها از نظر اكولوژيك نقش مهمي در زمينه تخمريزي ماهيان دريا به ويژه ماهي سفيد و آزاد دارند و در حال حاضر تخريب مصبها، ذخاير دريايي را در آستانه بحران قرار داده است. آئيننامه اجرايي ماده 63 قانون برنامه چهارم در هفت بند تهيه شده كه در آنها مواد قانوني خاصي به دستگاههاي ذيربط در ارتباط با حوزه كاريشان و مدت زمان مشخص براي عملي كردن آنها گنجانده شده است.
اختلافنظرها در حريم ساحلي خزر
چگونگي آزادسازي حريم ساحلي درياي خزر با اختلاف نظرات مسئولان همراه است.رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري معتقد است كه نبايد آزادسازي حريم دريا با تخريب ويلاها انجام شود. مشايي در اين خصوص به فارس گفت: نبايد تاسيسات گردشگري در ساحل دريا تخريب شود.اسفنديار رحيم مشايي درباره اينكه اين سازمان در تابستان گذشته بدون توجه به حفظ حريم شصت متر ساحل دريا كه در آئيننامه هيات وزيران هم به آن پرداخته شده، اقدام به اجاره ويلاهاي دولتي به مردم عادي كرده، اظهار داشت: آزادسازي حريم دريا طرح ديگري است. آزادسازي حريم دريا براي استفاده مردم از امكانات تفريحي آن است. اجاره مراكز اقامتي دولتي در تبصره بودجه، تصويب شده و بر اساس آن مردم هم ميتوانند از اماكن اقامت دولتي استفاده كنند و اين ربطي به آزادسازي سواحل ندارد. بحث آزادسازي حريم دريا نه براي محيطزيست، بلكه براي استفاده عموم مردم از دريا بوده است.
اين در حالي است كه رييس سازمان حفاظت محيطزيست درباره اجراي مصوبه آزادسازي سواحل خزر، استانداريهاي استانهاي حاشيه خزر را مكلف به آزادسازي حريم دريا از وجود ويلاها و مراكز تفريحي و اقامتي كرد. فاطمه واعظ جوادي بر حفظ حريم شصت متري ساحل دريا تاكيد كرد و گفت: در اين حريم نبايد هيچ ويلا، مركز تفريحي و اقامتي وجود داشته باشد. رييس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري گفت: امروز گردشگري براي مردم دنيا امري تفريحي نيست بلكه ابعاد مختلفي دارد و ميتواند باعث گفتمان فرهنگها شود. شفقت، استاندار مازندران هم در مراسم كلنگزني آزادسازي سواحل خزر گفت: روند آزادسازي سواحل درياي خزر در مازندران به شدت ادامه دارد؛ البته اين يك بخش از كار است و بخش مهمتر ساماندهي سواحل درياست كه جزو اولويتهاي بعدي ما محسوب ميشود.
گوشهاي از سواحل جنوب
با كمال تاسف بايد گفت كه سواحل درياهاي جنوب نيز وضعيتي بهتر از خزر ندارند.عضو شوراي شهر بندرعباس بر لزوم برخورد جدي دستگاههاي اجرايي با آلودهكنندگان خليجفارس تاكيد كرد. به گزارش دفتر منطقهاي سينا در هرمزگان، فيصل دانش گفت: بايد سازمانهاي بهداشت و محيطزيست براي كساني كه اقدام به رها كردن فاضلاب و زباله در دريا ميكنند، تنبيهاتي را در نظر بگيرند.وي در ادامه اضافه كرد: متاسفانه برخي از دستگاههاي دولتي نيز اقدام به آلوده كردن ساحل دريا ميكنند.دانش با اشاره به ورود زباله به دريا گفت: اين اقدام علاوه بر آلودگي دريا، سبب نازيبايي و كثيفي ساحل شده است.
وي افزود: در سالهاي گذشته طرحهاي زيادي در جهت جمعآوري زباله توسط شهرداري بندرعباس انجام شده كه متاسفانه موفقيت چنداني در بر نداشته است.عضو شوراي شهر بندرعباس لزوم كار فرهنگي در جهت جلوگيري از آلودگي ساحل را يادآور شد و افزود: شهرداري ميتواند با يك اقدام فرهنگي و در عرض يك روز با كمك مردم ساحل را تميز كند. استفاده از ساحل تميز و پاكيزه حق طبيعي مردم اين شهر است و دستگاههاي متولي بايد اقدام جديتري در اين زمينه انجام دهند.
فيصل دانش در بخش ديگري از سخنان خود افزود: مردمي كه از جاهاي ديگر به اين شهر سفر ميكنند، اولين چيزي كه ميخواهند ببينند، درياست حال آنكه قسمت بيشتر ساحل شهر بندرعباس توسط دستگاههاي دولتي اشغال شده است. در چند سال اخير توجه بيشتري به دريا و ساحل شهر بندرعباس شده ولي اين كافي نيست لذا بايد امكانات مناسب را در ساحل براي استفاده مردم ايجاد كرد. متاسفانه به گفته ايشان امكانات مناسبي براي استفاده مردم از ساحل وجود ندارد در حالي كه در بسياري از شهرهاي ساحلي دنيا و حتي در شهرهاي ساحلي شمالي كشور مكانهاي مناسبي براي تفريح مردم در نظر گرفته شده است.وي كه در گفتگو با خبرنگار سينا سخن ميگفت، از احداث دهكده ساحلي در شرق بندرعباس خبر داد و گفت: ايجاد اين دهكده ميتواند محيط تفريحي و تفرجي مناسبي را براي مردم پديد آورد.وي با تاكيد بر لزوم حضور بخش خصوصي در ايجاد مكانهاي مناسب در سواحل جهت استفاده و تفريح مردم گفت: حضور سرمايهگذاران در طرحهاي استفاده از ساحل ميتواند بسياري از مشكلات را برطرف كند.
اوضاع حريم ساحلي خليجفارس
وقتي صحبت از حريم ساحلي خليجفارس ميشود، باز هم مشكلاتي كه در حريم ساحلي خزر وجود دارد، به صورتي فجيعتر خودنمايي ميكنند. خليجفارس به لحاظ موقعيت استراتژيك و از سوي ديگر ارتباط با آبهاي بينالمللي جهان و عبور كشتيهاي تجاري و به طور كلي موقعيت خاص بينالمللي بايد از سواحل ديگر درياهاي كشور چشمگيرتر باشد ولي متاسفانه تا به حال چنين نبوده است.فيصل دانش، عضو شوراي شهر بندرعباس گفت: حريم شصت متري دريا در هيچ نقطهاي از كشور مانند بندرعباس حساسيت ندارد.به گفته ايشان در شمال كشور حتي تا كنار دريا نيز ساخت و ساز صورت گرفته و هيچكس نسبت به آن حساسيت نشان نميدهد اما به محض مطرح شدن اين مسئله در بندرعباس، حساسيتها افزايش مييابد. دانش، حضور سرمايهگذاران بخش خصوصي را براي سرمايهگذاري در سواحل، موثر ارزيابي كرد و افزود: براي آباداني شهرمان بايد از سرمايهگذاران بخش خصوصي استفاده كنيم اما حضور اين افراد نبايد به گونهاي باشد كه به تسخير ساحل بينجامد.به هر حال ساخت و سازها در كنار سواحل زيباي درياها ميتواند خود عاملي براي جمع شدن زباله در اين مناطق زيبا باشد. از سوي ديگر ما گردشگران كه براي تفريح به سواحل دريا ميرويم، بدون رعايت نكات بهداشتي و زيستمحيطي راه را براي فعاليت مسئولان دشوارتر ميكنيم.پس بياييم دست در دست مسئولان براي زيباسازي شهرهاي ساحلي بكوشيم.
Add comment ژوئن 2, 2008
صبوري: محبوبيت در كنار شهرت معنا دارد
اين روزها شاهد ساخت و پخش سريالهاي زيادي از شبكههاي مختلف سيما هستيم. يكي از همين سريالها كه فقط چند قسمت از آن پخش شده، سريال «جاده در دست تعمير است» ميباشد، سريالي كه توانسته مخاطبان زيادي را جذب كند. بيشك حضور بازيگران بزرگ و سرشناس كشور در اين سريال توانسته بر محبوبيت آن بيفزايد؛ بازيگراني كه تكتك آنها بسيار عالي كار كردند و عامل موفقيت اين كار هستند. يكي از اين بازيگران موفق، لاله صبوري است كه در اين سريال به ايفاي نقش ميپردازد. كسي كه بازيهاي خوب او را در بسياري از سريالها از جمله جنگ هفتاد و هفت، كمربندها را ببنديم، دوقلوها و اينزمينيها و… مشاهده كردهايم. وي داراي دو فرزند به نامهاي بهداد و هلياست. به همين منظور گفتگويي با اين هنرمند خوب انجام داديم كه به طور حتم خواندنش براي شما هم جالب خواهد بود.
صبوري: لاله صبوري هستم، متولد تهران. مدرك كارشناسي تئاتر از دانشكده سينما تئاتر با گرايش ادبيات نمايشي دارم.
بخشي از كارهاي من عبارتند از جنگ هفتاد و هفت، سريال اين زمينيها، گروه هفت، دوقلوها، فقط به خاطر تو، كمربندها را ببنديم، من نه منم، بزرگ مرد كوچك، جاده در دست تعمير است و…
از چه زماني فعاليت هنري را آغاز كرديد و اولين كارتان چه بود؟
صبوري: اگر منظورتان از فعاليت هنري، صرفا بازيگري است، بايد بگويم از سال 77، ولي از سالها قبل به طور پيوسته نقاشي كرده و از شاگردان استاد آيدين آغداشلو و مرحوم كاتوزيان بودم.
سالها بعد از گرفتن ديپلم و ازدواج و با وجود دو فرزند، وقتي تصميم به ادامه تحصيل گرفتم، سال 73 در كنكور سراسري با رتبه 26 پذيرفته شدم و پس از چهار سال، در سال 77 فارغالتحصيل شدم كه همان سال، اولين كار تصويريام كه جنگ هفتاد و هفت به كارگرداني مهران مديري بود، به من پيشنهاد شد و با بازي در آن، وارد حيطه بازيگري و نويسندگي شدم.
لاله صبوري براي بازيگر شدن چه فاكتورهايي داشت؟
صبوري: سئوال سختي است چرا كه بايد از خودت به عنوان بازيگر فاصله بگيري و بعد پاسخ بدهي. فكر ميكنم فاكتورهايي كه در لاله صبوري، موجود بود و هست، احتمالا اولينش جسارت، انرژي زياد و اگر حمل بر خودستايي نشود، مطالعه زياد و دقت در دنياي اطرافش بود.
براي آنكه به اين جايگاه برسيد، چه هزينههايي پرداخت كرديد؟
صبوري: كلمه «هزينه» به نظرم خيلي مناسب نيست و مرا ياد موبايل و كرايه آژانس مياندازد ولي… حالا كه قرار است از واژه هزينه استفاده كنيم، بايد بگويم همان هزينههايي كه هر فردي براي موفقيت در انجام كاري كه دوست دارد، ميپردازد.
براي من گذاشتن وقت، تلاش دائم براي بهروز بودن و عقب نماندن در جامعه، با وسواس پيشنهادها را انتخاب كردن و پرهيز از كليشه شدن بوده است. اصولا انتخاب راه بازيگري و ادامه آن، راه پرمخاطرهاي است چرا كه براي محبوب ماندن در ذهن بيننده بايد هميشه حواست جمع باشد.
نظرتان در مورد ژانر طنز چيست؟
صبوري: ژانر طنز هميشه مورد علاقه من بوده و هست و هميشه بازي در كارهاي طنز برايم جذاب است ولي اين اواخر پيشنهاد كار طنز بيشتر مرا ميترساند تا خوشحال كند… چرا كه (به جز معدودي از كارها) به هر كار سردستي با چند شوخي بيمزه يا بامزه، طنز گفته ميشود در حالي كه طنز نوشتن، طنز كارگرداني كردن و طنز بازي كردن، كار هركسي نيست.
كارهاي شما اكثراً موفق بوده، چه عواملي را در اين موفقيت دخيل ميدانيد؟
صبوري: يكي از عوامل، وسواس در انتخاب نقشها و پيشنهاد بازي بوده كه خيلي وقتها هم اين وسواس به ضررم تمام شده است.
براي پرهيز از كليشه شدن و سختگيري در انتخاب نقش و متن، اين اواخر كمتر بازي كردهام. هرچند كار نويسندگي و كارگرداني را گهگاه در پشت صحنه داشتهام كمااينكه آخرين كارهايي كه به عنوان نويسنده در آن حضور داشتم، نوشتن مجموعه 52 قسمتي شهرك ترافيك براي گروه كودك شبكه دو و بخش نمايشي مجموعه خودماني بود كه به تازگي پخش آن از شبكه پنج به پايان رسيد.
براي موفقيت يك هنرمند، خانواده چه وظيفهاي دارد؟
صبوري: به جرات ميتوانم بگويم مهمترين وظيفه يا مهمترين عامل براي موفقيت يك بازيگر، خانواده است چرا كه وقتي به عنوان يك بازيگر از پشتيباني و حمايت خانواده برخوردار باشي، با خيال آسوده و بدون درگيريهاي ذهني با انرژي ميتواني كار كني. خدا را شكر من از ابتدا اين نعمت را داشتهام.
از ابتدا همراهي پدر و مادر و فرزندانم و اين اواخر از پشتيباني و همفكري همسرم بسيار سود برده و همه آرامشم را مديون آنها هستم كه با عشق و همدليشان راه را برايم روشن و هموار ساختهاند.
كمي از حضورتان در كنار مهران مديري و نقش طنزي كه داشتيد، توضيح بگوييد.
صبوري: از حضور در كنار مديري ده سال ميگذرد و همانطور كه گفتم، كار جنگ هفتاد و هفت اولين كار بازي من بود و شانس بزرگي بود كه اولين كارم در كنار كارگردان آگاه و باهوشي چون مديري باشد كه با توجه به ويژگيهاي بازي و خلاقيتهاي فردي، حضور در كنار مديري و نقش مريم در اولين مجموعه نودقسمتي تلويزيوني توانست حضور خوب و محبوبي از من به جاي بگذارد.
نظرتان در مورد محبوبيت و شهرت چيست؟
صبوري: محبوبيت و شهرت دو مقوله جدا از هم هستند و به نظر من بخت يار آن دسته از كساني است كه هر دو را با هم دارند و فكر ميكنم يكي از شانسهاي من نيز محبوبيت در كنار شهرت است. خيليها از شهرت به عنوان دردسر ياد ميكنند، هرچند كه پر بيراه هم نميگويند چرا كه موردتوجه بودن در همه حال، گاهي آزاردهنده است اما بيشتر اوقات باعث دلگرمي و تشويق فرد ميشود.
آيا فعاليتهاي غيرهنري هم انجام ميدهيد؟
صبوري: بله، ورزش، باغباني و خانهداري ميكنم. متاسفانه باغ ندارم ولي به گلدانهايم مرتب ميرسم. البته بيشتر اوقات همهچيز با هم قاطي ميشود يعني همزمان با قبول كردن نوشتن متنهاي نمايشي يك مجموعه يا بازي در يك سريال، آشپزي هم ميكنم و به كارهاي خانه، خريد و… هم ميرسم. خلاصه بيشتر اوقات سرم خيلي شلوغ ميشود.
آيا همسرتان در كارهاي خانه به شما كمك ميكند؟
صبوري: همسرم هر روز بعدازظهر به خانه ميآيد و در ساعاتي كه در خانه است، حتما كمك ميكند. البته گفتني است كه متخصص تهيه انواع سسهاي سالاد و باربكيو است.
آيا آرزو داشتيد نقشي را بازي كنيد كه تا به حال نتوانستهايد؟
صبوري: نه، از آنجايي كه كارم با طنز آغاز شده بود، آن اوايل از اينكه فقط نقشهاي طنز به من پيشنهاد ميشد، دلخور بودم و دوست داشتم در نقشهاي جدي هم حاضر شوم.
اين اتفاق سالها پيش در سريال «فقط به خاطر تو» (قاسم جعفري) و بعد از آن در «بانويي ديگر» (سيروس مقدم) و پس از آن در «من نه منم» افتاد.
اگر خاطرهاي از صحنه بازيهايتان داريد، بگوييد.
صبوري: هر پروژهاي بعد از اينكه تمام ميشود، خاطرهاي است كه خوب يا بد برايم باقي ميماند اما اگر بخواهم يك خاطره تعريف كنم، از آخرين كار (جاده در دست تعمير است) برايتان ميگويم كه در پيچهاي جاده امامزاده داود مشغول فيلمبرداري بوديم.
صحنهاي را ميگرفتيم كه آقاي پورعرب بايد بد رانندگي ميكردند يعني خيلي سريع و بدون رعايت قوانين، در واقع نقش يك راننده خاطي… سرنشينان خودرو، من و آقاي پورعرب بوديم و در عين فيلمبرداري من واقعا ترسيده بودم و مدام صلوات ميفرستادم كه تصادف نكنيم.
در حال حاضر سريال «جاده در دست تعمير است» كه شما در آن بازي ميكنيد، در حال پخش است، كمي از سريال و نقشتان بگوييد.
صبوري: سريال «جاده در دست تعمير است» سريالي بود كه يكي، دو ماه مانده به عيد به من پيشنهاد شد و به كارگرداني حسين تبريزيان و عليرضا ابراهيمي بود كه قبلا با هيچكدام از آنها آشنا نبودم.
يكي از عواملي كه باعث شد بعد از مدتها پيشنهاد بازي در كاري را بپذيرم، كليت بسيار خوب كار بود… در نهايت به سرعت كار فيلمبرداري شروع شد. نقش من در اين سريال، نقش جذاب و خودماني است؛ نقش همسر يك راننده خاطي (ابوالفضل پورعرب) را بازي ميكنم كه پدرم (بهزاد فراهاني) تصميم به تجديد فراش گرفته و من با دو خواهر ديگرم (مريم اميرجلالي و سحر ذكريا) واكنشهاي متفاوتي در برابر اين قضيه داريم.
چطور شد براي اين نقش انتخاب شديد؟
صبوري: اين سئوال را فكر كنم بايد از تهيهكننده و كارگردان سريال بپرسيد!
آيا كار ديگري را در حال بازي داريد؟
صبوري: در حال بازي خير، ولي سريال آماده پخش دارم. سريال «بزرگمرد كوچك» به كارگرداني مسعود رسام كه نميدانم چه موقع پخش ميشود.
و حرف پاياني.
صبوري: در پايان از شما ممنونم و براي تمام كاركنان خانه سبز آرزوي موفقيت دارم.
Add comment ژوئن 2, 2008
قصه كهنه حق پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال
صد و پنجاه سال پيش، بزرگترين پيشگوها و حتي فيلسوفان و اقتصاددانان دانشگاه معتبر «كمبريج» انگلستان هم به ذهنشان خطور نميكرد، اين بازي كه مدتي ست دانشجويان ماجراجو به آن ميپردازند، روزي تبديل به چنان صنعت سودآوري شود كه گردش مالي آن با بودجه قارهاي چون آفريقا برابري كند.
تلاش هزاران كشاورز و زير كشت بردن هكتارها زمين و در نهايت صادرات صدميليون دلاري زعفران ايران به اندازهاي است كه فقط ملحق شدن زينالدين زيدان به رئال مادريد با 54ميليون دلار (آن هم چند سال پيش) با بيش از 50درصد كل صادرات و برآيند تلاش هزاران كشاورز ايراني برابري ميكند. اقتصاددانان دانشگاه كمبريج نميدانستند آنچه از پنجره كلاسهاي درسشان قابل مشاهده است و مشتي جوان كه به دنبال توپي ميدوند و نام آن را فوتبال گذاشتهاند، روزي از نان تاثيرگذاري اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي برخوردار شود كه زبان مشترك جهانيان شده و فينال جام جهاني نيز به واقعهاي تبديل شود كه در آن واحد، ميلياردها نفر را مقابل تلويزيونها بنشاند. وقتي پديدهاي چنين گستردگي مييابد و از آن مهمتر مورد توجه جوامع قرار ميگيرد، كساني كه به دنبال سرمايهگذاري و بازگشت پول خود هستند، به آن هجوم ميآورند تا هر روز خبر تازهاي از رشد اقتصادي «صنعت» فوتبال در جهان به گوش برسد. مديرعامل سابق باشگاه استقلال كه سعي در بهبودي اوضاع اقتصادي اين باشگاه پرطرفدار تهراني داشت در اين خصوص ميگويد: به دليل حساسيت و علاقه روزافزون مردم دنيا و گسترش آن به كشورهاي دورافتاده، صنعتي بزرگ گرد آن جمع شده است. درآمد ناشي از نقل و انتقالات، حق پخش تلويزيوني كه به دنبال خود، تبليغات و آگهيهايي كه رسانهها ميگيرند، اجزاي صنعتي است كه به خاطر فوتبال و جذابيتش به وجود آمده. حسين قريب نتيجه ميگيرد: فوتبال ،گردش مالي عظيمي دارد و فاكتورهايش را به جامعه تحميل كرده و صنعت شده است چون كمتر پديدهاي يا رشته ورزشي مثل آن درآمدزاست كه بتواند باعث جلب توجه مردم شود.به واقع وقتي رسانههاي بريتانيا از «جرج بست» ستاره افسانهاي منچستر يونايتد براي تبليغ كالاهايشان استفاده كردند، فوتبال ابعاد اقتصادياش را پايه ميگذاشت، پس از آن برزيليها فهميدند اگر بهاي كار در مزارع نيشكر و قهوه به عضويت تيمهاي اروپايي درآيند، هزاران بار درآمد بيشتري خواهند داشت، آن زمان يعني نيم قرن پيش پايههاي صنعت ودآور فوتبال شكل گرفت. زماني كه اسپانسرها به اهميت اقتصادي فوتبال پي بردند و و در حواشي اين ورزش، مشاغل و درآمدهاي زياد سربرآوردند. يكي از مهمترين و در واقع اصليترين عامل حيات يك تيم فوتبال در كشورهاي صاحب ليگهاي پرسابقه و قديمي چون ايتاليا، انگلستان، اسپانيا و حتي فرانسه و آلمان، فروش امتياز «پخش تلويزيوني» است. تا جايي كه رئال مادريد در قراردادي هفت ساله حق پخش كليه بازيهايش را به رقم يك ميليارد و چهارصد ميليون دلار ميفروشد. يعني سالي دويست ميليون دلار فقط و فقط از راه پخش تلويزيوني درآمد كسب ميكند.
آنچه در جهان فوتبال ميگذرد
ليگ انگلستان سابقهاي بيش از يك قرن دارد و تيمهاي كوچك اين كشور كه شايد ايرانيها نام بسياري از آنها را نشنيدهاند بيش از صد سال است كه تاسيس شدهاند! برخلاف ليگ ايران كه مقام دومي و چهاردهمي هيچ فرقي ندارد در ليگ انگلستان و ليگهاي معتبر جهان (اسپانيا، ايتاليا، آلمان و…) كسب هر رتبه در ميزان رآمد باشگاه تاثير دارد. از حق پخش تلويزيوني تا جذب اسپانسر و… به مقامي كه در پايان فصل حاصل ميشود مرتبط است.به همين دليل تا آخرين روز حتي در صورت مشخص شدن قهرمان از هفتهها قبل و وضعيت تيمهاي سقوطكننده از جذابيت بازيها كم نميشود و باز به همين دليل است كه با سلطه دو ساله چلسي و قهرمانيهاي زودهنگام آن، باز درآمد ليگ انگلستان افزايش يافته و به تبع آن درآمد باشگاهها هم (حتي تيمهاي كوچك) زياد ميشود.
در پايان سال 2006 اعلام شد درآمد باشگاههاي اين ليگ به طور متوسط بيش از ده ميليون پوند در سال افزايش خواهد يافت كه اين مبلغ براي پرداخت سالانه يك تيم سطح بالا كافي خواهد بود. اين افزايش درآمد از رونق انعقاد قرارداد براي پخش تلويزيوني مسابقات در خارج از انگليس ناشي ميشود. تقاضاي رو به رشد كشورهاي آسيايي از جمله خاورميانه به ليگ برتر اجازه داده است قراردادهايي به ارزش دو ميليارد و ششصد ميليون دلار امضا كنند كه شصت درصد بيشتر از سطح درآمد سال 2006 بوده است.پخش تلويزيوني همچنين ارمغاني براي باشگاههاي انگليس دارد. پيشبيني شده است قهرمان فصل آينده ليگ برتر حدود پنجاه ميليون پوند بابت جايزه و همچنين حق خود را از سهم پخش تلويزيوني دريافت خواهد كرد. حتي باشگاهي كه در قعر جدول قرار بگيرد ميتواند انتظار درآمدي سي ميليون پوندي (پنجاه ميليون دلار) داشته باشد.
در تنها استثناي تاريخ فوتبال ايران، يكي دوسال قبل و به هنگام بازي تيم پرسپوليس و بايرن مونيخ، صداوسيما براي اولين و آخرين بار مبلغي را براي اجاره پخش اين بازي به مديريت انصاريفرد و قرمزهاي تهران داد؛ طعمي كه به شدت زير دندان فوتباليها مزه كرد چرا كه به گفته انصاريفرد اين تيم از محل بليطفروشي در يكسال ،150ميليون تومان درآمد داشت اما رقمي كه سازمان صداوسيما بابت همان يك بازي به پرسپوليس داد 175ميليون بود و اين جرقهاي شد تا همگان ياد حقوق از دست رفتهشان بيفتند.
كفاشيان، صدا و سيما را تهديد كرد
اما آن روي سكه هم خواندني است. آنجا كه رئيس هميشه آرام فدراسيون فوتبال، صدا و سيما را تهديد به فروش امتياز پخش مسابقات ليگ برتر به كشوري ديگر ميكند بايد مطمئن باشد كه خبري در راه است.
گرچه رييس فدراسيون فوتبال، صدا و سيما را تهديد به فروش حق پخش تلويزيوني مسابقات فوتبال به كشورهاي ديگر ميكند اما بعيد است در حالي كه تلويزيون ايران با منابع مالي فراوانش از دادن حق فوتبال به فوتبال طفره ميرود كشور ديگري اين كار را انجام بدهد. اصلا براي كشورهاي ديگر چه جذابيتي دارد كه بازيهاي ليگ ايران را به صورت مستقيم پخش كنند و بابت آن به فدراسيون فوتبال پول بدهند. به هر حال اين هم حربهاي است كه كفاشيان به كار برده تا بتواند پولي را نصيب فوتبال كند.
البته اين تمام ماجرا نيست؛ از سوي ديگر، نمايندگان كنفدراسيون فوتبال آسيا ( AFC) كه براي گفتگو با مقامات ورزشي ايران به تهران آمدهاند، براي لزوم تطبيق شرايط داخلي فوتبال كشورهاي عضو آن كنفدراسيون با شرايط مورد نظر فدراسيون بينالمللي فوتبال، فيفا، تاكيد كردهاند. ( AFC) قبلا اعلام كرده بود كه از سال 2009 فقط آن دسته از كشورهاي آسيايي ميتوانند در رقابتهاي جام باشگاههاي آسيا نماينده داشته باشند كه شرايط داخلي فوتبالشان را با شرايط اعلام شده از سوي «فيفا» تطبيق دهند. يكي از مسائلي كه به گفته مقامات فدراسيون فوتبال ايران در گفتگوهاي تهران بهطور جدي از سوي نمايندگان اي.اف.سي مطرح شده، انتقاد آنان و «فيفا» از عدم حضور زنان در ورزشگاهها براي تماشاي مسابقات فوتبال است.
اين در حالي است كه به نظر ميرسد براي تماشاچيان زن در مسابقات ورزشي ديگر چنين محدوديتهايي وجود ندارد، مثلا در مسابقات اخير تنيس جام ديويس كه در تهران برگزار شد، زنان در ميان تماشاچيان حضور داشتند.
AFC به فوتبال ما فقط حداكثر تا پايان ارديبهشت فرصت داده از صدا و سيما و حتي از شبكههاي خارجي (در صورت به توافق نرسيدن با صداو سيماي خودمان) براي پخش هر مسابقه فوتبال حق پخش تلويزيوني بگيرد و همچنين زمينه حضور بانوان را در ورزشگاهها فراهم كند.از روزي كه فيفا اعلام كرد براي مستقل کردن فوتبال و يكسان سازي شرايط اداره اين ورزش در سراسر جهان با هيچ قدرت و نهاد دولتي شوخي ندارد، ميشد حدس زد بايد باقي ماندن در مناسبات و مراودات فوتبال بينالمللي خواستههاي فيفا را تامين كرد، اما آن زمان خطر تعليق از نگاه هيچكس جدي نبود تا اينكه در سال 2006 ميلادي فيفا به خاطر شائبه دخالت سياست در فوتبال ايران، حكم تعليق فوتبال ما را به اجرا گذاشت.صدالبته به هر زحمتي بود به لطف رايزني و مهمتر از همه به واسطه پذيرفتن شرايط فيفا از خطر تعليق فرار كرديم، اما حالا يك بار ديگر خطر تعليق و طرد شدن از فوتبال بين الملل را احساس ميكنيم اما اين بار AFC وارد مسائل داخلي و جزييات فوتبال ايران شده است. كنفدراسيون فوتبال آسيا كه پشتوانهاش حمايتهاي قاطع فيفاست، اعلام كرده از سال 2009 فقط كشورهاي آسيايي ميتوانند در رقابتهاي جام باشگاههاي آسيا نماينده داشته باشند كه شرايط داخلي فوتبالشان را با شرايط مورد نظر فيفا تطبيق دهند.اما فوتبال ايران براي اين تطابق غير از مسائل پيش پا افتادهاي چون افزايش بازيكنان داراي قرارداد حرفهاي هر باشگاه از سطح ده بازيكن تا سقف 16 بازيكن و همچنين مسقف كردن بخشي از ورزشگاهها، با مشكلات و معضلات بزرگتري روبه روست.AFC كه اجرا كننده قوانين فيفا در فوتبال آسياست براي استقال مالي فدراسيون فوتبال ايران و باشگاههاي ايراني روي حق پخش تلويزيوني فوتبال انگشت گذاشته و در راستاي يكسان سازي شرايط فوتبال در ايران با ساير كشورهاي دنيا از غيبت بانوان در جمع تماشاگران ايراد گرفته و به فوتبال ما فقط حداكثر تا پايان ارديبهشت فرصت داده كه براي پخش هر مسابقه فوتبال از صدا و سيما و حتي از شبكههاي خارجي (در صورت به توافق نرسيدن با صداو سيماي خودمان) حق پخش تلويزيوني بگيرد و همچنين زمينه حضور بانوان را در ورزشگاهها فراهم كند.اين خواستهها كه كاملا جدي است و رعايت نكردنش در مرحله اول منجر به حذف باشگاههاي ايراني از حضور در رقابتهاي ليگ حرفهاي آسيا و در مرحله دوم منجر به تعليق فعاليتهاي بينالمللي فوتبال ايران ميشود، در حالي به شكل كاملا جدي از جانب AFC (و در حقيقت از طرف فيفا) مطرح شده كه صدا و سيما طي ساليان اخير هرگز حاضر نشده براي پخش راديو و تلويزيوني رقابتهاي فوتبال حق و سهمي به فدراسيون و باشگاهها بدهد و هيچ قدرتي هم نتوانسته مجوز حضور بانوان در ورزشگاهها را صادر كند.اما اين ماجرا جدي است؛ بنابراين جدا از عقب نشيني صدا و سيما، در مورد شرايط حضور بانوان در ورزشگاهها نياز به بازنگري داريم. البته معتقديم اگر آقايان در ورزشگاهها حرمت نگاه ميداشتند و فضاي استاديومها را عاري از فرهنگ نميكردند تا به حال بانوان هم پاي ثابت تماشاي تمامي رقابتهاي فوتبال ملي و باشگاهي ايران بودند.
Add comment ژوئن 2, 2008
موسیقیدانم نه سیاستمدار
كریس دیبرگ به همراه كنی تامسون مدیر برنامه او از شركت فریمن پروداكشنز و محسن رجبپور مدیر شركت ترانه شرقی و گروه آریان روبهروی خبرنگاران قرار گرفت و حرفهای خود را با این جملات شروع كرد: «سلام. صبح به خیر. فارسی من خوب نیست. من باید فارسی را بیشتر تمرین كنم.» بعد به زبان مادریاش برگشت و حرفهایش را به زبان انگلیسی ادامه داد.
او گفت: «دیدن ایران وقتی پسر بچه كوچكی بودم و كتابی را درباره این كشور خواندم، رویای ذهن من شد.» حالا كریس دیبرگ از چند نسل قبل یعنی نسلی كه حالا بالای ۴۰ سال سن دارند، نسلی كه بعضی از خاطرات خود را در آهنگهای این خواننده ایرلندی جستوجو میكنند با اعضای گروه آریان از نسل امروز میخواهد نگرش جهانی منفی نسبت به ایران را عوض كند؛ با گروه آریان كه نزد بسیاری از والدین، دوستداران او و همسنوسالانش از جایگاه پایینتری در ایران برخوردار هستند. هنوز كنسرت كریس دیبرگ و آریان قطعی نشده و مجوز كتبی ندارد اما محسن رجبپور گفت كه مجوز شفاهی را دریافت كرده است.
كریس دیبرگ گفت: «در تهران احساس امن و مطمئنی داشتم و اینجا از لسآنجلس و لندن برایم امنتر بود.» او درباره اخبار منفی رسانههای خارجی درباره كنسرتش در ایران و اینكه احتمال ترورش وجود دارد، گفت: «من به دنبال كردن اخبار از طریق مطبوعات اعتقادی ندارم و معتقدم كه خروجی بسیاری از خبرگزاریها جهتدار است. اینجا امن است، مردم برخورد گرمی دارند و مهماننوازند.»
كریس دیبرگ توضیح داد كه با شنیدن موسیقی آریان به یكی از طرفداران پروپاقرص این گروه تبدیل شده و از شنیدن كار آنها لذت میبرد. او گفت كه در این چند روز در ترافیك تهران به اندازه كافی وقت برای شنیدن موسیقی ایرانی داشته و اظهار امیدواری كرد كه بتواند قطعهای با الهام از سفر به ایران بسازد. این خواننده ایرلندی از اینكه نیمی از كسانی كه به دانشگاههای ایران وارد میشوند، از زنان هستند اظهار خوشحالی كرد و گفت كه كنسرتش در ایران را با انرژی و با صدایی كه اعتقاد دارد هنوز قوی است، برگزار خواهد كرد.
كریس دیبرگ در نشست دیروز بارها گفت كه سیاستمدار و انسان سیاسیای نیست و هدفش از بودن در ایران فقط اجرای موسیقی است. او در پاسخ به سوالی درباره رو به زوال رفتن موسیقی پاپ گفت: كسانی كه در سن من هستند میگویند موسیقی پاپ امروز آشغال است. اما فكر میكنم در این مورد چند مسئله وجود دارد. در زمان ما وقت زیادی برای نوشتن یك قطعه گذاشته میشد و مبارزه برای بالا بردن كیفیت موسیقی بود. ترانهسراهای بزرگی مثل جكسون براون، پل سایمون و باب دیلن فعالیت میكردند. اما در ۱۰ سال گذشته با نفوذ كامپیوتر روند ساخت موسیقی تغییر كرده. ما گیتار به دست میگرفتیم و با پیانو آهنگی میساختیم. الان مردم با زدن روی كیبورد موسیقی میسازند و در این میان احساس و خواستههای قلبی از بین میرود.
دی برگ درباره میزان آشنایی و آگاهی از انتظارات جوانان ایرانی گفت: من وبسایتی دارم كه به تازگی كارخود را آغاز كرده و جالب اینكه بیشترین آمار تماشاگران این سایت را جوانان ایرانی تشكیل میدهند بنابراین از علاقه این جوانان به موسیقی خود آگاه هستم و فكر میكنم دلیل این علاقه هم این است كه تمام ترانهها و آهنگهای خود را با عشق مینویسم و ملودیهای آن از اعماق قلبم بیرون میآید به همین دلیل میدانم كه راه سختی را در پیش دارم. مدیر گروه آریان هم در خصوص كم وكیف اجرای كنسرت گروه پاپ ایران و خواننده ایرلندی گفت: كنسرت گروه موسیقی آریان در سه قسمت اجرا میشود، در بخش اول این اجرا هشت قطعه از گروه آریان اجرا میشود و پس از آن كریس دیبرگ هشت قطعه به تنهایی اجرا خواهد كرد و قسمت پایانی هم به اجرای قطعات مشترك گروه آریان و كریس دیبرگ اختصاص دارد.
او افزود: «ما ابتدا قصد داشتیم این كنسرت را تابستان در استادیوم دوچرخهسواری آزادی برگزار كنیم اما احتمالا برای مهر و آبان خواهد بود.»
مدیر شركت ترانه شرقی ادامه داد: «ما تاكنون در خصوص مسائل مالی با كریس دیبرگ و هیات همراه ایشان صحبتی نكردهایم و ایشان نیز هیچ پولی را دریافت نكردهاند، بلكه تنها با احترام به صلح و انساندوستی همه كارها را انجام دادهاند و تازه قصد داریم بعد از جلسه امروز در خصوص این موارد صحبت كنیم. وی در خصوص انتخاب این خواننده برای همكاری با گروه آریان بیان داشت: من ۹ سال پیش تصمیم گرفتم گروهی را از خارج برای اجرا به ایران بیاورم و این كار را از كشورهای عربی آغاز كردم. وقتی علی پهلوان هم اسم كریس دیبرگ را آورد من به این موضوع فكر كردم كه ما ایرانیها شعرهای او را میخوانیم ولی چرا خارجیها زبان ما را نمیخوانند و از آنجایی كه بار مثبت ترانههای كریس دیبرگ همان چیزی است كه ما دنبالش هستیم ایشان را انتخاب كردیم.»
كریس دیبرگ پیشنهاد كرد كسانی كه میخواهند به كنسرت او بیایند ساندویچ و پیژامه را فراموش نكنند، چون ممكن است شب را همانجا بخوابند.
Add comment ژوئن 2, 2008
برنزه کردن اعتیادآور است
صنف سالنها و باشگاههای برنزه کردن پوست در آمریکا، که نماینده هزاران سالن برنزه سازی در کل آمریکاست، اخیراً تبلیغ تمام صفحهای در روزنامه نیویورک تایمز چاپ کرده و در آن ادعا کرده: «دیگر استفاده از اشعه ماوراء بنفش برای برنزه کردن پوست کشنده نخواهد بود.»
دلیل آن چیست؟ سارا لانگ ول، مدیر روابط عمومی این صنف میگوید: به دلیل بدنامی این صنف که توسط تولیدکنندگان محصولات ضدآفتاب و متخصصان پوست صورت گرفته، ما تعداد زیادی از مشتریان خود را از دست دادهایم!
به گزارش البرز، اینکه آیا این بدنامی منصفانه است یا خیر، بحث ادامهداری است که بین حامیان سالنهای برنزه سازی (که غالباً شامل مالکین این باشگاهها میشود) و متخصصان پوست (که اغلبشان مخالف هرگونه استفاده از اشعه ماوراء بنفش هستند) در جریان است. اما از آنجا که کدام از طرفین حقایق را تاحدودی به نفع خود تغییر دادهاند، بعضی از آمارها نشان دهنده واقعیت خواهند بود:
- برنزه کردن پوست در سالنها تجارت بزرگی در آمریکاست و سالانه حدود ۵ میلیارد دلار درآمد زایی میکند.
- حدود ۱ میلیون نفر - ۷۰ درصد زنان سفید پوست بین ۱۶ تا ۴۹ سال - هر روز از سالن برنزه سازی استفاده میکنند.
- بر طبق مطالعاتی که در نشریه انجمن پزشکی آمریکا منتشر شده، شیوع سرطان پوست بیشتر از هر نوع دیگری از سرطان در حال پیشروی است.
- سالانه حدود یک میلیون مورد سرطان پوست خوش خیم و ۶۰ هزار مورد سرطان پوست بدخیم گزارش میشود.
«ام.اس.ان» در گزارشی میآورد: این صنف اظهار میکند، استفاده منظم و با اعتدال از تختهای برنزه کردن پوست خوب و مفید است و از سوختن پوست شما جلوگیری میکند. سارا لانگ ول میگوید: اگر میخواهید برای تعطیلات به سفر بروید، برای مدت یک هفته و هر روز، در یک دوره زمانی کوتاه، از سالنهای برنزه سازی استفاده کنید و این کار بدن شما را از شوک ناگهانی قرار گرفتن در برابر آفتاب برای اولین بار بعد از زمستان، محافظت میکند.
از آنجایی که متخصصین پوست با مضر بودن سوزاندن پوست موافقت دارند و مطالعات زیادی ارتباط بین آفتاب سوختگی و افزایش سرطان پوست را تایید میکند، تعداد کمی قبول دارند راه حل، نوردهی بیشتر پوست توسط اشعه ماورا بنفش است. جوئل کوئن یکی از استادان پوست دانشگاه کلرادو میگوید: برنزه کردن مصنوعی به شما این حس غلط را القا میکند که از آفتاب در امانید و پوستتان نخواهد سوخت، اما در حقیقت تاثیر آن در حد یک ضدآفتاب با SPF۳ خواهد بود. بنابراین این کار نه تنها مقدار بسیار کمی از شما محافظت میکند، بلکه استفاده مداوم آن معادل برخورد بیشتر و بیشتر با تشعشع ماورا بنفش خواهد بود. او میگوید: راه حل ساده این است که از ضدآفتاب استفاده کنید و تمام تعطیلات خود را روی ساحل و در برابر آفتاب هدر ندهید!
مطالعات پزشکی ارتباطی بین استفاده از ویتامین دی و کاهش پوکی و شکستگی استخوان، دیابت، نارساییهای مغز و نخاع، فشار خون بالا و همچنین انواع سرطان را نشان میدهد. در این میان شواهدی مبنی بر تاثیر مثبت ویتامین دی برای جلوگیری از سرطان پوست نیز وجود دارد.
تحقیقات دیگری نشان میدهد رژیم غذایی ـ علاوه بر مدت زمانی که مردم عادی روزانه در برابر نور خورشید قرار میگیرند ـ راه بهتری برای تامین ویتامین دی مورد نیاز بدن هستند. مصرف روزانه دو لیوان شیر یا آب پرتقال یا استفاده از منابع ویتامینی مکمل برای تامین مقدار نرمال ویتامین دی بدن شما کافی است.
یکی از اهداف صنف، این است که مردم را از ترس و تصورات غلطی که اطلاعات نادرست به آنها میدهد، رها کنند. خانم لانگ ول میگوید: «اغلب گفته شده هر بار برنزه سازی مصنوعی بیش از ۱۵ بار قویتر از اشعه آفتاب است. این اطلاعات شاید شامل بعضی سالنها شود، اما در مورد اکثر این سالنها اشتباه است. در واقع تختهای برنزه سازی در حدود دو بار قویتر از نور خورشید است و به همین دلیل است که پوست شما زودتر از زمانی که در معرض نورطبیعی قرار میگیرید، رنگی میشود.» اما بر طبق نشریه بینالمللی سرطان، میزان تشعشعات ماوراء بنفش تختهای برنزه سازی حدود ۵ بار قویتر از نور طبیعی است و در این صورت ۲۰ دقیقه استفاده از تخت برنزه سازی معادل دو یا سه ساعت در معرض نور خورشید بودن است.
● آیا برنزه کردن اعتیاد میآورد؟
پاسخ مثبت است، محققان به این رفتار نیز مانند بقیه رفتارهای اعتیادآور نگاه میکنند. نوعی عامل اعتیاد در ارتباط با اشعه ماورا بنفش وجود دارد و همچنین گفته میشود شخصی که پوستش را در این سالنها برنزه میکند، میخواهد احساس کند که پولش هدر نرفته است و از آنجاییکه سالنها دفعات نامحدودی به مشتری اجازه استفاده از امکانات را میدهند، فرد بیشتر و بیشتر در معرض این اشعه قرار میگیرد و دچار نوعی اعتیاد به این امر میشود.
از سویی دیگر، لامپهای مصنوعی و تختهای برنزه سازی، در سال ۲۰۰۵ از سوی بنیاد ملی بهداشت آمریکا، به عنوان عامل مستقیم سرطانی برای انسان شناخته شده است و گفته میشود افرادی که قبل از ۳۰ سالگی شروع به استفادههای طولانی از این دستگاهها میکنند، ریسک بالاتری برای ابتلا به سرطان دارند.
در حالی که این صنف اظهار میکند، سوختگی ناشی از نور مستقیم آفتاب است که باعث سرطان میشود، نه استفاده کنترل شده از لامپهای برنزهسازی، اما از نظر علمی، برنزه سازی مصنوعی به پوست آسیب میزند. اشعه ماوراء بنفش توسط DNA جذب میشود و پاسخ بدن به این آسیب، ساخت لکههای سیاهی است که روی پوست ظاهر میشود و در واقع پوست را برنزه و تیره نشان میدهد. حتی مقدار کم آن نیز مضر است و استفاده طولانی مدت، نه تنها باعث پیری زودرس در پوست شما میشود، بلکه خطر سرطان پوست را نیز افزایش میدهد.
Add comment ژوئن 2, 2008