انديشه هاي ناب سهراب در ادبيات2

آوریل 14, 2008 at 5:13 ق.ظ. بیان دیدگاه

 

     
چوب بر مرده او مي زنند و ما مي دانيم كه اين حضرات به خاطر مقبوليتي كه سهراب در بين مردم دارد و هر روز بيشتر مي شود در رنجند ، گرچه در حيات او نيز چنين بود، اينان بايد به اين حقيقت پي ببرند كه همان گونه كه در حيات او از اين دسيسه بازي ها سودي نبردند، امروز نيز راه به جائي نخواهند برد


سهراب در آثار بزرگان ادب گذشته همانند فردوسي ، سعدي ، حافظ ،‌سنائي ،‌عطار ،‌مولانا ،‌ ناصر خسرو‌،‌ انوري ،‌ خاقاني ، نظامي و امثال اين بزرگان تأملي عميق داشت و خوب خوانده بود و خوب تجزيه و تحليل مي كرد و به خصوص در آثار شاعران معروف به سبك هندي « اصفهاني » نظير » صائب» ،»كليم »
«بيدل هندي «و جز اينها مطالعاتي همه جانبه كرده بود و مي توان گفت اين شيوه را با قالبهاي نو و شيوه خاص خود تازگي بخشيد بدون اينكه تحت تأثير كسي قرار داشته باشد ،‌زيرا ما امروز آنچه از
» هشت كتاب » او در پيش رو داريم ،‌زائيده انديشه خود اوست و لا غير و شيوه او خاص خود اوست و شعرش به همين دليل دلنشين است ، رگه هايي از عرفان و طرز خاص او در شاعري است كه همه را شيفته آثارش ساخته است .
سهراب با آنكه به آثار هنري » شعر » غربي آشنائي كافي داشت ،‌هيچ گاه نخواست ترجمه اي دست و پاشكسته از اثار غربيان را به نام شعر امروز به خورد مردم بدهد و آنچه سروده و گفته است از چشمه فيّاض طبع خود اوست و گر چه امروز بعضي از داعيه داران شعر معاصر با بي انصافي كامل بعد از سالها كه از مرگ او مي گذرد
چوب بر مرده او مي زنند و ما مي دانيم كه اين حضرات به خاطر مقبوليتي كه سهراب در بين مردم دارد و هر روز بيشتر مي شود در رنجند ، گرچه در حيات او نيز چنين بود، اينان بايد به اين حقيقت پي ببرند كه همان گونه كه در حيات او از اين دسيسه بازي ها سودي نبردند، امروز نيز راه به جائي نخواهند برد و آفتاب را به گل اندودن كاري است
بيهوده و بي حاصل ، زيرا سهراب سپهري جايگاه والاي خود را دارد و آثار او هر روز درخشندگي بيشتري پيدا كرده و تازگي خود را چه بخواهيم و چه بخواهيم حفظ خواهد كرد .
در اينجا براي اينكه خواننده ي عزيز بداند كه د رگذشته هاي دور نيز از اين دوز و كلك ها در بين حضرات شاعر وجود داشت، به نقل مطلبي مي پردازم كه از آتشكده آذر در مورد «امامي هروي» و «مجد همگر» ،‌معاصران سعدي كه سخت از شهرت و نبوغ اين خداوندگار سخن در هراس بوده اند. بدون اينكه بخواهم مقايسه اي بين سپهري و سعدي داشته باشم .
» امامي : از علماي آن ديار و از شعراي مشهور روزكار و مداخ اتابكان فارس و معاصر شيخ مصلح الدين سعدي شيرازي است ، گرچه در فن شاعري استاد است اما آنچه مجد همگر در خصوص او و شيخ سعدي اعتقاد داشته به اعتقاد فقير ـ :
منظور نويسنده تذكره آذر است ـ از براي او بسيار زياد است در اصفهان رد سنه 686 فوت شد .» در ذيل اين شرح حال ، استاد سادات ناصري مصحح تذكره آذر نوشته ديگري را از تذكره عرفات العلشقين آورده است كه به نقل آن مي پردازيم :
« از ميان كتب تذكره در عرفات العاشقين ،‌احوال امايم اندكي گسترده تر آمده بود از آنجا كه اين كتاب گرانقدر هنوز به چاپ نرسيده است به نقل مطالب آن پرداختيم ،‌هر چند خود در اين مختصر بيشتر از تذكره الشعرا ء دولتشاه استفاده كرده و مبالغه ها به كار بسته است .»
« امام تمام همام، فاضل كامل، ‌مفتي فتاوي كمال، ‌عارف معارف حال، جامع مجامع صوري و معنوي، امامي الهروي :
گويند كه از علماء و فضلاي كامكار خراسان است و در كرمان نشو و نما يافته، و بعضي امامي كرماني را سواي او دانند و كرماني را صاحب علوم كيميا و سيميا خوانند. علي اي حال ‌مستجمع و مستحضر جميع كمالات و مستودع و مستولي همه حالات بوده ، عقده رموز دقايق معارف بر سر انگشت بيان گشودي و كليد كنوز حقايق از تحت عرش لسان نمودي ، از جمله در صنعت اكسير يد بيضاي موسوي نموده و در سلوك تجرد در حيرت و سكوت بر رخ عيسي گشاده .
نقل است كه روزي خواجه صاحب ديوان و ملك معين پروانه كه در عهد » ابا قاآن » حاكم روم بود و مولانا نورالدين رصدي و ملك افتخارالدين كرماني به تفتيش حالات وي در خدمت مجد الدين همگر مجتمع شدند هر يك بديهه گفته به خدمت وي فرستادند اول پروانه گفت :
ز شمع فارس مجد المه و دين سؤالي مي كند پروانه روم
زشاگردان تو هستند حاضر رهي و افتخار و نور مظلوم
چو دولت حضرتت را هست لازم دعا گو ، صاحب ديوان ملزوم
نگر ز اشعار « سعدي » و « امامي » كدامين به پسندند اندين بوم
تو كن تعيين اين ، چون ملك انصاف بود در دست تو چون مهره موم
چون هر يك از حضرات بدين ترتيب بيتي گفته ، مجموع را به خدمت مجدالدين » همگر » فرستادند وي جواب ايشان في البداهه فرمود:
ما گرچه به نطق طوطي خوش نفسيم بر شكــّر گفته هاي » سـعـدي » مگسيـم
در شيـوه شـاعري بـه اجـمـاع امـم هرگز من و » سعدي » به » امامي » نرسيم
اگر چه در روزگار سعدي امكان داشته است ، اين اظهار نظر » مجد همگر » تا حدي اذهان مردم را مشوّب كند
ولي امروز كه قرنها از دوران سعدي و امامي هروي و مجد همگر مي گذرد شهرت سعدي در بين مردم روز به روز افزون تر مي شود و حتي مردم كوچه و بازار ابياتي پند آموز از سعدي و غزليات شور انگيزش در خاطر دارند
ولي اكثر مردم فارسي زبان ، حتي نام امامي و مجد همگر و نظاير اين شاعران را نمي دانند و آثار آنان گهگاه در لابلاي تذكره هاي خاك آلود شعر به چشم مي خورد و نام آنان با مرگشان مرده است . اين است حقيقت در هنر و اصالت در شعر كه آنچه باقي ماندني است، مي ماند و مردني مي ميرد و چنين است
كه شعر سهراب نه تنها در حيات او درخشيد ، بلكه امروز كه او در بين ما نيست نيز همچنان مي درخشد و تا خورشيد بر پهنه نيلگون اين مرز و بوم بتابد ، نام و شعرش جاودان است و آنچه دشمنان او يعن يدشمنان هنر به هم مي بافند ،‌تأثيري در اين تابش ندارد و حبابي است كه در هر حال نقش بر ْبست چرا كه او چون عقابي تيز پرواز با ديدگان نافذ خود به شكار لحظه هاي زندگي مي پرداخت ،‌با تمام وجود درون، اشياء را مي كاويد وزيباترين واژه ها را براي آنچه از عالم هستي يافته بود انتخاب مي كرد
، در مورد شيوه و ارزش شعر سهراب با عنايت به اينكه بسيار سخن گفته اند ولي چنان كه شايد و بايد حق او ادا نشده است و بر دوستداران و هنرمندان و منتقدان وارسته و بي غرض است كه در اين زمينه گام هاي مؤثري بردارند . روانش شاد و نامش جاودانه باد .

از آثار اوست :

«آن برتر »
به كنار تپة شب رسيد
با طنين روشن پايش، آيينة فضا را شكست
دستم را درتاريكي اندوهي بالا بردم
و كهكشان تهي تنهايي را نشان دادم
شهاب نگاهش پژمرده بود
غبارِ كاروان ها را نشان دادم
و تابش بيراهه ها
وبيكران ريگستان سكوت را.
و او
پيكره اش خاموشي بود .
لالايي اندوهي بر ما وزيد،
تراوش سياه نگاهش با زمزمة سبز علف ها آميخت ؛
و ناگاه
از آتش لبهايش جرقة لبخندي پريد.
در ته چشمانش ، تپة شب فرو ريخت
و من
در شكوه تماشا ،‌فراموشي صدا بودم .

درقير شب
دير گاهي است در اين تنهايي
رنك خاموشي در طرح لب است
بانگي از دور مرا مي خواند؛
ليك پاهايم در قير شب است.


رخنه اي نيست در اين تاريكي :
در و ديوار به هم پيوسته است
سايه اي لغزد اگر روي زمين
نقش وهمي است ، زبندي رسته است.

نقش آدم ها
سر به سر افسرده است
روزگاري است در اين گوشة «پژمرده هوا»
هر نشاطي مرده است.

دست جادويي شب
در به روي من و غم مي بندد
مي كنم هرچه تلاش
او به من مي خندد.

نقش هايي كه كشيدم در روز
شب ز راه آمد و با دود اندود
طرح هايي كه فكندم در شب
روز پيدا شد و با پنبه زدود

ديرگاهي است كه چون من همه را
رنگ خاموشي در طرح لب است
جنبشي نيست در اين خاموشي :
دست ها ، پاها در قير شب است .
« در سفر آن سوها »
ايوان تهي اَست و باغ از ياد مسافر سرشار
در درة آفتاب ، سر بر گرفته اي :
كنار بالش نو ، بيد سايه فكن از پا در امده است،
دوري ، تو از آن سوي شقايق دوري
در خيرگي بوته ها ،‌كو ساية لبخندي كه گذر كند
از شكاف انديشه ،‌كو نسيمي كه درون آيد؟
سنگريزة رود ،‌ بر گونة تو مي لغزد
شبنم جنگل دور ، سيماي تو را مي ربايد
تو را از تو ربوده اند و اين تنهايي ژرف است
مي گريي ،‌ و دربيراهه زمزمه اي سرگردان مي شود .
خيال پدر
شب بود و ماه و اختر و شمـع و خيال
خواب از سرم به نغمة مرغي ،‌ پريده بود
در گوشـة اتاق فـرو رفـته در سكـوت
رؤيـاي عمـر رفتـه مـرا پيش ديده بود

در عالم خيال ، بـه چـشـم آمـدم پـدر
كز رنج ، چون كمان ، ‌قد سروش خميده بـود
موي سيـاه او شـده بود اندكـي سپـيـد
گفـتـي سپـيـده از افـق شـب دمـيـده بــود
از خود بـرون شدم به تماشـاي روي او
كـي لـذت وصـال بـدين حـد رسيـده بود ؟
دستي كشيد بر سرو رويم به لطف و مهـر
يـك سـال مي گـذشت ، پسر را نـديـده بود
ياد آمـدم كه در دل شـبـهـا هـزار بـار
دسـت نـوازشـم بـه سـر و رو كـشـيـده بـود
چون محو شد خيال پـدر از نـظـر مـرا
اشـكـي بـه روز گـونـة زردم چـكـيـده بـود .

خرداد 1328
1 سهراب سپهري شعر بالا را براي دوست صميم و شاعر و نويسنده و طبيب مشهور دكتر » حبيب الله صناعتي » فرستاده است كه با تشكر و امتنان از ايشان براي اولين مرتبه در اين مجموعه به چاپ مي رس د ، ناگفته نماند كه سهراب با دكتر صناعتي و نگارنده و جمعي ديگر از دوستان كه در ياد و خاطره سهراب نامشان آمده است تا آخرين لحظات حيات پربار خود رشته دوستي و آشنايي را كه در كاشان پيوند خورده بود حفظ كرد .
درباره همين مطلب و خاطرات گذشته و شاعران آن رووزگار » دكتر صناعتي » مطلب جالب و مفصلي چاپ داشته اند كه متأسفانه بعد از بسته شدن و صفحه بندي » خلوت انس » به دست نگارنده رسيد و توفيق چاپ آن دست نداد كه د رمجلد دوم به نشر آن مبادرت خواهد شد.
با تشكر از سايت كانون ادبيات

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

انديشه هاي ناب سهراب در ادبيات1 دكتر يوسف فضايی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,490 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: