دكتر«محمود متين»، بنيانگذار رشته مامايى در ايران

آوریل 14, 2008 at 5:55 ق.ظ. بیان دیدگاه

– متولد سال ۱۳۰۸ همدان – فارغ التحصيل رشته پزشكى از دانشگاه تهران  – اولين متخصص بيمارى هاى زنان و زايمان از دانشگاه تهران – اولين متخصص ايرانى بيمارى هاى زنان و زايمان از آمريكا – بنيانگذار بيمارستان آموزشى «ايران»- ۴۰ سال تدريس…

 


– متولد سال ۱۳۰۸ همدان
– فارغ التحصيل رشته پزشكى از دانشگاه تهران  
– اولين متخصص بيمارى هاى زنان و زايمان از دانشگاه تهران
– اولين متخصص ايرانى بيمارى هاى زنان و زايمان از آمريكا
– بنيانگذار بيمارستان آموزشى «ايران»
– ۴۰ سال تدريس پزشكى زنان و مامايى و تربيت هزاران پزشك و ماما و متخصص
– استاد دانشگاه شهيد بهشتى
– عضو فرهنگستان علوم
– دبير جامعه پزشكى زنان ايران
– مؤسس انجمن متخصصان زنان و زايمان
– مجرى طرح كنترل جمعيت سازمان بهداشت جهانى در ايران
– صاحب تأليف ها و ترجمه هاى متعدد در حوزه پزشكى زنان و زايمان
– شركت در سمينارهاى مختلف و متعدد پزشكى و بهداشت خانواده و…
 يكى از رشته هاى شاخص علم پزشكى كه از ديدگاه آن «درد» و «درمان» تقريباً به يك معناست و همه ما چه در آغاز و چه در ادامه و چه در انجام زندگى با آن به نوعى برخورد داريم، تخصص واگير زنان و زايمان و مامايى است. در همين رشته حساس هم هست كه هستى و نيستى، بود و نبود، شد و نشد، عدم و وجود، تولد و مرگ و ثنويت هاى ديگرى از اين دست به شكل ملموس و شايد فراتر و شايد فروتر از انگارش فكرى و فلسفى مطرح مى شوند. اين رشته به صورت آكادميك و امروزى، شايد در ايران خيلى سابقه نداشته باشد و «تحويل» آن از دنياى طب سنتى و بومى به طب دانشگاهى و غربى، به سال هاى خيلى دورى بازنگردد. اين سال هاى دور را به طور مشخص، شايد در شناسنامه علمى دكتر «محمود متين»، كه به عبارتى پدر علم مامايى در ايران به حساب مى آيد، ديد و پيدا كرد. پزشك حاذقى كه تأثير حضور او را نه فقط در به دنيا آوردن كودكان، كه در تولد تك تك اعضاى جامعه پزشكى مربوط به اين رشته خاص نيز ببينيم و بيابيم. اين را حدود ۵ هزار پزشك زنانى به ما مى گويد كه طى چند دهه گذشته به گونه اى مستقيم و غيرمستقيم مرهون و مديون علم آموزى متين بوده اند و مسؤول به دنيا آوردن بخش بزرگى از كودكان اين جامعه. 

دكتر متين به طوريكه خود مى گويد در خانواده اى سنتى و مذهبى و در سايه تعليم و تربيت يكى از تاجران معروف شهر همدان به دنيا مى آيد و در همان جا هم تحصيلات مقدماتى خود را تا كلاس پنجم ادامه مى دهد و براى گذراندن سال ششم طبيعى راهى تهران و كالج «البرز» مى شود، كه يكى از قطب هاى تحصيلى دوران خود بوده است و مقدمه ورود قطعى به دانشگاه و آغاز تحصيلات تكميلى. تحصيلاتى كه دكتر متين ابتدا در ايران و دانشگاه تهران و در رشته پزشكى عمومى به پايان مى رساند. او در بازگشت به خاطرات گم و گور آن دوران، كه شايد حالا تنها طنينى از آنها در ذهنش باقى مانده باشد، به يكى از انشاهايى اشاره مى كند كه موضوع كمك به بينوايان را داشته و او با استفاده از نظريات نيچه آلمانى نوشته بوده است و همين باعث تعجب و بعد تحكم و در نهايت دوستى دبير مربوطه با متين مى شود. بعد از اين دوره بنيادى و تكوينى و پس از اتمام دوره پزشكى عمومى در دانشگاه تهران، تمام تلاش اين فرد دانشمند باز معطوف به ادامه تحصيل و گرفتن تخصص در رشته زنان و مامايى مى شود، كه با محدوديت هاى كمى و گزينشى بسيارى هم در زمان خودش مواجه بوده است. متين با انگيزه قوى و با پشتكارى كه هميشه و همواره داشته و از خود نشان داده، از ميان ۲۵۰ همكلاسى خود، جزو يكى دو دانشجويى مى شود كه موفق به گذراندن دوره ۳ ساله تخصص در دانشگاه تهران مى شود. او اما به همين جا و همين حدود هم بسنده نمى كند و براى دست يافتن به افق هاى باز و تازه اين رشته، راهى غرب و غربت (آمريكا) مى شود: «در آن زمان بين ايران و آمريكا برنامه تبادل دانشجو بود و يك عده از پزشكان ايرانى به شرط اينكه بعد از پنج سال تعليم و تحصيل به ايران باز گردند، به آمريكا اعزام مى شدند. من از اين برنامه استفاده كردم تا دوباره دوره تخصص زنان و مامايى را در آن كشور بگذرانم. بعد از پايان تحصيلات، رئيسم خيلى اصرار داشت كه در آمريكا بمانم. يكى به خاطر ۳ سال سابقه تحصيل همان رشته تخصصى در ايران و يكى هم به خاطر تسلط زيادى كه به كارم داشتم. از ايشان فرصتى خواستم و بعد از يك هفته فكر كردن گفتم كه مايل هستم كه برگردم ايران. كه او هم پذيرفت و گفت: خب بالاخره وطن بر همه چيز غلبه مى كند». 
متين در سال ۱۳۴۰ به ايران بازمى گردد و بيمارستان«ايران» را بنيان مى گذارد. جايى كه بخش بزرگى از فعاليت هاى علمى اين شخصيت كم نظير در آن مى گذرد و با حالى كه از سوى دانشگاه تهران به عنوان محل تربيت دستيار پذيرفته مى شود. بعد از چند سال تربيت دستيار در بيمارستان ايران، او وارد دانشگاه ملى آن زمان شده و مدارج ترقى را همچنان طى مى كند. بدين ترتيب تدريس و تحقيق و كار در بيمارستان به سويه هاى اصلى زندگى اين پزشك معاصر تبديل مى شود: «يكى از كارهاى بسيار مشكل تدريس همزمان همه دروس رشته زنان و مامايى به تنهايى بود. كسانى كه اهل فن هستند مى دانند كه چنين روندى چقدر مشكل است. من هر شب مجبور بودم تا پاسى از شب بنشينم و كتاب بخوانم، تا فردا صبح همان كتاب يا چيزى را كه فراگرفته بودم، به دانشجويان منتقل و تقديم آنها كنم. اين در حاليست كه الان همه برنامه آموزشى دانشگاه را تعداد ۷ يا ۱۰ نفر برعهده دارند و در بيمارستان هاى مختلف يك درس زبان مامايى را ۲۰ استاد درس مى دهند. به هرحال من خيلى خوشبختم كه خداوند در اين راه به من كمك كرد و من به اين آرزو رسيدم، كه كار ساده اى نيست». 
دكتر متين حدود ۴۰ سال از عمر پربار خود را به معلمى مى گذراند و در اين باره و در يك نگاه كلى و گذرا به پشت سر معتقد است: «با خودم عهد كردم كه نه در كار خصوصى آنچنان غرق شوم و نه به كار دولتى بپردازم، كه از كار آموزشى باز بمانم. اين بود كه فكر مى كردم شغل براى من فقط شغل استادى است. اين بود كه نتيجه همه تلاش ها و كوشش هاى خودم را يكجا تقديم دانشجويان خود كردم. شاگردانى كه حالا در سراسر ايران و كشورهاى مختلف جهان مشغول به فعاليت هستند و مايه افتخار من. كسانى كه برايم حكم فرزند را دارند و گاهى كه به يادم مى آورند، مورد محبت شان قرار مى گيرم». 
و اما براى اينكه تصوير جامع ترى از شخصيت اجتماعى و اخلاقى و حرفه اى دكتر متين به دست بيايد، فكر مى كنم شنيدن اظهارنظر يكى از شاگردان قديمى او بد نباشد: «افتخار آشنايى بنده با دكتر متين به سال ۱۳۴۴ برمى گردد و زمانى كه دانشجوى ايشان بودم. كسى كه فضيلت اخلاقى، ادب و معرفت را به علم و دانش ترجيح مى دادند و براى ما هميشه همراه با تدريس علم زنان و زايمان، از اخلاق و رفتار و منش و كردار نيك حرف مى زدند. ايشان كتاب ها و مقالات مختلفى در طول خدمت شان نوشتند و ترجمه كردند كه گشايش بزرگى در علم مامايى ايران به حساب مى آمد و مى آيد.

 

دكتر متين علاوه بر تربيت دانشجو و رزيدنت و متخصص در ايران، به عنوان يك مرجع علم مامايى نيز در ايران به حساب مى آمدند و معمولاً همه مراكز پزشكى موجود در شهرستانها، بيماران ويژه و احياناً دم مرگ خود را، كه در برابرشان كارى ساخته نبود، خدمت ايشان مى فرستادند و ايشان بدون كوچك ترين چشمداشتى، بيماران مذكور را به صورت رايگان در دانشگاه عمل مى كردند و با بهبودى كامل به پزشك مربوط برمى گرداندند. در اين مورد بويژه مى توان از بيماران سرطانى ياد كرد كه در آن زمان امكانات درمان شان در شهرستانها وجود نداشت. دكتر متين در يك عبارت بالاترين مقام علمى را در رشته خودشان دارند و بيشترين سابقه پزشكى در رشته زنان و زايمان ايران را. به طورى كه مى توان گفت باسابقه و باسوادترين فرد تحصيل كرده اى هستند كه در رشته موردنظر وجود دارند». 
يكى از نقاط اوج و عطف در رشته پزشكى زنان و زايمان و در چند دهه اخير، نقش آگاهى دهنده و بازدارنده آن در برابر انفجار جمعيت به شمار مى آيد. نقشى كه در ايران نيز حائز اهميت بسيارى بوده و هست. دكتر متين را از اين زاويه نيز مى توان پيشگام عرصه فراگير «كنترل جمعيت» در ايران دانست: «ضمن فعاليت هاى علمى و آموزشى در دانشگاه تهران، يك سلسله كارهاى جنبى هم از نقطه نظر مسائل مملكتى از ما مى خواستند. از جمله اينكه دنيا يكباره متوجه شد كه بايد جلوى رشد سريع و ماشينى جمعيت را بگيرد و اين ماجرا به ويژه در كشورهايى كه امروزه به آنها جهان سوم مى گويند، حادتر به نظر مى رسيد. در سال ۱۳۴۶ برنامه اى از سوى سازمان جهانى بهداشت به ايران احاله شد. ما كه تعدادمان بيشتر از هفت نفر نبود، پايه و اساس برنامه را با هم در ميان گذاشتيم و سخنرانى هاى زيادى را براى آگاهى مردم در سراسر ايران ترتيب داديم. بدين منظور مجبور بوديم وسايل پيشگيرى را به مردم نشان بدهيم و از محاسن آنها بگوييم. اين بود كه بالاخره برنامه بهداشت و تنظيم خانواده در ايران رواج پيدا كرد و در برابر ذهنيت عقب مانده اى قرار گرفت كه يكى از اشتباهات رژيم سابق به حساب مى آمد و عبارت بود از جايزه دادن به كسانى كه صاحب فرزندان بيشترى بودند و مى شدند. مادرى كه ۱۸ بار زايمان داشت و ۱۸ پسر به دنيا آورده بود، يكى از كسانى بود كه اين جايزه را مى گرفت. يادم مى آيد كه جلو رفتم و به او گفتم كه اگر شما بخواهيد اين جور ادامه بدهيد، ايران منفجر مى شود!» 
پزشكى زنان و زايمان يكى از رشته هاى پزشكى است كه اغلب مراجعه كنندگان اورژانسى دارد و در آن فوريت يك اصل بى چون و چرا به حساب مى آيد. گاهى اين فوريت، خود به خود تبديل به ريسك و تصميم گيرى پزشك مربوطه مى شود.  
يك چنين رويدادهايى كه دكتر متين نيز بسيار با آنها مواجه بوده است، بيشتر وقتى اهميت مى يابد كه بقاى بيمار بسته به يك عمل جراحى است و زاييده يك سرى نارسايى هاى فيزيكى و اختلالات جسمى و جنسى و نداشتن آگاهى هاى لازم و اجتماعى و فيزيولوژيك. در اين مورد دكتر متين حرف هايش را چنين جمعبندى مى كند: «در ايران متأسفانه تعداد بسيار كمى پيدا مى شوند كه به پزشك شان وفادار باشند. يكى از دلايلى كه ما در امر تحقيقات پزشكى موفق نشديم، هنوز همين مسأله است. من در طول كار پزشكى و آموزشى برنامه هاى پژوهشى زيادى داشتم كه گاه به خاطر عدم پيگيرى بيماران به نتيجه نمى رسيد. اين مشكل بزرگى است كه ما در پزشكى داريم. اينكه بيماران حاضر به پيگيرى و همكارى با تيم هاى پزشكى و پژوهشگران نيستند و ارتباط خود را بلافاصله بعد از درمان با آنها قطع مى كنند». 
و اما بديهى است كه با اين شماى كوتاه نمى توان پاسخگوى يك عمر شناخت و تجربه و تأثير شخصيت بزرگى چون دكتر محمود متين بود و شايد براى بازگفتن يكجا و يكباره آن، نياز به مجالى بسيار بزرگ تر باشد. مجالى به اندازه ايران و ايران و كودكان سالم و سرحال چند نسل اخير، كه به دنيا آمدن و بودن و ماندن شان را، در يك جايى مديون اراده و تدبير اين پزشك حاذق و حساس بوده اند!.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

دكتر يوسف فضايی علامه دهخدا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,404 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: