عطار نیشابوری

آوریل 14, 2008 at 9:05 ق.ظ. بیان دیدگاه

 

     
عطار يكي از مشاهير ادب فارسي است كه در نحله عرفان خراساني قرار مي گيرد. عرفاني كه به ويژگي هاي خاصي شهرت دارد و به همين دليل نوعي برجستگي و امتياز ويژه به شعر عطار مي بخشد. عرفان خراساني…

عطار يكي از مشاهير ادب فارسي است كه در نحله عرفان خراساني قرار مي گيرد. عرفاني كه به ويژگي هاي خاصي شهرت دارد و به همين دليل نوعي برجستگي و امتياز ويژه به شعر عطار مي بخشد.
عرفان خراساني در واقع همان مكتبي است كه در آن بايزيد بسطامي ، ابوالحسن خرقاني و سنايي نيز پرورش يافتند و در واقع بخشهايي از ماوراؤالنهر، آسياي مركزي ، افغانستان و ايران تحت سيطره آن قرار داشتند.
همين موضوع باعث شد اين مناطق همواره از زمينه هاي ملي ، ميهني و عناصر قوي علمي آبشخور انديشه هاي بزرگ باشد.
حتي با دقت در تاريخ ادبيات فارسي نيز در مي يابيم اولين كتابهاي مهم و بزرگ در اين منطقه و مايه ور از انديشه هاي عرفان خراساني شكل گرفته است و در واقع زبان فارسي دين بزرگي به اين منطقه دارد.
عطار نيشابوري كه پرورش يافته اين عرفان ايراني و شرقي است ، در زمانه اي خاص و پرالتهاب زندگي مي كند و اين مساله در شعر او بخوبي انعكاس يافته است ، به طوري كه حتي در جايي كه در ظاهر به مسائلي ديگر مي پردازد، اين ويژگي هاي اجتماعي باز هم در شعر او نمود دارد.
به هر حال اين موضوع يكي از مشخصه هاي عرفان شرقي است. حافظ و مولانا نيز نشان دادند كه نگاهي حساس نسبت به مسائل اجتماعي دارند و به هيچ رو عرفان آنها زهد مآبانه و دنيا ستيز نيست.
البته در آثار عطار 2 مساله مهم ديگر نيز به چشم مي خورد; يكي دنيا و ديگر عقل. عطار در قبال اين دو مساله لحني به ظاهر متناقض دارد، چنانچه گاه با لحني منفي و گاه پسنديده و ممدوح از عقل و دنيا سخن به ميان مي آورد.
اما نبايد فراموش كرد كه آنچه در شعر عطار به دنيا تعبير مي شود و مورد طعن قرار مي گيرد، تعلقات پست دنيوي است ، تعلقاتي كه مانع تعالي روح است.
پس با اين نگاه ، عطار به هيچ وجه اجتماع گريز نيست ، بلكه به فكر مردم اجتماع است و انديشه رشد و تعالي انسان را با سير در مراحل بالاي ذهني در سر مي پروراند.
فرياد عطار و بانگ بلند او نيز همواره براي مقابله با عادات پست ذهني است. درباره عقل هم عطار همچون سنايي است. او در جدال ميان عقل و عشق جانب عشق را مي گيرد.
اما اين هم به معني ضدعقل بودن عطار نيست ، بلكه بايد همواره اين نكته را مدنظر قرار دهيم كه عرفا برداشت هاي متعددي از عقل دارند و مطابق كليمان ، عقل را داراي مراتب متعدد مي دانند.
عرفا معتقدند عقل قوي ترين قوه روحاني بشر است كه موجب پيوند او با بالاترين چيزها مي شود، اما از ديگر سو، زيركي ها و حساب و كتابهايي كه فرد را اسير عادات پست و وسوسه هاي غيرمفيد مي كند عقل مي نامند، اما عقلي كه مطرود و مذموم است.
به همين دليل است كه ما در كلام عطار و ديگر عرفا با اقوال ضدونقيضي در باب عقل مواجه مي شويم و آنچه ما را از مفهوم واقعي كلام آگاه مي كند، شناخت عرفان خراساني و در واقع شرقي است.
بنابراين شعر عطار از لحاظ درونمايه به فرد فرد خوانندگان و بالا بردن سطح فكري آنها توجه دارد و در واقع نوعي نگاه اجتماعي در شعر او به چشم مي آيد.
حقيقت اين است كه نگاه عطار به ارتباط فرد با فرد، فرد با جمع و فرد با خدا شخصيتي ويژه از او ساخته است ، به طوري كه ما با مطالعه شعر و نثر او با 2 شخصيت متمايز از عطار مواجه مي شويم.
يكي شخصيت يك مبلغ و مصلح اجتماعي ، ديگري شخصيت عاشقي پرشور.
اما عطار بخوبي توانسته در هر يك از اين 2 شخصيت ، ويژگي هاي كلام را نيز با خود همراه كند، به نحوي كه كلام عطار مبلغ با عطار عاشق به گونه اي واضح از هم تمايز دارد.
هنگامي كه عطار در مقام يك مبلغ قرار مي گيرد و نگاهش به سمت جنبه هاي تعليمي كلام است ، در مرتبه اي كاملا هوشيارانه و آگاهانه با ساده ترين زبان حرف مي زند. او از حكايت هايي قابل فهم نيز بهره مي گيرد تا خواننده را متوجه تربيت معنوي و روحي شان كند.
در چنين كلامي است كه شعر عطار، شاخه مهمي از ادبيات تعليمي به شمار مي رود، چراكه عطار موفق شده است با استفاده از تكنيك هاي داستان نويسي مخاطبان زيادي را جلب كند و در واقع شعر تعليمي او مقبول طبع مردم افتاده است.
به هر روي ما در مثنوي هايي چون منطق الطير، مصيبت نامه و الهي نامه با عطار نوع اول روبه رو هستيم ; هرچند هيچ يك از اين آثار به طور صرف مملو از جنبه هاي تعليمي نيستند، بلكه لحظات شور و جذبه عطار عاشق نيز گاه در اين آثار خودنمايي مي كند.
و اما در مرتبه اي ديگر كه ما به كل با عطار عاشق مواجه هستيم ، فضاي كلام به گونه اي ديگر است.
او بيشتر از لحظه هاي شور و غليان روح و حركتهاي ملتهب حسي سخن مي گويد. در واقع آنجا كه عطار و من فردي او در شعر مطرح مي شود، او مجال اين را پيدا مي كند كه افكاري را بيان كند كه جز با زبان شطح آميز نمي توان از آن سخن گفت. به همين دليل است كه غزليات و رباعيات عطار با عطاري شوريده و به كلي عاشق مواجه هستيم.
اما در اينجا بايد به نكته اي اشاره كرد. عطار اولين كسي است كه كتابي مستقل در رباعي دارد. مختارنامه كه مجموعه رباعيات عطار است و دكتر شفيعي كدكني تصحيحي عالي روي آن انجام داده است ، نوعي نگاه ويژه نيز دارد.
در واقع عطار در رباعيات خود، ميان نگاه تعليمي و نگاه شوريده جمع زده است و به نوعي ميان عقل و عشق ، آگاهي و فراآگاهي پايه رباعيات خود را ساخته است.
به طور كلي ، رباعيات عطار از حكمتي عميق حكايت مي كند و همين حكمت ، او را با همشهري و هم عصر خودش ، خيام قابل قياس مي كند.

راهي كه همه سلوك وي بايد كرد
كي نتوان گفت از آن و كي بايد كرد
راهي است كه هر قدم كه برمي گيري
اول قدمت به قطع پي بايد كرد

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

زندگينامه نيما يوشيج و آشنايي با سبك شعري او ميرزا تقي خان اميرکبير

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,544 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: