بررسى تاريخچه اسب در گفت وگو با ميركاظم پيش نماززاده

مه 16, 2008 at 12:16 ب.ظ. بیان دیدگاه

از نقاشى هايى كه بر ديوار برخى از غار ها حك شده است چنين نتيجه گيرى مى شود كه اسب در دوران ديرينه سنگى شكار مى شده و آن را مى خوردند. اما در عصر نوسنگى پس از ساير حيوانات، اهلى شد و به خدمت انسان درآمد. همچنين از وجود حيوانات در ايران از چند ميليون سال قبل اطلاعاتى وجود دارد چنانكه مكوئنم يكى از معاونان دمورگان باستان شناس مشهور، آثار يك نوع اسب هيپاريون را در سال ۱۹۰۴ ميلادى در ناحيه موزه چال مراغه به دست آورده است كه اين حيوان قبل از آتشفشان سهند كه در اواخر دوره سوم زمين شناسى پليوسن يعنى بيش از يك ميليون سال پيش فعاليت داشته است در اطراف درياچه اروميه زندگى مى كرده است. تپه سيلك كاشان از نظر تمدن بشرى اهميت خاصى دارد كه در ارتباط با اسب نيز در اين منطقه اكتشافات ارزشمندى انجام شده است. گيرشيمن در بين سال هاى ۱۹۳۷-۱۹۳۳ ميلادى از طرف موزه لوور پاريس در دو تپه موسوم به سيلك كه در دامنه كوه كركس در فاصله پنج كيلومترى كاشان قرار دارند كاوش هاى جالبى انجام داد. در واقع منطقه سيلك خود به چند طبقه تقسيم مى شود كه در طبقه دوم سيلك علاوه بر استخوان هاى حيوانات اهلى استخوان هاى نوعى از سگ تازى و اسبى از نوع پرژوالكسى به دست آمده است. اين اسب كه چهارپايى تنومند بايالى ستبر و برافراشته است و به نظر مى رسد حد وسط گورخر و اسب جديد باشد امروزه در مغولستان پرورش داده مى شود. همچنين در فاصله ۲۵۰ مترى از تپه جنوبى سيلك كه قديمى ترين محل سكونت بشر در دشت است گورستانى وجود دارد كه آن را جزء طبقه ششم سيلك به شمار مى آوردند كه در پهلوى مردگان اشياى متعدد مانند سلاح و ظروف سفالين گاهى مزين به نقوش اسبان جنگجويان، خنجر و شمشير برنزى قرار داده اند. همچنين در قبر مردگانى كه در زندگى اسب سوار بوده اند اشياى مربوط به زين و برگ اسب وجود دارد و بر روى بسيارى از سفالينه ها نقش اسب ديده مى شود كه نشانه آن است كه اسب در زندگى آنها نقش عمده اى داشته است. آثار به دست آمده از تپه سلدور در فاصله ۵۰ كيلومترى جنوب غربى اروميه، گوى تپه آذربايجان و تپه كيان در ده كيلومترى جنوب غربى نهاوند كه دمورگان در آنجا تحقيقاتى را به انجام رسانده است. خوروين در ۸۰ كيلومترى شمال غربى تهران در شمال كرج به قزوين و پيدا شدن لوازم اسب در قبر ها و تصاوير اسب بر ظروف و مجسمه هاى سفالى اسب متعلق به ۱۲۰۰ سال قبل از ميلاد كه در ناحيه املش گيلان كشف شده و ده ها اثر باستانى ديگر هم نشانگر اين است كه آثار كشف شده متعلق به قومى مهاجر است كه وارد منطقه شده و در آنجا استيلا يافته و جداگانه مسكن ساخته اند كه همانا آرياييان هستند.
• نژاد هاى موجود در ايران
اسب عرب (Persian Arab)
پيشانى عريض، كمى برجسته و مسطح، روى بينى كوژ و صاف، بينى و منخرين ناصاف و برجسته در انتها، گوش كوچكتر از گوش تركمن، چشم درشت گرد، با حدقه برجسته، گونه مشخص و گرد اتصال سر و گردن قوى، گردن قوى و شمشيرى شكل، يال پرپشت، كپل مستقيم، افقى، برجسته و مربعى شكل، سينه مدور، كوتاه و عريض و شكم استوانه اى است و از نظر خصوصيات ظاهرى غيرقابل اشتباه از ساير نژاد هاى دنيا است. سر به طرز خاصى به گردن وصل شده و به طور آزاد مى تواند در همه جهات حركت نمايد. اسب عرب داراى تيره هاى متعددى مانند كهيلان حمدانى، عبيان، سگلاوى و حديان است و بسيار باهوش، شجاع، پرخون توام با نجابت و رنگ آن غالباً خاكسترى يا سمند است.
ارتفاع اسب: ۱۵ وجب (۴/۱۵۲ سانتى متر)
موارد استفاده: پرش و سرعت
در حال حاضر جمعيت قابل ملاحظه اى از اين نژاد در نواحى جنوب غربى كشور و به خصوص استان خوزستان و استان تهران وجود دارد و مى توان تعداد آن را بين ۱۰۰۰- ۵۰۰ سر تخمين زد.
اسب تركمن (Torkaman Horse)
پيشانى عريض نبوده، صاف و اندكى برجسته و در دو طرف گوش تنگ مى شود. روى بينى كاو و صاف، منخرين صاف، گوش ها ظريف و خوش حالت با حركات زنده، چشم ها درشت و كشيده داراى مورب ويژه و حدقه برجسته نيست. اتصال سر و گردن به تن معمولاً مستقيم است. گردن در تيره يموت حجيم و عضلانى و در تيره آخال تكه نازك با انحنا و مورب، يال تنك و كم پشت، كپل كشيده مستطيل شكل و بعضاً قاطرى، جلوسينه طويل و عضلانى، شكم تازى و آهويى و سينه هم مدور، بلند و كشيده عميق است. اسب تركمن بسيار مطيع و ملايم بوده و در مسافت هاى طولانى پرنفس و مقاوم داراى توانايى زياد در پرش از مانع است. خونگرم و داراى چهار نعل بلند است. رنگ آن كهر، كرنگ، قره كر و نيله و داراى دو تيره به اسامى آخال تكه و يموت است.
ارتفاع اسب: در تيره آخال تكه ۱۵ وجب (۴/۱۵۲ سانتى متر)
در تيره يموت ۲/۱۵ وجب (۴/۱۵۴ سانتى متر)
موارد استفاده: سوارى و استقامت و ذخيره ژنى درآميخته گرى ها. جمعيت آن را احتمالاً تا ۲۰۰ راس مى توان شناسايى كرد و منطقه پراكنش نيز استان گلستان و شمال خراسان است.
اسب خزر (Caspian Horse)
پيشانى برجسته و گنبدى شكل است سوراخ منخرين از حالت عادى كمى پايين تر بوده، استخوان حدقه چشم گشاد است، روى بينى مقعر و گوش ها كوچك، كمر كمى گود، داراى سم بسيار قوى كوچك و بيضى شكل است. اسب خزر بسيار باهوش و در برابر انسان از اندام دفاعى خود استفاده نمى كند، خوش اندام و ظريف بوده كه به مينياتور اسب عرب مى ماند و خونگرم است و رنگ بدن آن عموماً قهوه اى، سمند و شاه بلوطى است.
ارتفاع اسب: بين ۲/۱۱- ۱۰ وجب (هر وجب برابر با ۴ اينچ و هر اينچ ۵۴/۲ سانتى متر است)
موارد استفاده: حمل و نقل و سوارى (استفاده در سيرك ها و باغ وحش ها)
تعداد ۲۰۰ سر از اين نژاد در ايران به طور رسمى شناخته شده و احتمال وجود بيش از ۵۰۰ سر از اين نژاد در ايران وجود دارد كه سواحل درياى خزر مامن اصلى اسب خزر است.
اسب كردى (Kordy Horse)
پيشانى عريض، كمى برجسته و مسطح، روى بينى كوژ و صاف، بينى و منخرين همچون اسب عرب ناصاف و با انتهاى برجسته است، گوش ها كوچكتر از تركمن، چشم ها گرد با حدقه برجسته، گونه مشخص و گرد، اتصال گردن به تنه بسيار قوى و گردن قوى و حجيم بوده و معمولاً سر را بالا مى گيرد، يال پرپشت و ضخيم، كپل بزرگ و قوى، سينه عريض و عميق بوده و شكم استوانه اى مدور است. به طور كلى اسب كردى پرنفس و از استقامت بالايى برخوردار است. قدرتمند و عضلانى بوده داراى سر بزرگ و ستيغ هاى برجسته گونه و مقاوم براى مسافت هاى بلند و كوهستانى است. همچنين تيره هاى متفاوت از قبيل جاف افشار و سنجابى دارد و رنگ جاف سياه و سفيد، اسب افشار بيشتر به رنگ كهر، قره كهر (قهر) و رنگ اسب سنجابى معمولاً به رنگ هاى كهر (كهر روشن) و خرمايى ديده مى شود.
ارتفاع اسب: كوچكتر از اسب عرب و بين ۱۴۸- ۱۴۵ سانتى متر است.
مورد استفاده: چوگان بازى
در استان هاى غربى كشور داراى جمعيتى در حدود ۱۰۰۰-۵۰۰ سر است.
اسب قره باغ (gharaBagh)
داراى نفس زيادى براى صعود از بلندى ها، دست و پاى بسيار قوى، سرى متناسب، دمى كوتاه و هيكلى بسيار قوى و پرتحرك، اتصال گردن به تنه در سطح وسيع بوده و داراى خط گورخرى در ناحيه از سر تا محل اتصال دم به تنه است كه اين خط گورخرى بارزترين نشان مشخصه اين اسب است. ران قوى و عضلانى، تناسب تنه با دست و پا بسيار جالب است، گوش ها متوسط و پرتحرك است. اسب قره باغ پرانرژى و خوش رفتار است و رنگ غالب در اين نژاد سمند، نيله و كهر است.
ارتفاع اسب: ۲/۱۴ وجب (۲/۱۴۴ سانتى متر)
موارد استفاده: سوارى، چوگان بازى و مسابقه اى
جمعيت اين اسب بين ۱۰۰-۵۰ سر قابل شناسايى است و منطقه پراكنش در استان هاى آذربايجان شرقى و اردبيل است.
• اسبان بومى ايران
به طور كلى مى توان گفت براساس مقتضيات جغرافيايى اسب بومى ايران خيلى درشت اندام نبوده اما در عوض قوى و صبور و اطمينان بخش است. اين اسبان قرن هاى متمادى براى انجام كار هاى سخت مورد استفاده قرار گرفته اند. از معروف ترين اين اسبان مى توان از اسبان فلات ايران كه اكثراً خونى از اسب عرب ايرانى دريافت كرده اند به اسبان لرى، بختيارى، دره شورى، قشقايى و همچنين اسب تالشى اشاره كرد.
• اسب هاى ايران به لحاظ وابستگى به نژادهاى مختلف
اسب هاى نژاد اصيل ايرانى: در تاريخ و فرهنگ مردم به نام نژاد خاص ناميده شده و داراى مشخصات و تيره نژادى هستند، انبوهى از اين اسب ها موجود و برخى از آنها داراى جمعيت نژادى محدود هستند. اين نژادها عبارتند از:
الف _ اسب نژاد اصيل عرب ايران: به گواهى تاريخ خاستگاه اصلى آن ايران بوده و اكنون در سراسر دنيا پراكنده و به نام اسب عرب ناميده مى شود. مركز اصلى نگهدارى آن بيشتر استان هاى خوزستان، لرستان، ايلام، تهران، كرمان، اصفهان، يزد، خراسان و فارس است و به احتمال قوى جمعيتى بيش از ۴۰ هزار سر را شامل مى شود.
ب _ اسب نژاد تركمن ايران: قسمت اعظم جمعيت اين نژاد منطقه تركمن صحرا بوده و همانند اسب عرب داراى تيره هاى متعدد نژادى از قبيل آخال تكه و يموت است.
ج- اسب نژاد كرد ايرانى: اين نژاد اسب علاوه بر پاره اى ديگر از نقاط ايران در مناطق كردستان، كرمانشاه، ايلام، زنجان و آذربايجان غربى و ديگر استان هاى همجوار پراكنده است.
د _ اسبچه خزر ايرانى: خاستگاه نژادى آن دامنه هاى شمالى سلسله جبال البرز بوده و براى زيستن در جنگل هاى انبوه شكل يافته است و داراى بوله محكم، سم هاى بادوام و قد كوتاه بوده و براى عبور از جنگل و مناطق پرگل و لاى و بارانى مناسب است.
هـ ـ اسب نژاد چناران ايرانى: در دوره نادرشاه افشار از آميزش مكرر اسب نژاد عرب و نژاد تركمن به وجود آمده و داراى صفات ويژه قابل انتقال به نتايج خود است و پراكنش جغرافيايى اين اسب در ايران قسمتى از استان خراسان است.
ى _ اسب نژاد قره باغ ايرانى: اين نژاد اسم خود را از قره باغ منطقه قفقاز گرفته و پس از جدايى آن منطقه از ايران در جنگ عباس ميرزا وليعهد فتحعلى شاه ايلخى عظيم (پرنس ميگرادوف) به ايران آمده و در آذربايجان پراكنده شده است.
و _ اسب سيستانى: تنها اسب خونسرد ايرانى بوده و داراى جثه اى تنومند كه در سن بلوغ وزن آن از ديگر اسب هاى نژاد ايرانى سنگين تر است و پراكنش آن در سيستان و بلوچستان است.
توده هاى اسب هاى ايرانى: در كتب دامپرورى و تاريخ و اسب نامه ها و در فرهنگ مردم از آنها به نام اسب هاى بختيارى، قشقايى و تركى، شاهسون، طالشى، باصرى، دره شورى و ورامينى نام برده مى شود.
گروه اسب هاى فلات ايران: به عبارتى به آن پلاتوپرشين گفته مى شود.
گروه اسب هايى كه طى ۶۰ سال اخيراً به كشور وارد شده اند: اسب هاى نونيوس (Nonius)، فوروويوس(Frovius) ، آردنه (Ardene)، يورا (Yura) و اسب هاى شبه جزيره بالكان به نام گيدران. اين اسب ها در ايلخى هاى دولتى ورامين، بجنورد و مراغه با اسب هاى نژاد ايرانى آميخته شده اند. نژاد خارجى قابل ذكرى كه در حد جمعيت قابل ذكر به ايران وارد شده و در حال حاضر نزديك به ۲۰۰ سر از آن در كشور پراكنده است، اسب تروبرد مى باشد. اين نژاد در تركمن صحرا و تهران با اسب هاى تركمن ايرانى آميخته شده و دوخون هاى متعددى با ضرايب مختلف به وجود آورده است. طبق آخرين آمار جمعيت اسبى كشور بيش از ۱۵۰ هزار سر است.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

اسب عنکبوت

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,544 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: