عروس یونانی:در دلم ایمان است وطنم ایران است

مه 16, 2008 at 6:06 ق.ظ. بیان دیدگاه

 

   اين‌كه مي‌‌بينيم در گوشه گوشه دنيا به ويژه در سال‌هاي اخير، انسان‌هاي زيادي رو به دين اسلام آورده‌اند، مايه خوشبختي است و به خودمان مي‌‌باليم كه مسلمانيم. اين افتخار زماني بيشتر مي‌‌شود كه شاهديم رسانه‌هاي اروپايي و آمريكايي به چه شكلي در سال‌هاي اخير عليه مسلمانان تبليغات منفي مي‌‌كنند و با استفاده از تريبون‌هاي تصويري و نوشتاري عليه اين دين بزرگ خداوند، به فضاسازي منفي مي‌پردازند، اما اين جوسازي‌ها سرانجامي جز نتيجه معكوس ندارد و شاهديم كه در نقاط مختلف دنيا هستند انسان‌هايي كه عليرغم اين جوسازي‌ها به دين اسلام مشرف مي‌‌شوند.

هفته‌اي نيست كه در همين ايران، انسان‌هايي با مليت‌هاي گوناگون در حرم امام رضا (ع) در مشهد مقدس، در حرم حضرت معصومه (س) در قم و در آستان مبارك شاه‌ عبدالعظيم در شهرري و ديگر نقاط مذهبي بار سفر مي‌‌بندند و به ايران مي‌‌آيند و مسلمان مي‌‌شوند، همانطور كه خيلي‌هاي ديگر در نقاط مختلف دنيا به دين اسلام رو مي‌‌آورند.

زماني كه با آنان هم‌صحبت مي‌‌شوي، مي‌‌بيني كه به نقطه‌اي در زندگي‌شان و به عمق معنوياتي رسيده‌اند كه احساس‌شان اين است كه حالا وقت عمل است. بله آنها مي‌‌خواهند به دين كامل خداوند روي بياورند و از فرامين او اطاعت كنند و اين بهترين بهانه است براي اين‌كه مسلمان شوند.

در شماره‌هاي گذشته و در سال‌هاي گذشته بارها برايتان از مسلمان شدن افراد غيرمسلمان نوشتيم و گزارش تهيه كرديم. در پاييز پارسال بود كه يك زن كلمبيايي مسلمان شد و در تبريز با يك جوان ايراني ازدواج كرد. در بهار پارسال بود با فردي كره‌اي به نام «مصطفي جي» كه مسلمان شده بود، به صحبت نشستيم و… و نه تنها ما بلكه مسلمانان جهان خوشحالند با توجه به تبليغات منفي كه عليه مسلمانان در جهان صورت مي‌‌گيرد، هر روز شاهد افزايش مسلمانان در كره خاكي هستيم.

سوژه جلد اين شماره مجله خانواده‌سبز هم اختصاص دارد به يكي از اين افراد. زني يوناني‌الاصل كه سال‌ها در روسيه، يونان و قبرس زندگي مي‌‌كند. او مسيحي ارتدوكس است و پس از اين‌كه با يك ايراني موفق به نام «علي بي‌‌پروا» از اهالي آذربايجان شرقي آشنا مي‌‌شود، بهترين بهانه را پيدا مي‌‌كند كه به اسلام بگرويد و همين‌طور هم مي‌‌شود. او پيش از ازدواج نامش «اوكسانا» كه يك اسم يوناني است، بود و پس از ازدواج نامش به «ركسانا» تغيير پيدا كرد. با اين زن و شوهر و دخترشان «الناز» به گفتگو نشستيم .

متولد سراب

در سال 1350 در شهر سراب آذربايجان شرقي به دنيا آمدم. در سال 1371 به قبرس رفتم و در همان جا تحصيلاتم را ادامه دادم، البته مدتي هم به يونان رفتم اما در نهايت قبرس را براي زندگي انتخاب كردم. تحصيلاتم در مقطع مهندسي مكانيك – تاسيسات است.

جودوكارم

از نوجواني به ورزش علاقه‌مند شدم و در رشته جودو فعاليت خودم را ادامه دادم و حتي در مقطعي عضو تيم‌ملي اميدهاي ايران هم شدم. طي سال‌ها اقامت در قبرس، زماني كه درس مي‌‌خواندم، مربي جودو هم بودم و در كلاس‌هايي كه آنجا داير بود، تدريس مي‌‌كردم. پس از اين‌كه تحصيلاتم به اتمام رسيد، مشغول به كارشدم و طي اين سال‌ها تنها كار كردم و كار…

يونان و تركيه

حدود هفتاد درصد جمعيت قبرس را يوناني‌تبارها تشكيل مي‌‌دهند و سي درصد بقيه را اهالي كشور تركيه…

قبرس از جمله كشورهاي اروپايي است كه كار در آنجا حرف اول را مي‌‌زند يعني مردم اين كشور از صبح كه از خواب بيدار مي‌‌شوند تا شب در هر سمت و پست و شغلي كه هستند، براي كار ارزش فراواني قائل هستند و سعي مي‌‌كنند كارشان را با لذت انجام دهند.

همسرم يوناني است

در سال 1999 ميلادي (1378 شمسي) با همسرم آشنا شدم. داستان زندگي او هم جالب است. همسرم «اوكسانا لئونيدو» يوناني‌الاصل است اما قبل از اين‌كه به دنيا بيايد، والدينش به خاطر كار پدر، در شهري در كشور روسيه به نام «استاوروبلي» در نزديكي مرز آذربايجان سكني گزيدند.

از اين رو همسرم تا چهارده سالگي در آنجا زندگي كرد و سپس به قبرس آمدند. او به پنج زبان دنيا تسلط كامل دارد؛ يوناني، تركي، روسي، فارسي و انگليسي. سپس به همراه خانواده‌اش به يونان رفت و در آنجا زندگي خود را از سر گرفتند. مدتي هم به قبرس آمد كه در آنجا من با او آشنا شدم و اين آشنايي منجر به ازدواج شد اما او ارتدوكس مسيحي بود و براي اين‌كه با هم ازدواج كنيم، بايد اوكسانا به اسلام روي مي‌‌آورد. زماني كه به خواستگاري‌اش رفتم، پدر و مادرش با اين ازدواج مخالفت نكردند. از طرفي او به خاطر چهارده سال زندگي در روسيه و در شهري كه در نزديكي آذربايجان روسيه بود، با مسلمانان آنجا آشنا و آيين مسلمانان را كاملا مي‌‌شناخت، پس از اين‌كه به او گفتم بايد مسلمان شوي، بدون هيچ‌گونه مخالفتي پذيرفت كه به دين اسلام مشرف شود.

مسجد لارناكا

با اين‌كه شهر لارناكا يوناني‌نشين است، اما دو مسجد براي مسلمانان وجود دارد كه يكي از اين مسجدها كنار يك امامزاده است. اسناد تاريخي نشان مي‌‌دهد كه اين امامزاده مرقد عمه بزرگوار پيامبر اسلام (ص) است. امام‌جمعه اين مسجد يك مسلمان شيعه از اهالي ليبي است. ما به همراه يكديگر به آن مسجد رفتيم. ظهر بود، اوكسانا مي‌‌خواست «اشهد» را بخواند اما خواندن كلمات عربي براي او مشكل بود. در همان زمان اذان ظهر از مسجد پخش شد. پس از اين‌كه اذان‌گو گفت «اشهدان لااله‌الا‌الله محمد رسول‌الله» حس عجيبي بر او حكمفرما شد. با يك روحيه خاصي اشهد خود را خواند و مسلمان شد. همان جا نامش را «ركسانا» گذاشتيم و پس از چند روز، زندگي مشترك خود را در قبرس آغاز كرديم.

پنج زبان دنيا

ثمره ازدواج عروس يوناني با علي بي‌پروا، يك دختربچه ناز است كه در كلاس دوم دبستان تحصيل مي‌‌كند. «پس از به دنيا آمدنش، نامش را «الناز» گذاشتيم. الناز هم مثل مادرش به پنج زبان دنيا تسلط كامل دارد.» يوناني، قبرسي و روسي را از مادر فراگرفته، فارسي را از پدر و انگليسي را در مدرسه ياد گرفت… اين در حالي است كه خود بي‌پروا هم به خاطر سال‌ها حضور، توانسته با تمامي اين زبان‌ها آشنا شود.

ايران را دوست دارم

«ركسانا بي‌پروا» نه سال است مسلمان شده، او در مورد دين اسلام مي‌‌گويد: «متاسفانه تبليغاتي منفي، عليه اسلام در اروپا و آمريكا مي‌‌شود كه به هيچ عنوان صحيح نيست، همانطور كه درباره ايران اين تبليغات منفي صورت مي‌‌گيرد. دائما در نشريات اروپايي، ايرانيان را انسان‌هايي عجيب و غريب تعبير مي‌‌كنند اما من كه سال‌هاست با يك ايراني زندگي مي‌‌كنم، به اين مسائل اعتنا نمي‌‌كنم. من پنج بار به ايران آمده‌ام. به شهرهاي زيادي سفر كردم. همه‌جا مردماني خونگرم، بااحساس و مهربان را ديدم؛ مردماني كه رفتارشان با خارجي‌ها بسيار خوب است. نمي‌‌دانم آنان چه هدفي را دنبال مي‌‌كنند كه اينچنين در مورد ايران و اسلام تعبيرهاي منفي مي‌‌كنند. من چهارده سال با مسلمانان روسيه زندگي كردم. آنها هم انسان‌هايي خوب و آرام بودند.»

ركسانا به ما مي‌‌گويد: «در چند سال اخير نشريات اروپايي و آمريكايي تمامي مشكلات جهان را به مسلمانان نسبت مي‌‌دهندكه اين كاري بسيار ناپسند است در حالي كه تاريخ سيصد ساله دنيا را ورق بزنيم حتي قبل از آن را، مي‌‌بينيم كه هميشه ابتدا آنان بودند كه به خاك كشوري تجاوز كردند يا به جان همديگر افتادند… يا آنها بودند كه كشورها را تشويق مي‌‌كردند تا به خاك كشورهاي ديگر حمله‌ور شوند تا خودشان اين وسط سود كنند و منافع‌شان را تامين كنند. شما هيچ‌وقت در هيچ كجاي دنيا نديديد كه يك مسلمان با آرمان يك مذهب ديگر شوخي كند يا از آنان بد بنويسد اما متاسفانه افرادي در اروپا كه نمونه‌شان در هلند، دانمارك و آلمان به وفور يافت مي‌‌شود، هستند كه با چاپ مطالبي دور از شان و چاپ كاريكاتورهاي ناروا، به دين اسلام تاختند كه كاري است ناپسند و زشت… اميدوارم ديگر شاهد چنين اتفاقاتي نباشيم.»

ركسانا مي‌‌گويد: «تبليغات آنان چنان زياد است كه گاهي اوقات در خود قبرس كه كشوري كوچك است و مسلمانان زيادي هم در آن زندگي مي‌‌كنند، به من مي‌‌گويند ايراني‌ها آدم‌هاي بدي هستند؟ من به آنها مي‌‌گويم شما از من و شوهرم رفتار بدي ديده‌ايد؟ با من به ايران بياييد تا به شما ثابت كنم كه ايراني‌ها چه مردم خوب و داراي تمدن و فرهنگ غني هستند.» بي‌پروا مي‌‌گويد: «روزي در جمعي بوديم كه يك فرد تحت تاثير تبليغات منفي رسانه‌ها، اعتقاد داشت ايراني‌ها چنين و چنانند، اما ركسانا چنان دفاعي از ايران و اسلام كرد كه نه تنها باعث تعجب من شد، بلكه آن فرد در پايان بحث به اشتباه خودش پي برد و از ما عذرخواهي كرد چرا كه ركسانا با منطق و استدلال، او را متوجه اشتباهاتش كرد.»

عاشق ايرانم

ركسانا مي‌‌گويد: «عاشق زيبايي و طبيعت ايران هستم. شمال ايران بسيار زيباست. شيراز، اصفهان، سرعين، نمك‌آبرود و به ويژه تبريز را خيلي دوست دارم. دخترم هم اينچنين است تا جايي كه هر بار به ايران مي‌آييم، دوست ندارد ايران را ترك كنيم.»

بي‌پروا مي‌‌گويد: «از آنجا كه كسب و كارم در قبرس است، فعلا بايد آنجا بمانم. شايد در آينده‌اي نزديك دوباره به ايران برگردم و زندگي را در سرزمين مادري‌ام دنبال كنم، گرچه ركسانا دائما به من مي‌‌گويد كه هرچه زودتر براي زندگي به ايران برويم. قبرس كشور كوچكي است اما ايران، بزرگ با زيبايي‌هاي فراوان و مكان‌هاي ديدني كه اجازه نمي‌‌دهد زندگي براي شما يكنواخت شود.»

الناز هم براي ما كمي صحبت مي‌‌كند: «پدر و مادرم را خيلي دوست دارم. ايران را هم دوست دارم. ايران مكان‌هاي تفريحي زيادي دارد. هروقت كه به ايران مي‌‌آيم، عكس‌هاي زيادي از نقاط ديدني مي‌‌گيرم و زماني كه به قبرس مي‌‌روم، عكس‌ها را به دوستانم نشان مي‌‌دهم. آنها هم با ديدن اين تصاوير، با ايران بيشتر آشنا مي‌‌شوند. براي آنان از مردم خوب ايران مي‌‌گويم؛ اين‌كه خيلي مهربانند و مهمان‌نواز… از اقوام پدرم مي‌‌گويم كه چقدر با مهرباني با ما رفتار مي‌‌كنند. خوشحالم كه كاري مي‌‌كنم تا دوستانم با ايران آشنا شوند.»

از ركسانا مي‌‌پرسيم: تفاوت خانواده‌هاي ايراني با خانواده‌هاي غربي را در چه مي‌‌بيني و او اين‌گونه مي‌‌گويد: «متاسفانه در اروپا به ويژه در يك دهه اخير بنيان خانواده سست شده تا جايي كه سال گذشته پاپ هم از خانواده‌هاي غربي خواست به اعتقادات مذهبي بيشتر پايبند باشند. البته منظورم همه خانواده‌ها نيست، به به طور كلي مي‌‌گويم ولي متاسفانه شاهد هستيم در خانواده‌هايي كه اعتقادات مذهبي كم است و زن و مرد به مسائل ديني پايبند نيستند، رفتارهايشان هم در درازمدت تغيير مي‌‌كند و همين امر باعث مي‌‌شود هركدام از اعضاي خانواده از يكديگر فاصله بگيرند و در نهايت مي‌‌بينيم كه خانواده‌ها، از لحاظ بنياني دچار مشكل شدند و زن و مرد هركدام براي خود زندگي جديدي انتخاب كنند. از طرفي ارتباطات و معاشرت‌ها هم در آنجا كم است. خانواده‌ها كمتر با هم رفت‌وآمد دارند و از همين رو صميميت كمتري بين افراد يك جامعه وجود دارد، اما در ايران ارتباطات بين خانواده‌ها بسيار صميمي است و به عبارتي خانواده‌هاي ايراني تنها نيستند.»

 ركسانا در پايان گفته‌هايش را در يك بيت شعر برايمان خلاصه مي‌كند: در دلم ايمان است، وطنم ايران است.
Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

14 ميليون تومان جريمه يك اتومبيل دختر 6 ساله حافظ قرآن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,490 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: