گفتگوي دانشجويان از واقعيات و فرهنگ زندگي خوابگاهي

مه 17, 2008 at 5:30 ب.ظ. بیان دیدگاه

گفتگوي دانشجويان از واقعيات و فرهنگ زندگي خوابگاهي

بسياري از دانشجويان محيط خوابگاه را به سربازخانه تشبيه مي كنند
زندگي در خوابگاه هاي دانشجويي داستاني است كه بايد از زبان خود دانشجويان شنيده شود، نزديك يكي از اين خوابگاهها در مركز تهران بزرگ، كنج تاريك كافي شاپي قديمي زهرا ۲۷ ساله، دانشجوي كارشناسي ارشد پژوهش هنر بي صبرانه منتظر رسيدن دوستش است و در حالي كه زير چشمي خيابان را جستجو مي كند از تجربيات زندگيش در خوابگاه صحبت مي كند.

«زندگي خوابگاهي خيلي بستگي به اين داره كه بچه كدوم دانشگاهي؟ از كجا آمدي؟ و با چه شرايطي وارد خوابگاه شدي؟ و اساسا كدوم خوابگاه مي ري؟ اما بي ترديد غذاي خوابگاهها اصلا خوب نيست، اصلا تميز نيست، ممكنه از لحاظ مالي به بچه ها كمك بشه منتها در كل با استاندارد‌هاي معمول زندگي فاصله بسياري دارد.»

دوران خوابگاهي فصلي متفاوت در روند زندگي دانشجويان محسوب مي‌شود؛ فصلي كه به گفته ساكنان خوابگاه، پر از محدوديتها و در عين حال فرصت‌هاي بي‌شمار براي كساني است كه «ياد مي گيرند با ديگران مهربان باشند» و با هم «همدردي» كنند.

بيست و دوم تا بيست و هشتم اديبهشت ماه در ايران به نام هفته خوابگاه‌هايي دانشجويي نامگذاري شده. معمولا در اين هفته مقامات دولتي مي كوشند با جلب حمايت و كمك افراد خير، وضعيت خوابگاه هاي دانشجويي را سر و سامان دهند.

به همين راحتي
 در واقع هيچ چيز شخصي دراين نوع زندگي وجود ندارد ممكنه صبح بيدار بشي و ببيني شلوارت را يكي از بچه ها پوشيده و رفته در چنين حالي اصلا نبايد خودت را آزار بدي و عقده اي بشي فقط يادت باش كه تو هم مي توني كفش دوستت را بپوشي، تمام داستان به همين راحتي
 
بهزاد دانشجوي 23 ساله

مقامات وزارت علوم مي گويند در حال حاضر بيش از ۴۰ تا ۵۰ هزار متر مربع بناي خوابگاهي در ايران در حال بهره‌برداري است و امسال بيش از يكصد ميليارد تومان به ساخت خوابگاه در دانشگاههاي دولتي تخصيص داده شده است، با اين وجود تاكيد مي كنند حمايت افراد خير هنوز هم ضروري است.

زهرا با بي تابي به عقربه‌هاي ساعتش نگاه مي كند و دنبال حرفش را مي گيرد: «ما حتي سيستم نظارتي نداريم كه به وضعيت بهداشت در خوابگاهها رسيدگي كنه و تقريبا رسيدگي به امور بهداشتي با خود ماست اغلب ساختمان خوابگاهها قديمي، و پر از مورچه، سوسك و موش است . حتي گاهي لوله مي تركه و تمام زندگي را به هم مي‌زنه.»

پسري با موهاي بلند فرفري با عجله خودش را به درون كافه پرت مي كند، با سرعت خودش را به ميز زهرا مي رساند كه با چهره‌اي خندان اما ابروها در هم گره خورده منتظر اوست.

بهزاد 23 ساله يكي ديگر از دانشجويان خوابگاهي است. او زندگي در خوابگاه را شبيه زندگي كمونيستي مي‌داند» «در واقع هيچ چيز شخصي دراين نوع زندگي وجود ندارد ممكنه صبح بيدار بشي و ببيني شلوارت را يكي از بچه ها پوشيده و رفته در چنين حالي اصلا نبايد خودت را آزار بدي و عقده اي بشي فقط يادت باش كه تو هم مي توني كفش دوستت را بپوشي، تمام داستان به همين راحتي، زندگي در خوابگاه محدوديت ها و شادي هاي خاص خودش را داره، ياد مي گيري با ديگرون مهربون باشي و مهمتر از همه حس همدردي كه بين تمام بچه هايي كه در خوابگاه زندگي مي كنن به وجود مياد و مي مونه.»

دانشجويان در خوابگاه «زندگي و كنار آمدن با ديگران را مي آموزند»

اما مشكل بزرگ از نظر زهرا زماني اتفاق مي‌افتد كه دانشجويي با بدشانسي مواجه مي شود و با فردي كه از لحاظ فكري هيچ اشتراكي با هم ندارند هم اتاق مي شود: «واي به زماني كه يه بچه قرتي با يه بچه حزب اللهي بيفتن كنار هم، نه اين مي تونه با دل راحت يه موزيك گوش كنه نه اون با حرف ها و اعتقادات اين مي تونه كنار بياد و اين شروع بحث‌ها و دعواهاي عقيدتي پايان ناپذير.»

بهزاد با صدايي آرام از صداها و نورهاي مشكوك در بعضي اتاقها صحبت به ميان مي آورد: «گاهي مي بيني تلويزيون و ويدئو گم مي شه در همان زمان يكي از بچه ها در يكي از اتاق ها را قفل مي كن و براي مدتي در حالي كه از اتاق نورهاي مشكوك و صداهاي مشكوك‌تري شنيده مي شه خودشون را حبس مي كن، يادمه يك بار ترمهاي اول يكي از بچه‌ها همين كار را كرد و بعد از نيم ساعت يا يك ساعت كه ما مشكوك شديم كه داره چي مي بينه؟ و بعد از كلي كنجكاوي متوجه شديم برخلاف تصور ما كه توقع داشتيم فيلم پورنو ببينه عملا داره فيلم بروسلي نگاه مي كن.»

هم اتاقي هاي ناجور
 واي به زماني كه يه بچه قرتي با يه بچه حزب اللهي بيفتن كنار هم، نه اين مي تونه با دل راحت يه موزيك گوش كنه نه اون با حرف ها و اعتقادات اين مي تونه كنار بياد و اين شروع بحث‌ها و دعواهاي عقيدتي پايان ناپذير
 
زهرا دانشجو

زهرا كه با بي پروايي مي خندد از مشكلات جنسي دختران اينگونه سخن مي گويد» «بچه‌ها اغلب مشكل جنسي دارن حالا وقتي تو n سال n روز با يكي زندگي مي كني لختش را مي بيني، پوشيده اش را مي بيني باهاش حرف مي زني، احساس ناخوداگاه ايجاد مي شه، همجنسگرايي مي زنه بالا، تو هم كاريش نمي توني بكني، خوب فكر كنم به همين دليل هم هست كه در خوابگاه ها همجنسگرايي بيداد مي كنه.»

بهزاد موهاي حلقه حلقه اش را روي شانه هاش مرتب مي كند و از آرزوي بزرگ پسرها در خوابگاه تعريف مي كند: «بزرگ ترين آرزوي پسرها اينه كه بتونن دوست دخترهاشون را براي يك ساعت، دو ساعت، چه مي دونم، يك روز، دو روز ببرن خوابگاهشون هر چقدر اين كار سخت باشه در عوض دسترسي به مشروبات الكلي و به ويژه مواد مخدر آسونه از قرص گرفته تا متادون هر چيزي و به هر شكلي كه بخواهيد.»

البته نبايد خطرهاي احتمالي كه گاهي اين نوع زندگي را تهديد مي كند ناديده گرفته شود.

زهرا با انگشتانش تصويري خيالي را ترسيم مي كند و با صدايي كه خشمي بزرگ را در خودش پنهان كرده از اين خطرات حرف مي زند: «گاهي جوگير مي شوند مي ريزن توي خوابگاه ها كه ببين چه خبره، شد ساعت سه شب ريختن، مثلا براي جلوگيري از مفاسد اجتماعي، همه جا را مي گردن حتي گاهي توي بدن بعضي بچه ها را، اتفاق افتاده كه بچه ها را ببرن مخصوصا وقتي انگ سياسي بودن به خوابگاهي بخوره فشار بيشتر مي شه.»

ناگهان خشم صداش ناپديد مي شه و با شادي مي گه «اما خوب دوران خودش را داره، كل كل و لذت ديگه.»

دوران زندگي خوابگاهي عليرغم همه ناملايمات به باور اكثر قريب به اتفاق كساني كه اين دوره را پشت ‌سر گذاشته‌اند دوره‌ اي مفرح و به ياد ماندني محسوب مي‌شود

با اين وجود دوران زندگي خوابگاهي عليرغم همه ناملايمات به باور اكثر قريب به اتفاق كساني كه اين دوره را پشت ‌سر گذاشته‌اند دوره‌ اي مفرح و به ياد ماندني محسوب مي‌شود.

از سوي ديگر با توجه به انبوهي از مشكلات و آسيب‌هايي كه جوانان ايراني را تهديد مي‌كند از نظر بسياري از خانواده هاي ايراني هنوز هم خوابگاه ها امن‌ترين مكان براي جواناني است كه براي ادامه تحصيل ناچارند از خانواده هايشان دور بمانند.

البته براي به دست آوردن اين امكان نيز بايد دانشجويان تلاش بسياري به خرج بدهند و ممكن است بخش كثيري از دانشجويان دوره روزانه به دليل ظرفيت محدود خوابگاه هاي دانشجويي نتوانند از چنين امكان و تسهيلاتي استفاده كنند زيرا به گفته محمد مهدي زاهدي وزير علوم، تحقيقات و فناوري «براساس قانون، وزارت علوم موظف است كه به چهل درصد از دانشجويان دوره روزانه دانشگاههاي دولتي خوابگاه دهد. در حال حاضر نيز، ميانگين ظرفيت پذيرش دانشجو در خوابگاه هاي دانشجويي حدود چهل درصد است.»

 

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

وزير ارتباطات : باند 56 كيلو بيت براي مصارف خانگي ودانشگاه ها كافي است پیشگیری از افسردگی با نماز صبح

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,490 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: