بررسی باکتريهای جداشده از ضايعات عفونی شده ليشمانيوز جلدی

مه 18, 2008 at 12:59 ب.ظ. بیان دیدگاه

بررسي باکتريهاي جداشده از ضايعات عفوني شده ليشمانيوز جلدي

دکتر گيتي صادقيان (1) ، دکتر سيد حسين حجازي (2) ، مهتاب کلانتري (3)
1- متخصص پوست، 2- استاديار گروه انگل شناسي، 3- کارشناس ارشد ميکروبيولوژي، دانشگاه علوم پزشکي اصفهان

مقدمه :
ليشمانيوز جلدي بيماري انگلي نسبتا شايع در منطقه اصفهان و حومه آن است. از جمله عوارض بيماري اضافه شدن عفونت باکتريايي در محل ضايعات جلدي مي باشد که اين عارضه باعث شدت يافتن بيماري و جوشگاه از آن مي گردد.

هدف: هدف کلي  اين مطالعه تعيين توزيع فراواني باکتريهاي جداشده از ضايعات عفوني شده ليشمانيوز جلدي بوده است.

روش اجرا: در اين مطاللعه 200 بيمار از 854 بيمار مبتلا به سالک که طي 4 ماه از شهريور تا آذر 1378 به مرکز تحقيقات پوست و سالک مرکز پزشکي امين اصفهان مراجعه کرده بودند و ضايعه آنها ازنظر باليني علائم عفونت ثانويه را دارا بود، مورد آزمايش مستقيم و کشت ميکروبي قرار گرفتند.

يافته ها: از 200 بيمار بررسي شده پاسخ کشت در مورد 177 نفر ( 7/20% از کل بيماران و 5/88% از افراد آزمايش شده )
 مثبت بود. در کشت بيماران در 5/61% موارد استافيلوکوکوس اورئوس، 5/20 استافيلوکوکوس اپيدرميديس، 5/3% اشرشياکلي، 5/1% پروتئوس و ولگتاريس و 5/1% کلبسيلا رشد کرد. در 87% بيماران ضايعه باليني ناشي از ليشمانيوز به
 شکل پلاک زخمي، در 13% ندول و در 3% ندول زخمي شده بود. توزيع فراواني باکتريها در شکلهاي باليني زخمي به
 صورت معني داري از انواع غيرزخمي بيشتر بود (0001% = P )

نتيجه گيري: بروز عفونت ثانويه باکتريايي در ضايعات سالکي يکي از شايعترين عوارض بيماري است. در اين بررسي عمده ترين ميکروارگانيسم اضافه شونده استافيلوکوکوس اورئوس بود.

واژه هاي کليدي: ليشمانيوز جلدي، عفونت ثانويه باکتريال، استافيلوکوکوس اورئوس

مقدمه
ليشمانيوز جلدي ( سالک ) بيماري انگلي است که در بعضي کشورهاي جهان از جمله ايران به طور اندميک وجود دارد.  حدود 12 ميليون نفر در جهان به اين بيماري آلوده اند و بروز موارد جديد 400000 در سال مي باشد. اين بيماري در تمام قاره هاي جهان به جز استراليا گسترده است. (1)

گونه هاي متفاوتي از انگل ليشمانيا عامل سالک مي باشند که در ايران  LEISHMASNIA MAJOR وLEISHMANIA TROPICA عوامل قطعي اين شکل باليني بيماري هستند. ناقل بيماري پشه خاکي از جنس Phlebotomus ( فلبوتوموس پاپاتاسي در نوع مکرطوب و فلبوتوموس سرژانتي در نوع خشک ) مي باشد.

مخزن بيماري در نوع مرطوب يا روستايي موش صحرايي از خانواده ژربيل ها (  Rhombomys opimus )  و در نوع خشک يا شهري انسان مي باشد. دوره نهفتگي بيماري در نوع مرطوب به طور معمول 1 تا 12 هفته است. سالک معمولا به شکل ضايعه منفرد يا متعدد  و به صورت پاپول قرمز رنگي ظاهر شده که به تدريج ندولي و نکروزه مي شود و پس از گذشت 8 تا 12 ماه با به جا گذاشتن جوشگاه بهبود مي يابد.

بيماري اشکال باليني مختلف دارد که از جمله آنها ضايعات به شکل پاپول، ندول، پلاک، اولسر، لوپوئيد، اسپورتريکوئيد و از اشکال غيرمعمول فرمهاي زرد زخمي، زوستريفرم، بادسرخي، اگزماتوئيد و به ندرت اشکال کلوئيدال و زگيلي را مي توان نام برد (2).

از عوارض شايع اين بيماري اضافه شدن عفونت هاي ثانويه باکتريايي روي ضايعات جلدي سالک مي باشد. اضافه شدن  عفونت ثانويه ممکن است باعث پيشرفت زخم، طولاني شدن دوره آن، نکروز و جوشگاه حاصل از آن شود که در اين موارد درمان عفونت ثانويه مي تواند عوارض حاصله را کاهش دهد.. بنابراين مشخص شدن عامل ميکروبي شايع باعث درمان مناسب تر بيماري مي گردد. هدف کلي از انجام اين مطالعه تعيين توزيع فراواني باکتريهاي جداشده از ضايعات عفوني شده ليشمانيوز جلدي بوده است.

روش اجرا:
بيماران از افراد مبتلا به سالک مراجعه  کننده به مرکز تحقيقات پوست و سالک بيمارستان امين اصفهان در ماههاي شهريور تا آذر سال 1378 انتخاب گرديدند. نوع مطالعه آزمايشي – تشخيصي بود.

ضايعات جلدي اين بيماران ازنظر باليني داراي علائم عفونت ثانويه از قبيل ترشحات چرکي، درد، التهاب و قرمزي بود. اين بيماران از هر دو جنس و در سنين مختلف بوده اند و سابقه هيچگونه مصرف دارو و بيماري زمينه اي که باعث افزايش ميزان عفونت ثانويه گردد را نداشته اند.

بعد از انتخاب بيماران از ترشحات زخمها به کمک سوآپ استريل  نمونه گيري شده و نمونه هاي گرفته شده وارد محيط Trypticase Soy Broth گرديد. پس از 24 ساعت اينکوباسيون در 37 درجه سانتيگراد نمونه ها وارد محيطهاي کشت شامل Eosin Methylene Blue agar و Blood agar شد و پس از 24 تا 72 ساعت بسته به رشد و تشکيل کلني ارگانيسم جداشده تعيين جنس و گونه گرديد. کليه اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و با روش آماري chi-square تجزيه و تحليل گرديد.

يافته ها : 
از بين 854 بيمار مبتلا به سالک مراجعه کننده به مرکز تحقيقات پوست و سالک بيمارستان امين اصفهان، 200 بيمار که ضايعه جلدي آنها علائمي از عفونت ثانويه باکتريايي داشت مورد آزمايش قرار گرفتند. جوان ترين بيماران 2 ماه و مسن ترين آنها 85 سال داشتند و سن متوسط بيماران 21/27 سال بود.

در 177 نفر ( 7/20% از کل بيماران و 5/88% از افراد آزمايش شده ) پاسخ کشت مثبت بود. نتيجه کشت هاي انجام شده در 123 مورد ( 5/61% ) استافيلوکوکوس اورئوس، 410 مورد ( 5/20% ) استافيلوکوکوس اپيدرميديس، 7 مورد ( 5/3% ) اشرشياکلي، 3 مورد ( 5/1% ) پروتئوس و در 3 مورد ديگر ( 5/1% ) کلبسيلا بوده است.

رابطه توزيع فراواني باکتريهاي جدا شده و با شکل باليني ضايعات در جدول شماره 1 آمده است. ميزان بروز عفونت ثانويه باکتريايي به صورت معني داري در ضايعات زخمي از ضايعات غيرزخمي بيشتر بود ( 00001/0 = P ). اما ارتباطي بين بروز عفونت ثانويه با سن بيمار، محل ضايعات، تعداد ضايعات و زمان ابتلا به بيماري ديده نشد. (05/0  > P ). 

بحث :
 عفونت هاي ثانويه باکتريايي روي ضايعات سالکي از عوارض شايع اين بيماري است. علي رغم اينکه برخي از منابع بروز عفونت ثانويه روي ضايعات جلدي سالک را نادر ذکر نموده اند(2)، ولي در عمل مي بينيم که بسياري از بيماران با ضايعات سالکي عفوني شده مراجعه مي کنند.

به خصوص در بعضي اشکال باليني از جمله فرم زرد زخمي و فرمهاي اولسراتيو عفونت ثانويه باعث شدت بيماري و افزايش دلمه و نکروز مي شود. در اين موارد زخمي دردناک با ترشحات چرکي و افزايش التهاب و آماس اطراف آن ايجاد مي شود. اضافه شدن عفونت ثانويه مي تواند باعث پيشرفت زخم سالکي و طولاني شدن دوره آن و جوشگاه حاصل از آن گردد(3).

در چنين مواردي درمان ضد باکتريايي اختصاصي مي تواند عوارض حاصله را کاهش دهد. در يک مطاللعه بر روي 736 بيمار سوداني، بروز عفونت ثانويه 18% بوده است ولي نوع عفونت و عامل مسئول مشخص نشده است(4) در مطالعه ديگري که بر روي ضايعات عفوني شده شامل پروتئوس وولگاريس، پاستورلامولتي سيلدا، استافيلوکوکوس اورئوس، استافيلوکوکوس آلبوس، اشيرسياکلي و پسودوموناس آنروژينوزا بوده اند(5).

در مطالعه ديگر بر روي اشکال باليني فرد زرد زخمي، علائم باليني عفونت با ميکروارگانيسم استافيلوکوکوس اورئوس تطبيق داشت و اين ميکروب مسئول عفونت ثانويه اضافه شده روي ضايعات ليشمانيوز جلدي دانسته شد(3).

در مطالعه هايي که در ايران انجام گرفته است شيوع عفونت ثانويه باکتريال اضافه شده روي ضايعات ليشمانيوز جلدي 5/26% گزارش گرديده است. عوامل ميکروبي جدا شده شامل استافيلوکوک کواگولاز مثبت (8/27% )، استرپتوکوک بتا هموليتيک (6/10% ) و ديگر باکتريهاي پاتوژنيک فرصت طلب ( 5/2% ) بوده اند(6).

در اين مطالعه با توجه به وجود عفونت ثانويه در 177 بيمار از 854 نفر، بروز عفونت ثانويه باکتريايي در ضايعات جلدي سالک 7/20% بوده است. شايعترين ميکروارگانيسم جدا شده از ضايعات استافيلوکوکوس اورئوس بود. همچنين استافيلوکوکوس اپيدرميديس، اشرشياکلي، پروتئوس وولگاريس و کلبسيلا نيز در بعضي موارد مسئول بروز عفونت ثانويه بودند.

رابطه معني داري در مورد توزيع فراواني باکتريهاي جدا شده با جنس، سن، محل ضايعه، تعداد ضايعات و زمان ابتلا به بيماري مشاهده نشد. ولي بين توزيع فراواني باکتريهاي جدا شده و شکل باليني ضايعه ارتباط معني داري وجود داشت (00001/0 – P ). تمامي بيماراني که ضايعه آنها مورد تهاجم ميکروارگانيسم هاي ثانويه قرار گرفته بود به مرحله زخمي رسيده بودند و برعکس در افرادي که ضايعه آنها زخمي نشده بود ميکروارگانيسم ثانوي جدا نگرديد بنابراين احتمالا وجود علائم باليني التهاب و تورم مربوط به خود بيماري سالک بوده است.

مي توان گفت که در تمامي ضايعاتي که به مرحله زخم مي رسند، تخريب اپيدرم موجب آماده شدن زمينه تهاجم ميکروارگانيسم هاي سطحي پوست مي گردد. از جمله اين ميکروارگانيسم ها استافيلوکوکوس اورئوس است که در 33% جمعيت جزء فلور طبيعي پوست ( در اطراف سوراخهاي بيني، لاي انگشتان و ناحيه پرينه ) محسوب مي شود. ميکروارگانيسم هاي ديگر مثل استافيلوکوکوس اپيدرميديس و ساير باکتريهاي فلورميکروبي پوست نيز مي توانند موجب عفونتهاي ثانويه در زمينه زخمهاي سالکي گردند.

با توجه به مطالب ذکر شده بهتر است ضايعات ليشمانيوز جلدي که به مرحله زخمي مي رسند، تحت مراقبتهاي بهداشتي بيشتري از جمله استفاده از آنتي سپتيک موضعي قرار گيرند و نيز درصورت پيدايش علائم باليني عفونت ثانويه باکتريايي در درجه اول از آنتي بيوتيک هاي مؤثر عليه استافيلوکوکوس اورئوس استفاده شود.
  منابع :

1-Lerner EA, Greve link SA. Leishmaniasis. In : Arndt KA, Leboit PE, Robinson JK, Wintroub BU ( eds). Cutaneous medicine and surgery. Philadelphia : W. B. Saunders Company , 1996 : 1163-70.
2- Bryceson ADM, Hay RJ. Parasitic worms and protozoa. In : Champion RH, Burton JL, Ebling FJG, et al ( eds ) . Textbook of dermatology.   Oxford : Blackwell Scientific Publications, 1992 : 1251 – 58.
3- Bryceson ADM, Plotikir N.Diffuse cutaneous leishmaniasis in Ethiopia : the clinical and histological features of the disease. Trans Royal Soc Trop Med Hyg 1971; 63: 708 – 37.
4- Safi SH, Peter  W, Toam B, et al. Studies on leishmaniasis in the Sudan. Clinical and parasitological studies on cutaneous leishmaniasis. Trans Royal Soc Trop Med Hyg 1991;85: 457 -64.
5- Sneier R, Elias E. Leishmaniasis major bacterial contamination of cutaneous lesions in experimental animals. Isr J Med Sci 1992; 28: 847-51.
6- Edrissian G H, Mohamadi M, Manani A , et al. Bacterial infections in suspected cutaneous leishmaniasis lesions. Bull WHO 1990, 68: 473 – 77.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

اثر درمانی فيلمهای پارامومايسين سولفات به همراه جنتامايسين سولفات بررسی تأثير ديسک های دارويي پاراومايسين و جنتامايسين سولفات بر رشد

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,633 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: