سرپرستار كاوياني تخيلي بود

مه 19, 2008 at 6:29 ب.ظ. بیان دیدگاه

مريم كاوياني را از مجموعه «او يك فرشته بود» مي‌شناسيم چرا كه با اين مجموعه به دنياي مخاطبان تلويزيون معرفي شد و درخشيد. ناگفته نماند كه اولين كار تلويزيوني اين بازيگر مجموعه تاريخي «روزگار قريب» بوده كه ساخت آن بیش از پنج سال به طول انجاميده است.
همچنان كه ديديم كاوياني عهده‌دار نقش سرپرستاري بود به نام كاوياني. سرپرستاري بداخلاق و درگير عقده‌هاي عاطفي گذشته‌اش.
در گفت‌وگوي پيش رو از چگونه شكل گرفتن اين تجربه و همكاري با كيانوش عياري برايمان مي‌گويد.

بازي در سريال روزگار قريب چگونه پيش آمد؟
من قبل از مجموعه روزگار قريب در فيلم‌هاي سينمايي مثل هوو و… بازي كرده بودم. عوامل پشت صحنه كه مرا مي‌شناختند به آقاي عياري معرفي كردند. با ايشان در دفترشان ملاقات كرديم و ايشان در مورد نقش با من صحبت كردند. از آنجا كه همزمان براي يك كار سينمايي قرارداد داشتم از كارگردان خواستم از نقش من خيلي كوتاه استفاده كنند و… البته عملا آن پروژه سينمايي هم خوابيد تا اينكه پيش‌توليد سريال «او يك فرشته بود» آغاز شد. آقاي عياري به خاطر اينكه من بتوانم سر آن مجموعه هم بروم درخواست من را قبول كرد.

كاراكتر كاوياني چه جذابيت‌هايي داشت؟
من خيلي نمي‌دانستم كه قرار است چه چيزي را بازي كنم. روز به روز فيلمنامه به دست ما مي‌رسيد و تنها كنجكاوي من اين بود كه اين كاوياني در قصه چه مي‌شود و آن چيزي را كه آقاي عياري از من خواستند توانسته‌ام اجرا كنم يا نه؟ در واقع نقش يك سرپرستار با انضباط كه يك مقدار هم عقده‌هاي دروني و اخلاق تندش براي او مشكل ايجاد مي‌كند.

زماني كه بازي در اين سريال را پذيرفتيد آيا تحقيقي در مورد زندگي دكتر قريب كرديد؟
نه، هر اطلاعاتي كه مورد نياز بود از آقاي عياري مي‌پرسيدم.

ساخت اين مجموعه چندين سال طول كشيد. شما در كدام مقطع زماني در اين مجموعه حضور داشتيد و اين مجموعه چندمين كار حرفه‌اي شما بود؟
زمان بازي ام سال 84 بود اين مجموعه هم اولين كار تلويزيوني من محسوب مي‌شد.

فيلمنامه به عنوان منبع چقدر كمكتان كرد؟
ما فيلمنامه نداشتيم. روز به روز سر كار مي‌آمديم آقاي عياري به ما همان روز مي‌گفتند كه قرار است چه كنيم و كدام صحنه را بگيريم.

اين قضيه كار را سخت نمي‌كرد؟
كار خيلي سخت بود ولي آقاي عياري به قدري مسلط بودند كه به خوبي كار را هدايت مي‌كردند.

شخصيت كاوياني در سريال به نوعي در ارتباط مستقيم با دكتر قريب بود. آيا در زندگي حقيقي دكتر قريب هم چنين شخصيتي وجود داشته يا اين كاراكتر ساخته ذهن آقاي عياري بود؟
آقاي عياري در ابتداي تيتراژ هم بيان كردند كه براي اينكه بتوانند بهتر زندگي واقعي و شخصيت دكتر قريب را به تصوير بكشند يك مقدار صحنه‌هاي خيالي به فيلمنامه وارد كرده‌اند. از جمله زندگي سرپرستار كاوياني كه يك شخصيت خيالي بود.

در اين مجموعه تقريبا نقش خودتان را از لحاظ نام و شغل بازي كرديد اين موضوع چقدر برايتان جذابيت داشت؟
من پرستار بودم اما نه جلوي دوربين. اين كار براي من تنها تجربه بازيگري بود و ربطي به پرستاري نداشت.

انتخاب‌تان براي اين نقش به جهت آشنايي شما با اين حرفه بود يا به‌طور تصادفي بازي در سريال پيش آمد؟
كاملا تصادفي بود چون كاوياني روزگار قريب تنها كاري كه نكرد پرستاري بود، آقاي عياري نمي‌خواستند از اين تكنيك استفاده كنند.

كار با آقاي عياري چگونه بود؟
بسيار سخت بود اما آقاي عياري آنقدر هوشيار و متين و باشخصيت بودند و قدرت و اعتماد به نفس بالايي در اجراي كار داشتند كه به ما احساس آرامش مي‌دادند. با تمام سختي‌ها مي‌دانستيم كه نتيجه، كار خوبي خواهد شد و بايد تحمل كنيم. بخصوص من كه اولين كار تلويزيوني‌ام بود و به عنوان يك بازيگر مبتدي براي اينكه خودم را به ديگران به خوبي معرفي كنم بايد صبوري بيشتري مي‌كردم.

بزرگ‌ترين حسن همكاري با آقاي عياري چه بود؟
بزرگ‌ترين حسن ايشان اين بود كه با اطمينان و خيلي قرص و محكم مي‌دانستند چه مي‌خواهند.

چقدر در حين بازي كارگردان به بازيگرش آزادي عمل مي‌داد.
آقاي عياري كاملا از بازيگرانش بازي مي‌خواستند در واقع زندگي مي‌خواستند و مي‌گفتند في‌البداهه اگر جمله‌اي به ذهن‌تان مي‌رسد كه به فضا و حس و حال كار نزديك است بگوييد. ما اجرا مي‌كرديم و اگر ايشان خوششان مي‌آمد، مي‌پسنديدند والا راهنمايي مي‌كردند كه چگونه بگوييم. كار با آقاي عياري حسن ديگري كه برايمان داشت اين بود كه دوربين در خدمت بازيگر بود نه بازيگر در خدمت دوربين و اين كار را خيلي راحت مي‌كرد.

چقدر از ايده‌هاي خودتان براي نزديك‌تر شدن به نقش استفاده كرديد؟
نقش من خيلي پيچيده و زياد نبود و بيشتر در قالب يك تيپ تعريف مي‌شد. براي همين فقط اجرا مي‌كردم و كمتر به دنبال اين بودم كه ايده‌اي مطرح كنم.

بازي در مقابل آقاي هاشمي چگونه بود؟
از حضور ايشان خيلي استفاده كردم. بسيار درس‌هاي خوبي از ايشان گرفتم. آن صبر و تحمل و آرامش‌شان، رعايت سلسله‌مراتب و… در واقع درس‌هاي زيرپوستي گرفتم شايد از او تكنيك نياموختم چون جلوي دوربين خيلي با هم همبازي نبوديم اما در پشت صحنه خيلي مسائل اخلاق حرفه‌اي را ياد گرفتم.

قبل از شروع فيلمبرداري با آقاي هاشمي تمرين هم مي‌كرديد؟
نه، تنها جلوي دوربين چند مرحله تمرين مي‌كرديم و سپس سكانس ضبط مي‌شد.

به نظر مي‌رسد با قبول اين نقش دوست داشتيد نقش‌هاي منفي را هم به نوعي تجربه كنيد؟
بله، البته منفي و مثبت نقش براي من مهم نيست جذابيت نقش برايم اهميت دارد. من در مورد كار با آقاي عياري خودم را به دست ايشان سپردم؛ انتخاب نكردم، انتخاب شدم اما از وقتي كه در اين حرفه به عنوان بازيگر معرفي شده‌ام ترجيح مي‌دهم اول براي يك كار كانديدا و به دفاتر دعوت شوم، بعد از آن خودم انتخاب كنم. همچنان به جذابيت و عرض نقش اهميت مي‌دهم.

اين تضادي كه بين معصوميت چهره‌تان با ويژگي‌هاي منفي كاراكتر موردنظر وجود دارد در روند كار مشكلي برايتان پيش نمي‌آورد؟
نه، چون در پس چهره سرپرستار كاوياني غمي وجود داشت كه احساس مي‌شد يك شكست عاطفي در زندگي داشته است و عقده‌هاي عاطفي خود را به اين شكل مي‌پوشاند. اتفاقا به نظر من نبايد حتما نقش منفي را به چهره منفي داد. خيلي‌ها چهره آرامي دارند ولي مي‌توانند بد باشند. من تضاد را خيلي دوست دارم، دلم نمي‌خواهد مردم فكر كنند مريم كاوياني فقط بايد بازيگر مثلا «او يك فرشته بود» باشد.

چقدر از درونتان براي بازي اين كاراكتر مايه گذاشتيد؟
ببينيد اين نقش فقط يك تيپ بود و خيلي احتياج به مايه گذاشتن نبود و من فقط بايد اين تيپ را در خودم به وجود مي‌آوردم.

صحنه پاياني بازي شما دعواي دكتر قريب با سرپرستار كاوياني بود. از حس آن صحنه بگوييد.
براي من فقط پايان كار كاوياني در قصه جذاب بود. خيلي دوست داشتم جنجالي از داستان خارج شوم، هنوز هم از اين نوع خارج شدن از قصه بسيار راضي هستم.

چرا؟
چون اين سريال آنقدر جذابيت دارد و ارزشمند است كه اگر به اين شكل از بازي من استفاده نمي‌شد ممكن بود اين نقش در قصه به راحتي فراموش شود ولي الان قضيه درست برعكس است و كاوياني تبديل به يك شخصيت مجزا شده است. همه آن را به ياد دارند. جا دارد از آقاي عياري براي اين نوع پاياني كه براي نقش كاوياني در نظر گرفته بودند تشكر كنم.

طي اين مدت چقدر بيننده سريال بوده‌ايد؟
اگر سر كار نباشم حتما به تماشاي آن مي‌نشينم. از نوع كار و اجراي آن مشخص است كه چه زحمتي برايش كشيده شده است.

بعد از گذشت چند سال از بازي‌تان وقتي به تماشاي نقش خودتان نشستيد آن را چطور ديديد؟
من اگر آخرين كارم را هم ببينم باز هم مي‌گويم مي‌توانستم بهتر از اين باشم به همين دليل فكر مي‌كنم خيلي مانده است تا بتوانم نقشي را بي‌عيب و نقص بازي كنم.

دوست داشتيد به جاي بخش معاصر در بخش تاريخي مجموعه بازي كنيد؟
نه، اصلا به آن فكر نكردم.

شما هم كارهاي تاريخي را تجربه كرديد و هم اجتماعي. دلبستگي‌تان به كدام ژانر بيشتر است؟
اجتماعي.

چرا؟
چون به زندگي روز مردم بيشتر نزديك است و مردم هم بهتر با اين شخصيت‌ها ارتباط برقرار مي‌كنند. حتي در كار «پدرخوانده» هم نقشي را كه بازي كردم يك شخصيت اجتماعي بود و جنبه تاريخي نداشت. دوست دارم كاري را كه براي آن زحمت مي‌كشم و وقت مي‌گذارم مردم دوست داشته باشند.

با توجه به اينكه شما تحصيلات بازيگري نداريد اما هرچه در اين حرفه جلوتر مي‌رويد بازي‌تان حرفه‌اي‌تر مي‌شود. اگر همين الان اين نقش را به شما بسپارند آن را چگونه بازي مي‌كنيد؟
اگر الان اين نقش را اجرا مي‌كردم هيچ‌وقت در صحنه آخر گريه نمي‌كردم و سعي مي‌كردم كاراكتر سرپرستار كاوياني همانطور يكدنده بماند.

آيا نقدي بر اين مجموعه داريد؟
اصلا. به خاطر اينكه مي‌دانم چه زحماتي براي اين كار كشيده شده است، نه اينكه كار خودم باشد نه، من يك كار ناموفق مثل «شكرانه» را هم داشتم، با وجود اينكه آنجا هم زحمت زيادي كشيده شده بود از آن انتقاد مي‌كنم. اما در مجموعه «روزگار قريب» آنقدر تكنيك درست اجرا شده است كه جاي هيچ نقدي باقي نمي‌گذارد. به هر حال آقاي عياري صاحب سبك هستند، فكر مي‌كنم بايد قضاوت را برعهده صاحبنظران بگذاريم.

با پشت سر گذاشتن چندين تجربه بازيگري امروز دوست داريد به عنوان بازيگر شما را بشناسند يا يك پرستار؟
وقتي بين پرستاري و بازيگري، بازيگري را انتخاب كردم بالطبع دوست دارم من را به عنوان يك بازيگر بشناسند. البته خيلي برايم فرق نمي‌كند پرستار باشم يا بازيگر. دلم مي‌خواهد كه محبوبيت داشته باشم و وقتي مردم من را مي‌بينند و لبخند مي‌زنند از روي علاقه و احساس باشد و برايشان تداعي‌كننده خاطرات خوب باشم.

پس ممكن است روزي پرستاري را كاملا رها كنيد و كاملا جذب بازيگري شويد؟
من در حال حاضر هم پرستاري را رها كرده‌ام چون چهار سال است كه به لطف خدا هر روز بي‌وقفه سر صحنه هستم ولي اگر زماني احساس كنم از بازيگري خسته شده‌ام ممكن است دوباره پرستاري را شروع كنم.

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

پيچ و خم احزاب سياسي در كشور در بزرگداشت حکیم عمر خیام

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,490 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: