همه چیز را فراموش کرده ام

مه 19, 2008 at 6:36 ب.ظ. بیان دیدگاه

اگر رابطه تان با تلویزیون خوب باشد حتماً با نام «پریسا بخت آور» و سریال هایش آشنا هستید؛ «پشت کنکوری ها» و «من یک مستاجرم» که هر دو به واسطه مضمون طنزآمیزشان و حضور بازیگران شناخته شده و محبوب با استقبال خوبی روبه رو شدند و جوایزی نیز در جشنواره سیما نصیب کارگردان جوانش شد. «پریسا بخت آور» که اتفاقاً همسرش «اصغر فرهادی» نیز در سال هایی نه چندان دور با ساخت مجموعه «داستان یک شهر» اعتبار ویژه یی در تلویزیون و نزد مخاطبان جدی آن یافته بود، سال گذشته بعد از مدتی دوری از فضای سریال سازی تصمیم گرفت با فیلمنامه یی نوشته «اصغر فرهادی» پا به عرصه سینما بگذارد. او با اینکه در فیلم «دایره زنگی» اولین تجربه کارگردانی در مدیوم سینما را پشت سر گذاشته است اما از نظر اقتصادی و جلب توجه منتقدان کاملاً موفق بوده است. هرچند نباید از تاثیر فیلمنامه قوی «فرهادی» در این موفقیت غافل شد اما «دایره زنگی» فیلم پرستاره یی است که در وهله اول کاربلدی کارگردانش را در هدایت این ستارگان به رخ می کشد و سکوی پرش مناسبی است برای یک شروع رویایی در سینمایی که با محدودیت هایش جایی برای رویاپردازی باقی نمی گذارد.
● خانم بخت آور فکرش را می کردید که «دایره زنگی» اینقدر پرفروش شود؟
▪ واقعیت این است که بعد از اینکه نگارش فیلمنامه تمام شد همه ما می دانستیم با توجه به قصه و فیلمنامه قرار است فیلم پرمخاطبی بسازیم. فیلمی که قصه جذاب و نویی دارد. ولی همه چیز به این بستگی داشت که این فیلمنامه در اجرا چگونه دربیاید. در اواسط فیلمبرداری و خصوصاً پس از تدوین نهایی دیگر همه این اطمینان را داشتند که فیلم، فیلم پرمخاطبی خواهد شد.
البته حتماً می دانید که بیش از یک ماه فیلم بدون کمترین تبلیغات مثل بیلبورد در سطح شهر یا تبلیغ در روزنامه ها اکران شد و کل تبلیغاتش در حد پخش چند تیزر محدود در تلویزیون بود. در واقع خود تماشاگران تبلیغ کننده فیلم بودند و از این جهت فکر می کنم فروش فیلم کاملاً متکی به خودش بوده و به قول بعضی از دوستان سینماگر این اتفاق جدیدی در این سال ها برای یک فیلم پرفروش است. در واقع اگر اکران فیلم از ابتدا با تبلیغات و اطلاع رسانی همراه بود قطعا ً فروشش از این نیز بیشتر می شد ولی فروش فیلم بدون تبلیغات برای من حاوی پیام باارزشی در مورد خود فیلم و ویژگی هایش است.
● تحلیلی از دلایل فروش فیلمتان دارید؟ آیا پیش از ساخت با همین هدف و همین دید به استقبال کار رفته بودید؟
▪ من فکر می کنم به طور کلی برای اینکه فیلمی مورد استقبال قرار گیرد و مخاطب آن را دوست داشته باشد چند فاکتور می تواند مهم باشد. فیلمنامه که مهم ترین عامل است و در سالیان گذشته ثابت شده فیلم هایی که همه عوامل مختلف را برای فروش داشته اند اما داستان و فیلمنامه محکمی نداشتند مورد استقبال قرار نگرفتند. دومین عامل اجرای درست آن فیلمنامه است که یک اجرای اشتباه می تواند بهترین فیلمنامه ها را تبدیل به فیلمی ضعیف کند. عامل بعدی بازیگران هستند که اگر درست در جای خود قرار بگیرند باعث جذب مخاطب می شوند. یک عامل مهم دیگر می تواند ریتم فیلم و تدوین آن باشد. با اینکه ممکن است تماشاگر عادی شناختی از تدوین نداشته باشد ولی به طور ناخودآگاه تدوین فیلم و ریتم و شتاب درونی فیلم سهم بسیاری در جذب تماشاگر دارد و تبلیغات مناسب و عوامل کوچک و بزرگ دیگر که صحبت درباره آنها بحثی طولانی است مثل کیفیت پخش فیلم در سینماها، زمان اکران و… من پیش از ساخت «دایره زنگی» فقط به ساخت فیلمی که در حد سلیقه و نگاه خودم باشد فکر می کردم. فیلمی که بعد از ساخت، از ساختنش خوشحال باشم و احساس خجالت نکنم. این برایم بسیار مهم بود و اصلاً طی کار به اینکه از عواملی بهره بگیرم که باعث فروش شوند فکر نمی کردم. ما در مدت فیلمبرداری خیلی مواقع شده بود که بعضی از دوستان پیشنهاداتی داشتند برای گفتن دیالوگ هایی که باعث خنده زیاد می شد ولی چون آن طنز، طنز دلخواه من نبود و در سطح طنز فیلم نبود با آن مخالفت می کردم و البته از آن طرف اگر بداهه یی خوب بود استفاده می شد. الان خوشحالم فیلم در حالتی پرفروش شده که کاملاً مطابق با سلیقه ام است و از خواسته هایم چشم پوشی نکردم و این پرفروش شدن در این حالت برایم بسیار باارزش است.
● «دایره زنگی» در کلیت خود مثل یک پازل عمل می کند که در آن کنار هم قرار گرفتن داستان های کوچک فیلم یک کلیت اجتماعی را به وجود می آورد. این فرم روایی تا چه حد در اجرا درآمد و تا چه حد حتی از زمان طرح اولیه فیلمنامه مدنظرتان بوده است؟
▪ این فرم روایی فیلمنامه یکی از مهم ترین بخش هایی بود که من باید در اجرا به آن توجه می کردم. در «دایره زنگی» شما هیچ وقت بی دلیل از یک سکانس به سکانس دیگر نمی روید و همیشه با یک شیء یا آدم یا ارتباط سکانس ها به هم ربط پیدا می کند که گاهی ربط این سکانس ها در فیلمنامه راحت ولی در اجرا سخت می شود. حتی در تدوین هم حفظ ربط این سکانس ها باعث محدودیت هایی برایمان می شد ولی در هر حال این فرمی بود که از ابتدا برای این فیلم انتخاب کرده بودیم و من تمام سعی ام را کردم که این فرم پازل گونه که بسیار هم آن را دوست داشتم حفظ شود. البته بعد از اعمال اصلاحیه ها ربط سکانس ها در چند مورد ناچاراً از دست رفت ولی در کل چندان محسوس نبود.
● آیا فیلم هایی را که با این ساختار روایی ساخته شده اند دیده اید؟
▪ بله، ولی فرقی که وجود دارد در این است که معمولاً این فیلم ها دارای اپیزودهایی مجزا هستند که بعداً ارتباط میان این اپیزودها با اتصالاتی داستانی مشخص می شود ولی در دایره زنگی اتصالات سکانس به سکانس و پیوسته وجود دارد.
● به کدام یک از فیلم هایی که این ساختار روایی پازل گونه را داشته اند علاقه دارید؟
▪ دو فیلم کراش (تصادف) و شورت کاتز (برش های کوتاه) از نمونه های معروف این نوع ساختار هستند.
● در این فرم روایی بسیاری از کاراکترها و بازیگران هم عرض هم قرار می گیرند. در انتخاب بازیگران «دایره زنگی» آیا این نکته را مدنظر داشتید که حضور یکی دیگری را تحت الشعاع قرار ندهد؟
▪ بله این هم یکی از فاکتورهایی بود که در انتخاب بازیگر به آن توجه داشتم.
● نوعی یکدستی در بازی های فیلم به چشم می خورد که حتی شریفی نیا و مدیری شناخته شده را در کنار مثلاً امید روحانی نابازیگر قرار داده اید. چطور به این مساله رسیدید؟
▪ برای من بازی بازیگران یکی از مهم ترین بخش های کارم است. بخشی که از آن نمی گذرم و حتی گاهی بازیگران شاید از این همه دقت خسته شوند. من در کنار بازیگران و همپای آنان یک بار نقش را در درون خودم بازی می کنم. چیزی که بسیار در گفت وگو با بازیگران بر آن تاکید داشتم این بود که میزان و نوع بازی شان سوای نقش با نوع بازی دیگر بازیگران هم باید همسان باشد حتی بازیگری که با آنها در هیچ جای فیلم بازی ندارد.
● پلان های رقص مدیری و شریفی نیا خیلی بامزه از کار درآمده بود آیا این حرکات بنا به خواسته شما انجام شد یا حاصل ذوق و طنازی خودشان بود؟
▪ پلان های رقص جزء میزانسن های من بود و حتی در فیلمنامه هم نبود. یعنی زمانی که داشتم به عکس العمل این آدم ها به فیلم «خسرو» فکر می کردم عکس العمل این دو نفر را در برابر ریتم تند موسیقی فیلم به این شکل دیدم.
● دلیل اینکه برای تمام نقش ها- به استثنای امید روحانی- از بازیگران حرفه یی استفاده کرده اید چیست؟
▪ من برای تمام نقش ها حتی نقش «شیرین» به بازیگر و چهره جدید فکر می کردم. البته چهره جدیدی که توانایی ایفای نقش را داشته باشد ولی فقط در دو مورد یعنی آقای امید روحانی و صابر ابر به نتیجه رسیدم و به همین دلیل به سراغ بازیگران حرفه یی رفتم و چون معمولاً در انتخاب ها با اولین یا دومین گزینه به نتیجه می رسیدیم همین شد که دیگر سراغ انتخاب های بعدی که احتمالاً ناشناخته تر بودند، نرفتیم و این اتفاق حتی در مورد نقش های کوتاه نیز افتاد.
● آیا الزامات اقتصادی شما را به استفاده از بازیگران حرفه یی سوق داده است؟
▪ نه، چون انتخاب بازیگر کلاً به عهده خودم بود در معیارهایی که من برای انتخاب بازیگر داشتم این معیار اصلاً وجود نداشت و انتخاب این بازیگران با معیارها و فاکتورهای دیگری از جمله نزدیکی شان به نقش، توانایی شان و اخلاق حرفه یی بازیگر انجام شده حال چه این بازیگران جزء بازیگران پرفروش بوده اند یا خیر.
در ضمن معمولاً بهترین بهره گیری از حضور بازیگران در تبلیغات حین اکران صورت می گیرد که اگر استفاده از این بازیگران به خاطر فروش فیلم بود تهیه کننده قطعاً در تبلیغات قبل و زمان اکران از این قضیه استفاده می کرد که می بینید بیش از یک ماه اول، فیلم بدون تبلیغات اکران شد پس چنین نیتی از حضور بازیگران در فیلم نبوده است.
● فیلم به عنوان کار اول یک کارگردان تجربه سختی است. ترجیح نمی دادید با کار راحت تری فعالیت سینمایی تان را آغاز می کردید؟
▪ نه، چون انجام این کار سخت را دوست داشتم. اتفاقاً قبل از ساخت، تعدادی از اهالی سینما که فیلمنامه را خوانده بودند به من می گفتند این فیلمنامه برای کار چندم هم سخت است چه برسد به کار اول. ولی تجربیاتی که از سریال هایم به دست آورده بودم و این سه سال کار نکردن و مطالعه کردن و صبر کردن برای ساخت این فیلم همه و همه برای من اطمینانی به وجود آورده بود که از ساخت این فیلمنامه سخت نترسم.
 
● به جز عنوان فیلمنامه نویس کار آیا اصغر فرهادی نقش دیگری در فیلم داشت؟
▪ طبق قوانین ارشاد برای کارگردان های اول، آقای فرهادی مشاور کارگردان در این پروژه بودند، ولی او برای این قضیه قراردادی نبست. چون با اخلاق من از سر سریال هایم آشناست و می داند که دوست دارم خودم به تنهایی در مورد همه چیز تصمیم بگیرم و چون خودش هم این اخلاق را در مورد کارهایش دارد به خواسته من احترام می گذارد و معمولاً حتی اگر سر صحنه می آمد از نظر دادن راجع به کار من خودداری می کرد. البته بعد از دیدن راش ها به من گفت همین روندی که در پیش گرفتی خوب است و بعد از مونتاژ نهایی گفت فیلم را بسیار دوست دارد با آنکه در این گونه مواقع آدم بسیار سخت گیر و رکی است و تایید او بر فیلم برایم بسیار مهم و باارزش است.
● «دایره زندگی» یک کمدی آبرومند و موفق است که جدا از روند سخیف کمدی های این روزها است. برای رسیدن به این موضوع در چه زمینه یی بیشترین تلاش را کردید؟
▪ برای رسیدن به این نوع طنز، سوای طنزی که در دیالوگ ها و موقعیت های فیلم است که به نظرم طنز مدرنی است و درکش هم شاید برای عده یی سخت باشد، در اجرا من برای درآوردن لحظات طنز و اینکه سطح طنز فیلم در جایی تنزل پیدا نکند بسیار تلاش کردم و این وجه کار برایم بسیار مهم بود و شاید سخت ترین بخش کار.
● آیا از شنیدن این حرف که «دایره زنگی» بیشتر از اینکه فیلم شما باشد فیلم اصغر فرهادی است دلخور نمی شوید؟
▪ البته کسی جلوی من جرات نمی کند از این حرف ها بزند، (با خنده) ولی خارج از شوخی واقعیتش این است که این سوال شما برای من ریشه تاریخی دارد، از اولین سریالم این شایعات را می شنیدم. سر دو سریال بعدی ام کمتر شد و سر این فیلم دوباره ممکن است، گفته شده باشد ولی من هیچ وقت نه از شنیدن این حرف ها ناراحت می شوم و نه هیچ وقت جوابی به آنها داده ام، نه قبلاً و نه الان و این اولین بار است که دارم به آن جواب می دهم. علتش هم این است که به نظر من وقتی حرفی ریشه در حقیقت نداشته باشد و بر پایه حدس و گمان باشد آن حرف در زمره شایعات و حرف های خاله زنکی است (ببخشید ولی اصطلاح بهتری پیدا نکردم) که من هیچ علاقه یی به شرکت در این نوع حرف ها ندارم. وقتی کاری را در حضور جمعی بزرگ انجام داده یی دیگر نیاز به اثبات مجدد آن نیست ولی در کل چون معمولاً سعی می کنم از حرف ها و اتفاقات نتیجه یی مثبت بگیرم، نتیجه یی که از این شایعات می گیرم این است که حتماً کارم، کاری محکم و قابل دفاع شده است که آن را به اصغر فرهادی نسبت می دهند، اگر کار ضعیفی بود که چنین نتیجه یی نمی گرفتند و من نتیجه یی که از این حرف ها می گیرم برایم مهم است نه خود حرف ها و گوینده هایشان.
● از ساخته های آقای فرهادی کدام یک با سلیقه شما همخوانی دارد؟
▪ «چهارشنبه سوری» فیلمی است که بسیار به آن علاقه دارم و البته تئاتری به نام «ماشین نشین ها» که در زمان دانشجویی و قبل از ازدواج مان آن را کار کردیم که هنوز عاشقانه آن کار را دوست دارم.
● آیا فیلم بعدی تان نیز در این حال و هوا خواهد بود؟
▪ بدم نمی آید که فیلم بعدی ام طنز نباشد، چون در کل اجرای کار طنز بسیار سخت تر است.
● آیا دوباره فیلمنامه یی از اصغر فرهادی را جلوی دوربین خواهید برد؟
▪ هیچ چیز مشخص نیست ولی اگر این گونه شود قطعاً دوباره شانس با من همراه بوده است.
● کدام بخش از شوخی های فیلم ایده شما بود و کدام ها در فیلمنامه وجود داشت؟
▪ بخشی از طنزهای فیلم در فیلمنامه نبوده که حین اجرا به این طنز رسیدیم مثل همان پلان های رقص یا عکس العمل نیلوفر خوش خلق که چشم بچه اش را حین دیدن فیلم می بندد یا درآوردن کفش ها برای ورود به خانه عبدالله زاده یا نرسیدن بستنی به خانم رهنما در جمع همسایه ها یا پلان های دیش و پاهای آقای قاضی مرادی و مواردی دیگر که الان حضور ذهن ندارم که اینها در فیلمنامه نبوده و در اجرا درآمده است. ولی بقیه طنزهای کلامی و موقعیت های طنز در فیلمنامه بوده است.
● در فیلم بعدی تان دوست دارید دوباره با کدام یک از بازیگران «دایره زنگی» همکاری کنید؟
▪ خوشحالم که هنگام کار کردن با این تعداد بازیگر آنقدر فضای دوستانه و خوبی در کار حاکم بود که بعد از اتمام کار، بازیگری نبود که حس کنم دیگر مایل نیستم با او کار کنم. ولی غیر از بازیگران دایره زنگی، بازیگری بود که در ابتدا قرار بود نقش شیرین را بازی کند، چهره یی جدید و بسیار مستعد؛ کسی که یک ماه عاشقانه آمد و در تمرین ها شرکت کرد و به نقش هم نزدیک شده بود ولی به دلایلی از جمله عدم هماهنگی با پروژه یی چندساله که در آن مشغول به بازی بود این همکاری شکل نگرفت. بسیار مایلم این بازیگر در کارهای بعدی من حضور داشته باشد.
● صادقانه بگویید از اینکه فیلم تان در جشنواره به نمایش درنیامد دلخور هستید؟
▪ شاید آن زمان دلخور شدم آن هم مقطعی که پس از یک نمایش به خاطر اصلاحات مجدد، فیلم را از جشنواره بیرون آوردیم ولی بعد از گرفتن پروانه نمایش همه چیز را فراموش کردم.
وقتی فیلم را با تماشاگر می بینم و واکنش آنها را حین دیدن فیلم و این رابطه دو طرفه یی که بین فیلم و تماشاگران شکل گرفته و آنان صادقانه عکس العمل شان را نسبت به فیلم بروز می دهند و تماس های مکرر دوستان سینماگر و منتقدان که گاه بلافاصله بعد از دیدن فیلم تماس می گیرند، آنقدر برایم پشتوانه مهمی است که هیچ خاطره منفی یا شنیدن اظهارنظرهای مغرضانه نمی تواند این تصویر را مخدوش کند و خود فیلم با استقبال مردم و منتقدان به این اتفاقات و این گفته ها پاسخ می دهد.
● از چگونگی حضور فیلم تان در جشنواره کن بگویید. چرا در بخش مسابقه پذیرفته نشد؟
▪ در زمان جشنواره در یک اکران خصوصی نماینده بخش نوعی نگاه جشنواره کن فیلم را دید. او ساختار فیلم را دوست داشت و فقط معتقد بود درک اتفاقات سریع فیلم برای تماشاگر خارجی، که باید زیرنویس را هم دنبال کند کمی سخت است و بعد از دیدن فیلم که آن زمان ۱۲۰ دقیقه بود یعنی ۱۰ دقیقه بیشتر از تایم کنونی فیلم، از من خواست اگر بتوانم کمی از اتفاقات و حوادث فرعی کار کم کنم تا فیلم برای تماشاگر خارجی قابل فهم تر شود و بعد آن را برای این بخش ارائه دهد که البته چون تکلیف فیلم تا اواخر اسفند چندان مشخص نبود هم من و هم آقای ساداتیان از اینکه فیلم را به شکل دی وی دی آماده کنیم و آن را به خارج از ایران ارسال کنیم نگران بودیم. در ضمن اینکه هر دو مایل بودیم فیلم پروانه نمایشش را بگیرد و بعد برای حضور در جشنواره ها اقدام کنیم و خود من ترجیح دادم از خیر این مساله به دلیل امنیت فیلم بگذرم. ولی الان نسخه یی از فیلم برای شرکت در بازار کن قرار است به پخش کننده فرانسوی کار سپرده شود.
● همکاری آقای فرهادی با تلویزیون بعد از حضورشان در سینما قطع شد همکاری شما به کجا خواهد کشید؟
▪ اگر فیلمنامه خوب و محکمی به دستم برسد باز هم در تلویزیون کار خواهم کرد، کمااینکه در سینما هم تا فیلمنامه خوبی نداشته باشم کار نخواهم کرد.
Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

تلفن همراه در مدارس؛ خوب يا بد چه کنم گناه نکنم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,342 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: