پيچ و خم احزاب سياسي در كشور

مه 19, 2008 at 6:28 ب.ظ. بیان دیدگاه

پيدايي و گسترش حزب‌هاي سياسي با گسترش دموكراسي همگام بوده است. با انقلاب صنعتي و فرو ريختن رابطه‌هاي توليدي، جامعه فئودال در غرب، دگرگوني‌هاي ژرف سياسي نيز در آنجا پديد آمد. انديشه (تمام قوا ناشي از ملت) است كه امروز در قوانين اساسي همه كشورها ديده مي‌شود. نظريه حاكميت ملي، انديشه شركت شهروندان را در همه زمينه‌هاي زندگي سياسي در بر دارد و نيز اعلام اين اصل است كه مسئولان سياسي و مقام‌هاي تصميم‌گيرنده كشور بايد از سوي مردم برگزيده شوند. از اين رو باروري عرصه سياست و آمدن مردم به عنوان يك نيروي سياسي مهم، همه قدرت‌طلبان و مدعيان رهبري سياست كشور نيز به پشتيباني توده مردم نيازمند شدند و در جستجوي بهره‌گيري از آن بر آمدند. احزاب به طور كلي به دو دسته عام و خاص تقسيم مي‌شوند. اجتماعي بودن انسان و ضرورت اجتماعي، مقوله كسب و تقسيم قدرت از همان آغاز دوران زندگي اوليه انسان‌ها در قالب عام خود همانند دسته، گروه، باند، جناح، قبيله و غيره ظهور كرد ولي با گذشت زمان و روند تكامل اجتماعي حاكميت و حكومت و ارتباط جوامع و مردم با پديده حكومت در عصر حاكميت ملي پس از رنسانس در اروپا و ضرورت مشاركت مردمي، احزاب خاص را به عنوان يك واقعيت اجتماعي جهت حضور مردم در صحنه قدرت الزامي كرد. در واقع حزب به مفهوم امروزي فرزند خلف دموكراسي و نظام تفكيك قوا و ركن چهارم دموكراسي بوده كه از اروپا آغاز شد و به تدريج به ساير نقاط جهان گسترش يافت. براي اولين بار در دوران مشروطه فعاليت سياسي احزاب خاص در ايران آغاز شد و دوران پرفراز و نشيبي را طي كرد. گرچه اين امر تا حدودي ناموفق بوده ولي در دوران حيات سياسي ايران از مشروطه به اين طرف، احزاب قوي همانند دموكرات عاميون و اعتداليون زمان مشروطه، حزب اصلاح‌طلبان و تجدد در اوايل حكومت رضاشاه، حزب توده، حزب ايران و حزب زحمتكشان در دوران ملي شدن صنعت نفت و حزب جمهوري اسلامي در دوران معاصر بر تحولات سياسي ايران اثرگذار بوده‌اند. پرواضح است كه عصر مفيد و رسمي اكثر احزاب سياسي ايران كمتر از ده سال بوده كه اين خود جاي بحث و تامل است.

احزاب وارداتي
در ايران همانند ساير كشورهاي جهان سوم حزب در معنا و مفهوم خاص يك مقوله وارداتي و بيگانه است كه از دوران مشروطه وارد ايران شد.در حالي كه بيشترين عمر مشروطيت در زمان خاندان پهلوي مستبد سپري شد و اين خاندان با حزب و كار گروهي به كلي مخالف بودند اما بايد اذعان نمود كه براي اكثريت جامعه ايران هنوز هم حزب و تشكل‌هاي مدرن جانيفتاده است و حتي تحصيلكرده‌هاي جامعه ،آرمان و اعتقاد حزبي ندارند و به وظيفه حزبي بودن توجيه نيستند. اين رويكرد نمي‌تواند جوابگوي مطالبات حزبي باشد.
 در حالي كه به قول دكتر سريع‌القلم، فرهنگ سياسي ايران چنان عشيره‌اي است كه رقيب و ديگران را غيرخودي مي‌داند و به حذف آنان مي‌انديشد.

مدل نظام‌هاي سياسي
در مدلي كه ديويد ايستون از نظام‌هاي سياسي ارائه مي‌كند عناصري را در اين نظام‌ها مفروض دارد كه يكي از اين عناصر، درخواست‌ها و مطالبات است. هر حاكميت سياسي و صاحبان اقتدار و كارگزارانش پيوسته با تقاضاها و درخواست‌هاي مردم مواجهند. مطالعات سياسي نشان مي‌دهند كه اجابت اين خواسته‌ها نقش بسيار موثري در حمايت‌ها و پشتيباني‌هاي مردم از حاكميت و كارگزاران آن دارد.مي‌گويند چنانچه نمادهاي يگانگي جامعه حمايت اساسي خود را از موجوديت كل يك نظام سياسي بردارند حاكميت و كارگزاران آن تواما در معرض مخاطره قرار خواهند گرفت. حتي اگر در مراحل اوليه، نقصان حمايتي تنها متوجه صاحبان اقتدار باشد در نهايت اين نظام سياسي است كه متضرر خواهد شد.
بنابراين بر كسي پوشيده نيست كه چنانچه يك نظام سياسي نتواند از پس انبوه خواسته‌هاي ملت برآيد آن نظام تضعيف شده و اعتبارش كاسته خواهد شد. از سوي ديگر پيداست كه تقاضاهاي مردم بدان حد زيادند كه به هيچ روي امكان رسيدگي به خواسته فرد فرد ملت ميسر نخواهد بود و طبيعي است كه اين موضوع، موجبات تحميل بار اضافي تقاضاها و درخواست‌ها را بر پيكره نظام فراهم خواهد كرد. در نظام جمهوري اسلامي ايران كه علاوه بر مشروعيت ديني، به دليل رفتارهاي انتخاباتي و نقش در برگزيده شدن رييس قوه مجريه، خبرگان رهبري و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از مشروعيت مردمي نيز برخوردار است جا دارد كه در خصوص تشكيل احزاب و جمعيت‌ها تلاشي مضاعف به عمل آيد به ويژه در شرايط امروزي كه از حيث جامعه‌شناسي سياسي بر استقرار جامعه مدني تاكيد فراوان مي‌شود بايد بيش از پيش به تشكل‌ها و ظهور جمعيت‌ها اهميت داده شود.

حزب گريزي در ايران
مسئله‌ تحزب و نسبت آن با «قوت و ضعف جامعه مدني»، «توزيع و تمركز قدرت سياسي» و «مشاركت و رقابت قانونمند نخبگان» از جمله مسائل ديرپا و در عين حال دائما مطرح جامعه ايراني بوده و هست.چرا فرهنگ و ساختار حزبي در ايران ضعيف و لرزان و گرفتار رنج و دردي كهنه و تاريخي است؟ چرا گريز از حزب و تحزب در ميان نخبگان و آحاد جامعه ايراني فراگيري و شمولي بيش از حد متعارف داشته است؟ چرا تلاش‌هاي بي‌شمار مبارزان و مصلحان ايراني براي پيشبرد آزادي، عدالت، دموكراسي و توسعه و وضع جامعه‌اي اخلاقي از مشروطه تاكنون در چرخه‌ ناپيوستگي و تكرار قرار گرفته است؟ چرا فرار از تحزب در صورت آشكار و رسمي آن همواره به ايجاد و تقويت گروه‌هاي ذي نفوذ و باندهاي پنهان قدرت و ثروت و منزلت انجاميده است؟ پرداختن به پرسش‌هايي از اين دست مي‌تواند نگاه‌ها و تلاش‌ها را معطوف به حل يا حداقل كاهش مسئله‌اي كند كه سايه‌ سنگين آن بر همه مسايل آني و آتي جامعه نيز هست. اگر دموكراسي مسئله كانوني ديروز و امروز جامعه ما هست – كه هست – و اگر قوت و ضعف آن بر پيش پاافتاده‌ترين مسائل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي تاثيرگذار است – كه هست – پس بايد نسبت و ضرورت امر تحزب را با دموكراسي ديد. احزاب در مفهوم جديد آن به گفته «ماكس وبر» فرزندان دموكراسي‌اند. وجود احزاب بدون دموكراسي و دموكراسي بدون احزاب قابل تصور نيست. طبيعتا چون دموكراسي مقوله‌اي صرفا حقوقي و حتي سياسي نيست، تحزب هم امري محدود به دايره حقوق و سياست نيست. دموكراسي امري فرهنگي و مدني است، پس تحزب را هم بايد در درون انديشه و رفتار جمعي از سويي و زمينه‌هاي مادي و نهادهاي اجتماعي از سوي ديگر دنبال كرد. چنان كه دموكراسي شيوه‌اي از انديشيدن و زيستن است، بايد تحزب را هم در ميان شيوه‌هاي راه‌گشايي از انديشيدن و زيستن مورد توجه قرار داد. احزاب اگرچه بازتابي از پويش جامعه مدني‌اند اما تحت تاثير جامعه، نظام سياسي و فرهنگ زمانه نيز هستند. در جوامعي كه عوامل بازدارنده نظير تمركز قدرت سياسي، پرهزينگي سياست‌ورزي و محدوديت در برخورداري عموم از حقوق اساسي وجود دارد، احزاب نيز از قوام و دوام مناسب برخوردار نيستند. در جامعه جديد تحزب نه تنها به امر سياسي بلكه به امر اجتماعي و اقتصادي وابسته است «ماكس وبر» با تبيين منطق قدرت، ضروري مي‌داند كه امر سياسي و از جمله تحزب به امر اقتصادي نزديك شود. مبادله‌اي شدن اقتصاد، مبادله‌اي بودن سياست را طلب مي‌كند و سودمندي امر سياسي – در برابر بي‌حاصلي آن – ترغيب‌كننده جامعه‌ به سوي مشاركت سياسي و حرفه‌اي شدن امور سياسي است. علاوه بر اين زمينه‌ها و گستره‌هاي فراتر از سياست كه در امر تحزب دخيل هستند، چگونگي و وضعيت توسعه سياسي نيز مستقيما بر چگونگي و وضعيت احزاب تاثيرگذار است. توزيع قدرت سياسي و تنوع ساختاري آن، عقلاني شدن اقتدار از طريق رشد و توسعه شيوه‌ها و نهادهاي دموكراتيك به جاي شيوه‌ها و نهادهاي اجبارآميز، اعمال قدرت و گشودن فضاهاي مشاركت‌جويانه و رقابت‌آميز نظير انتخابات مي‌تواند به پا گرفتن و گسترش نهادهاي مدني و احزاب سياسي بينجامد. در واقع احزاب هم محصول توسعه سياسي و هم محرك آنند. احزاب مستقل و آزاد صورت‌هاي جديد و واقعي مشاركت و رقابت سياسي جامعه و نشان دهنده سازمان‌يافتگي و استواري جامعه در پيشبرد آرمان‌هاي ديني و ملي‌اند، طبيعي است كه در چنين صورت‌بندي جامعه، مقيد شدن اشكال مختلف قدرت به قانون، نقد و تنوير افكار عمومي نيز عملا امكان‌پذيرتر مي‌شود. تحقيقات تاريخي و اجتماعي نشان مي‌دهد كه جامعه ايراني در يكصد سال گذشته براي پيشبرد اين مهم با موانع گوناگوني هم در درون و هم در بيرون احزاب روبه رو بوده است. از تاسيس حزب «اجتماعيون – عاميون» در سال 1905 ميلادي در باكو تا تشكيل چهار حزب ديگر از جمله احزاب قدرتمند «اجتماعيون – اعتداليون» و دموكرات در مجلس دوم مشروطه تاكنون شكل‌گيري، دوام، رقابت و فراگيري احزاب فرازها و فرودهاي آشكاري را پشت سر نهاده است.

تداوم فعاليت احزاب در سال منتهي به انتخابات رياست‌جمهوري
رييس خانه احزاب، رعايت اخلاق از سوي احزاب در سال گذشته را بهتر از سال‌هاي قبل دانست و گفت: «رفتار سياسي و اخلاق اسلامي احزاب تا حدودي بهتر شده است.» حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسين موسوي تبريزي در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار كرد: «سال گذشته براي احزاب، سال پرتلاشي بود؛ چرا كه در سال انتخابات قرار داشتيم . احزاب هم همواره در اين جهت فعال هستند و هر حزبي براساس اهداف سياسي خود به همراه جمعيت‌ها و تشكل‌هاي مختلف فعاليت مي‌كند.»
وي حضور احزاب در انتخابات سال گذشته را نسبتا خوب و فعال ارزيابي كرد و افزود: «مي‌توان گفت بحث تبليغات عليه يكديگر و نفي ديگران از سوي احزاب كمتر شده بود و به اهداف منشور سياسي كه در خانه احزاب تصويب و امضا شده بود در حال نزديك شدن هستيم.» رييس خانه احزاب درباره عملكرد احزاب در حوزه‌هاي ديگر در سال گذشته نيز با بيان اين كه كار احزاب فعال اين است كه عملكرد سياسي دولت را بررسي، نقد يا تاييد كنند، افزود: «يكي از مسائل مهم در سال گذشته، بحث انرژي هسته‌اي و برخوردها در بخش سياست خارجي در اين زمينه بود.» وي ادامه داد: «احزاب با ديدگاه‌ها و مطالعات خود بحث و گفتگو مي‌كردند و گاهي برخورد با اين مسئله را نقد مي‌كردند ولي در مجموع اگر هم نقدي داشتند، منافع ملي كشور را به اتفاق آرا قبول داشتند و برمساله انرژي هسته‌اي كه حق مسلم ماست، اجماع داشتند؛ ولي در كيفيت كار و رفتارها ممكن است سلايق مختلف وجود داشته باشد.» موسوي تبريزي به مشكلات اقتصادي و اجتماعي كشور از جمله تورم و بيكاري نيز اشاره كرد و افزود: «ديدگاه‌هاي احزاب در اين جهت متفاوت بود و هر كس با ديدگاه خود نقد و بررسي مي‌كرد، بدون آن‌كه يكديگر را متهم كنند؛ اگرچه برخي افراد يا نويسنده‌ها گاهي آداب اسلامي را رعايت نمي‌كنند ولي اكثر احزاب در رفتار خود، اين آداب را مراعات مي‌كردند.»
وي درباره عملكرد احزاب در سال 87 نيز گفت: «سال 87 براي ما سال مهمي است؛ بايد  هم مسائل اقتصادي و هم مسائل سياسي در بخش‌هاي داخلي و خارجي مد نظر قرار داده شود؛ همچنين در اواخر امسال كشور ما بايد انتخابات رياست‌جمهوري را تدارك ببيند و قطعا احزاب نسبت به اين مساله، حتي بيش از گذشته فعال خواهند بود.» رييس خانه احزاب با بيان اين كه «حق احزاب است كه با رعايت اخلاق اسلامي در جهت آگاهي مردم و تقويت تشكيلات خود بكوشند»، پيش‌بيني كرد: «احتمالا در سال 87 تا انتخابات رياست‌جمهوري احزاب جديدي به وجود خواهند آمد.»

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

طول مدت خواب با اختلالات جسمی ارتباط دارد سرپرستار كاوياني تخيلي بود

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,449 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: