انفجار حسينيه شيراز و پيامدهاي آن ,بازي خطرناكي كه با ابهام آغاز شد

مه 27, 2008 at 6:00 ب.ظ. بیان دیدگاه

حادثه حسينيه سيدالشهداء شيراز (شنبه 24 فروردين 1387، حوالي ساعت 9:15 شب)، محل برگزاري جلسات هفتگي كانون رهپويان وصال، را از نخستين لحظات و با شنيدن صداي انفجار دنبال كردم و يكي از اوّلين گزارش‌هاي خبري و تصويري را در اين زمينه در وبلاگم منتشر نمودم. [1] از همان ساعات اوّليه، شيوه برخورد به اين حادثه مهم، كه به شهادت و مجروح شدن حدود دويست نفر انجاميد، ابهام‌هاي جدّي را نه تنها براي من، بلكه براي بسياري از مردم شيراز، پديد آورد. از همان آغاز كاملاً روشن بود كه اين حادثه خرابكاري سازمان‌يافته است. علاوه بر گواهي افراد مطلع و معتمد و متخصصي كه محل نمايشگاه جنگ (معروف به «معراج شهدا») را در مكان حسينيه فوق از نزديك مي‌شناختند، و با قطعيت و يقين كامل بر فقدان مهمات مسلح در غرفه فوق گواهي مي‌دادند، دليلي نداشت كه مهمات تخريب نشده و كهنه تصادفاً در همان شب و در همان ساعاتي منفجر شود كه مراسم هفتگي حسينيه برگزار مي‌شد و آن هم درست در زمان معيني از اين مراسم. همه شواهد بر سازمان‌يافته و عمدي بودن حادثه گواهي مي‌داد. معهذا، از همان آغاز، فرماندار شيراز، سرهنگ ابراهيم عزيزي، و سپس ديگران به تأسي از او، با اصرار تمام بر «غيرعمدي» بودن انفجار تأكيد كردند؛ محل انفجار را در كنترل شديد خود گرفتند و به شدت كوشيدند تا اخبار مربوطه را كنترل و سانسور كنند. آقاي غلامرضا سلطاني، كه گويا از مربيان تخريب سپاه است، شروع اين اقدامات نامتعارف و عجيب را چنين توصيف مي‌كند:

«سئوال: آيا شما صحنه واقعه را از نزديك ديديد؟

سلطاني :بله. وقتي به صحنه رسيدم هنوز مجروح در محل بود. من سرم در چاله ايجاد شده توسط مواد منفجره بود و داشتم مزه مزه مي‌كردم و صحنه را بررسي كرده بودم كه آقاي فرماندار [سرهنگ عزيزي] با كارشناسش رسيدند . اين كارشناس، كه از نظر سياسي نان‌خور عزيزي است، همان ابتدا اين طرف و آنطرف مي‌پريد و مرتب مي‌گفت اصلاً بمب نبوده، از نمايشگاه بوده و اين حرف‌ها. هر چه هم ما گفتيم فلاني اينطوري نكن، افاقه نكرد…» [2]

بدينسان، در ميان اعتراض شديد جوانان و دانشجويان، به‌ويژه شركت‌كنندگان در مجالس هفتگي «كانون رهپويان وصال»، و ناباوري افكار عمومي و مردم شهر، موجي بزرگ از انكار عمدي بودن اين حادثه آغاز شد. اكنون، ادعا مي‌شود كه اين انكار «سازمان‌يافته» و ترفند «هوشمندانه» اطلاعاتي براي كشف «شبكه بمب‌گذاران» و دستگيري آنان بوده است!

قطعاً چنين نيست. اگر قرار بود براي فريب دادن و رديابي و كشف و دستگيري بمب‌گذاران اعلام بمب‌گذاري مسكوت گذارده شود، نياز نبود چنين چالش جدّي و جنجالي ميان جوانان و دانشجويان با مسئولين استان پديد آيد، كه به ايجاد «ستاد حقيقت ياب دانشجويي حادثه انفجار در كانون رهپويان وصال» [3] بينجامد؛ و نياز نبود كه اين مسئله در اطلاعيه شوراي امنيت كشور، مورخ 27 فروردين 1387، كه به رياست آقاي مصطفي پورمحمدي وزير وقت كشور تشكيل جلسه داد، به شكل زير اعلام شود

با ابراز تاسف و تأثر عميق از بروز حادثه دلخراش مورخ 24/ 1/ 87 در محل حسينيه سيدالشهداء شيراز، بدينوسيله به مردم شريف كشورمان خصوصاً مردم استان فارس و خانواده‌هاي جان‌باختگان حادثه تسليت عرض مي‌كنيم و از خداوند منّان براي آن مرحومان رحمت واسعه و براي بازماندگان صبر جميل و اجر جزيل و براي مجروحان حادثه شفاي عاجل مسئلت داريم. با توجه به ارائه اخبار و گزارش‌هاي پراكنده و بعضاً ناهماهنگ از سوي جرايد، روزنامه‌هاي مركز و محلي، نشريات و سايت‌هاي خبري داخلي و خارجي درباره علت يا دلايل بروز اين حادثه به استحضار مردم شريف كشور مي‌رساند، براساس مطالعات و بررسي‌هاي ميداني دقيق صورت پذيرفته از سوي نمايندگان و كارشناسان ارشد اعزامي شوراي امنيت كشور به شيراز مشخص گرديد علت اصلي حادثه دلخراش مورخ 24/ 1 /87 انفجار ناشي از وجود برخي از مهمات جنگي موجود در غرفه يادمان شهدا در حسينيه سيدالشهدا بوده است و انفجار هرگونه بمب يا انتقال مواد انفجاري از بيرون به دست عوامل و عناصر معاند اعم از داخلي و خارجي در اين حادثه منتفي است. درعين حال پيرامون جزئيات مربوط به نحوه و چگونگي انفجار اقلام جنگي نمايشگاه يادمان شهدا بررسي‌هاي كارشناسي فني همچنان ادامه دارد و نتايج نهايي در آينده نزديك اعلام خواهد شد. لذا، با نگرش به مراتب فوق، از تمامي ارباب جرايد، صاحبان قلم، كارشناسان، خبرنگاران و تهيه‌كنندگان خبر و گزارش انتظار مي‌رود از هر گونه گمانه‌زني و يا اظهار نظر غيركارشناسي در اين رابطه خودداري كنند.» [4، 5، 6]

به عبارت ديگر، شوراي امنيت كشور، كه با شوراي‌عالي امنيت ملّي تفاوت دارد و رياست آن با وزير كشور است، از اصحاب قلم و رسانه مي‌خواهد كه حادثه فوق را «تعمدي» و «بمب‌گذاري» و «خرابكاري» نخوانند! در پيامد اين اطلاعيه، كه با حيرت و اعتراض شديد در شيراز مواجه شد، آيت‌الله جنتي، خطيب نماز جمعه 30 فروردين تهران، حادثه را به صراحت «تصادفي» و ناشي از انفجار مهمات در نمايشگاه فوق خواند. اين اظهارات نيز با واكنش اعتراضي شديد دانشجويان و جوانان در شيراز مواجه گرديد. از همان زمان، كامنت‌هاي اينترنتي در وبگاه‌ها و وبلاگ‌هاي متعدد حاكي از آن بود كه بخش قابل توجهي از جوانان و دانشجويان شيراز حادثه را «خرابكاري» مي‌دانند و به عملكرد فرماندار شيراز و مسئولين استان فارس در اين زمينه و نيز به اطلاعيه وزارت كشور به شدت معترض‌اند.

سرانجام، شب چهارشنبه 18 ارديبهشت 1387، آقاي محسني اژه‌اي، وزير اطلاعات، پس از اجلاس هيئت دولت در شيراز در حضور مقام معظم رهبري، طي مصاحبه‌اي در فرودگاه شيراز اعلام كرد كه حادثه حسينيه رهپويان بمب‌گذاري هدايت شده از سوي كشورهاي خارجي بوده و عوامل آن دستگير شده‌اند. ابتدا، ماهيت بمب‌گذاران و نام اين «كشورهاي خارجي» گفته نشد ولي اندكي بعد اين حادثه بمب‌گذاري از سوي يك شبكه «سلطنت‌طلب» اعلام گرديد. كمي بعد ماجرا پيچيده‌تر و «سازمان‌يافته‌تر» عنوان شد و ابعاد آن بالا گرفت. از ارتباطات شبكه‌اي بمب‌گذار با دولت‌هاي آمريكا و انگليس و اسرائيل سخن رفت؛ از انفجار هتلي در تهران كه خبر آن در جايي انعكاس نيافته بود؛ و نيز از تلاش براي انفجار سركنسولگري روسيه در رشت و غيره. در سخنان بعدي وزير اطلاعات نقش دولت بريتانيا در اين حادثه به‌تدريج كم‌رنگ‌تر شد:

«وزير اطلاعات با بيان اين‌كه كساني كه انفجار حسينيه شيراز را بر عهده داشتند، از آمريكا هدايت مي‌شدند و همه آموزش بمب‌گذاري، اقدامات اطلاعاتي و زمينه فرار را برايشان تدارك مي‌ديدند، افزود: حمايت مالي و تجهيزات خرابكاري را هم كساني كه ساكن آمريكا هستند در اختيار آن‌ها مي‌گذاشتند. وي اضافه كرد: دستور حادثه شيراز هم از سوي آن‌ها صادر شده بود و هدفشان مراكز علمي، حوزوي، حسينيه‌ها و مساجد بود. هدف آن‌ها اين بود كه اختلافات مذهبي را با اين ترورها [؟] و بمب گذاري‌ها هدايت كنند. ربودن امام جمعه‌ها، حمله به مساجد اهل سنت و ديگر اقدامات از سوي شبكه‌هاي مختلفي كه از آمريكا هدايت مي‌شد، صورت مي‌گرفت. اژه‌اي همچنين اعلام كرد: هدف بعدي آن‌ها در شهر رشت و سركنسولگري روسيه بود تا با انفجار آن رابطه بين ايران و همسايگان را به هم بزنند.» [7]

وزير اطلاعات در گفتگوي اوّل خرداد 1387 خود گفت:

«به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، محسني اژه‌اي وزير اطلاعات امروز چهارشنبه در حاشيه جلسه هيئت دولت به خبرنگاران گفت: در انفجار شيراز عمدتاً آمريكا دخالت داشته است كه مستندات خوبي از دخالت آمريكا در امور داخلي كشورهاي منطقه‌ و ايران در دست داريم.
اژه‌اي در پاسخ به اين پرسش كه آيا هدف تروريست‌ها شخصيت‌ها و مراجع تقليد بوده است افزود: شبكه‌هايي از خرابكاران را دستگير كرده‌ايم كه هدفشان ناامن‌سازي مناطق علمي به‌ويژه حوزه‌هاي علميه بوده است. وزير اطلاعات در مورد اطلاعات بيشتر در مورد دستگيرشدگان گفت: هم اكنون نمي‌توان در اين مورد صحبت كرد و اعلام بيشتر منوط به دستور قاضي پرونده است. اژه‌اي در پاسخ به اين سئوال كه آيا هنوز شاخه‌هاي از خرابكاران دستگير نشده‌اند گفت: سعي ما بر اين است كه تمام شاخه‌هاي خرابكاري را دستگير كنيم و از اين بابت مردم دغدغه‌اي نداشته باشند. خبرنگاري از اژه‌اي پرسيد: آيا صحيح است كه روسيه به خاطر بمب‌گذاري در كنسول‌گري خود در شمال ايران از ايران ناخرسند است؟ كه اژه‌اي پاسخ داد: اطلاعات شما غلط است و حتي روسيه از ما تشكر هم كرده است.»
[8]

 در روزهاي اخير آيت‌الله دري نجف‌آبادي دادستان كل كشور، در بازگشت از سفر به شيراز، در فرودگاه اين شهر، اعلام كرد كه «دادگستري استان فارس با حسن‌نيت و تعامل مطلوب اين پرونده را در اختيار دادستاني كل كشور قرار داده است

«دري نجف آبادي با اشاره به اين‌كه ده تن از متهمان دستگير شده در اين پرونده از اهالي استان فارس هستند، دستگيرشدگان را افرادي مزدور، جنايتكار و خبيث خواند و گفت: فعاليت اين گروه از يك سال قبل آغاز شده و قضاياي سد سيوند [بنگريد به پي‌نوشت من در انتهاي اين يادداشت- شهبازي] و ماجراهاي ديگري را نيز اين افراد ايجاد كرده و دامن زده‌اند… دادستان كل كشور گفت: افرادي كه در خارج از كشور وظيفه هدايت و حمايت از اين مزدوران جنايتكار را عهده‌دار بوده‌اند نيز تحت پيگرد قضايي جمهوري اسلامي قرار دارند و اين پيگردها تا دستگيري و محاكمه آنان در دادگاه صالحه ادامه خواهد داشت. دري نجف آبادي با تأكيد بر اين‌كه حمايت آمريكا و اسرائيل از اين گروه تروريستي محرز شده است، گفت: براساس اسناد مالي و مدارك به دست آمده از اين افراد و همچنين اعترافات متهمان اين ارتباط مشخص و محرز شده است. دادستان كل كشور همچنين گفت: اين گروه تروريستي كه مدعيان دروغين آزادي و حقوق بشر آنان را حمايت مي كردند قصد داشتند در نمايشگاه كتاب نيز بمب‌گذاري كنند و براساس اعترافات متهمان هدفشان خرابكاري و بمب‌گذاري در مكان‌هاي عمومي كه بيش از 300 نفر جمعيت در آن تردد دارند بوده است. دري نجف‌آبادي… در خصوص علت اعلام نظرهاي اوليه كه از سوي برخي مسئولان استان فارس و كشور و با قاطعيت بيان شده و احتمال خرابكاري را منتفي دانسته بودند گفت: دستگاه قضايي در اين خصوص هيچ اظهار نظري نداشت.» [9]

چنان‌كه مي‌بينيم، در دو مصاحبه اخير نام «انگليس» كاملاً  فراموش شده!

اظهارنظر محققين و تحليل‌گران سياسي در هر حادثه مهمي در جهان امروز، در زمان حادثه، مرسوم است و به كشف حقيقت ياري مي‌رساند؛ به‌ويژه در حادثه‌اي كه با ابهام‌هاي فراوان آغاز شد به نحوي كه از همان آغاز افكار عمومي را نسبت به اظهارات متناقض مسئولين بدبين و شكاك نمود. در مسئله‌اي تا بدين پايه مهم و مرتبط با آبروي انقلاب و نظام جمهوري اسلامي نمي‌توان ساكت نشست هر چند اين اظهارنظر ممكن است كساني را به دسيسه‌هاي بيش‌تر عليه من برانگيزاند. همان‌گونه كه رهبري فرموده‌اند «محافظه‌كاري قتلگاه انقلاب است»؛ به‌ويژه زماني كه تمامي شواهد حاكي از آن است كه جان عده‌اي جوان بي‌گناه و آبروي نظام مقدس جمهوري اسلامي، و حيثيت شخصيت روحاني خدومي چون آيت‌الله دري نجف‌آبادي، در كنار اعتبار و حيثيت دولت عدالت‌خواه دكتر احمدي‌نژاد، آماج برخي بازي‌هاي خطرناك قرار گرفته كه پيش‌نمونه‌هاي آن را در تاريخ قريب به سه دهه موجوديت نظام اسلامي در ايران مكرر ديده‌ايم.

در رابطه با ابهام‌هاي موجود در زمينه انفجار كانون رهپويان وصال توجه آيت‌الله دري نجف‌آبادي به عنوان دادستان كل كشور، كه مسئوليت مستقيم پرونده را متقبل شده‌اند، به موارد زير جلب مي‌كنم:

1- آخرين گزارش منتشر شده «ستاد حقيقت ياب دانشجويي»، كه متن كامل آن به پيوست است و حاصل كار دو ماهه فني دانشجويان عضو ستاد فوق مي‌باشد، بمب‌گذاري، به‌گونه اعلام شده از سوي وزير اطلاعات، را منتفي مي‌داند. مُداقه در اين گزارش تخصصي نشان مي‌دهد كه حادثه به دليل منفجر شدن مين پلاستيكي تي. ام. 46 ضد تانك (از نوع ايراني) موجود در غرفه نمايشگاه جنگ (معراج شهدا)، واقع در كانون رهپويان وصال، رخ داده. مواد آر. دي. ايكس (ماده منفجره موجود در مين‌هاي فوق) در محل انفجار يافت شده و وجود آن توسط كارشناسان هيئت‌هاي مختلف اعزامي در آزمايشگاه به اثبات رسيده است. بنابراين، با استناد به گزارش‌هاي كارشناسي- آزمايشگاهي فوق، كه در اختيار نهادهاي مسئول از جمله ستاد مشترك سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است، هيچ شبهه‌اي در اين‌كه مين فوق عامل اصلي انفجار بوده وجود ندارد.

2- ماده آر. دي. ايكس را نمي‌توان به‌طور دست‌ساز توليد كرد. اين ماده محصولي كاملاً آزمايشگاهي و تخصصي- نظامي است كه در مين‌هاي فوق، و مهمات مشابه، به كار مي‌رود. بنابراين، موارد ادعا شده توسط وزير محترم اطلاعات درباره شبكه فوق نمي‌تواند منطبق با انفجار در كانون رهپويان وصال باشد. ممكن است شبكه‌اي خرابكار، با مختصات گفته شده از سوي وزارت اطلاعات، وجود داشته؛ ولي، با توضيح پيشگفته و تطبيق آن با اظهارات وزير اطلاعات، اين شبكه نمي‌توانست عامل انفجار در كانون رهپويان وصال باشد.

3- اين مين، چنان‌كه تصاوير نشان مي‌دهد، از مدت‌ها قبل از انفجار در غرفه وجود داشته. مين فوق، چنان‌كه در آغاز يادداشت گفتم، غيرمسلح و فاقد چاشني بوده و، به‌رغم وجود مواد منفجره آر. دي. ايكس در درون آن، قابليت انفجار نداشته است. لازم به توضيح است كه در غرفه فوق، چنان‌كه تصاوير نشان مي‌دهد، مين ديگري، از نوع وي. اس. 22 (ضد خودرو)، نيز وجود داشته كه كاملاً خالي و فاقد مواد منفجره بوده است.

4- تحقيقات نشان مي‌دهد كه خرابكاران با اطلاع از خنثي نبودن مين ضد تانك فوق نقشه انفجار را با دقت طراحي و با فراغ‌بال اجرا كرده‌اند.

5- طبق اين تحقيق، و تحقيقات مستند برخي نهادهاي مسئول كه توجه آيت‌الله دري نجف‌آبادي را به آن جلب مي‌كنم، انفجار به گونه زير رخ داده است: خرابكاران در زير غرفه نمايشگاه جنگ بمبي دست ساز و كوچك، با قدرت تخريب اندك، كار گذاشته‌اند كه از طريق كنترل از راه دور منفجر شده است. اين انفجار كوچك به عنوان چاشني عمل كرده و به انفجار مين ضد تانك انجاميده و فاجعه حسينيه سيدالشهداء كانون رهپويان را آفريده است. به اين دليل، انفجار دقيقاً در زمان مورد نظر آنان رخ داده است.

6- با توجه به توضيحات فوق، خرابكاران نمي‌توانستند با محيط كانون رهپويان وصال بيگانه باشند. به عبارت ديگر، آنان در كانون فوق داراي افرادي «نفوذي» و كاملاً مطلع از جزئيات بودند.

7- علاوه بر مغايرت اين تحقيقات با اظهارات وزير اطلاعات، آن‌چه ماجراي شبكه ادعايي فوق را حساس‌تر مي‌كند، و آن را به يكي از مسائل درجه اوّل ملّي بدل مي‌سازد، اوج‌گيري گام به گام تبليغات در اين زمينه و گسترش روزافزون دعاوي درباره ابعاد حيرت‌انگيز عملكرد اين شبكه است كه گويا، به‌گفته مقامات اطلاعاتي، از چند جوان كم سن و سال متأثر از شبكه‌هاي تلويزيوني فارسي زبان «لس‌آنجلسي» ايجاد شده!

از زمان كودتاي نوژه (1359) «سلطنت‌طلبان» به هيچگونه عمليات تروريستي و بمب‌گذاري در ايران دست نزده‌اند، و اصولاً در چنين قد و قواره و واجد چنين جرئت و جسارتي نبوده‌اند. تمامي عمليات مشابه در دوران جنگ تحميلي و پس از آن از سوي فرقه رجوي (منافقين) و استخبارات حكومت صدام، با هدايت سالارجاف، اجرا مي‌شد. معلوم نيست گروهي جوان هوادار رضا پهلوي، كه با تيپ اجتماعي آنان كاملاً آشنائيم، به‌ناگاه چگونه داراي چنين اقتدار و جسارت و انگيزه‌هاي آرمان‌خواهانه و قدرت سازماندهي شدند كه براي انفجار سركنسولگري روسيه و لوله‌هاي نفت و حوزه‌هاي علميه و مصلاي تهران و غيره و غيره طراحي و حتي اقدام كنند! و معلوم نيست چرا از ميان اين همه برنامه عريض و طويل فقط انفجار حسينيه رهپويان شيراز تحقق يافت كه آن هم منطبق با داده‌هاي ارائه شده از سوي وزير اطلاعات نيست.

8- همزماني اين تبليغات از سوي برخي كانون‌ها در ايران با اوج‌گيري بحران در منطقه (حوادث لبنان و تحولات دروني و احتمال كودتا در سوريه و تدارك حمله اسرائيل به سوريه در تابستان جاري) و پايان قريب‌الوقوع حكومت جنون‌آميز نومحافظه‌كاران در آمريكا و اوج‌گيري بي‌سابقه تحركات جنگ‌افروزانه ضد ايراني از سوي آنان، اين بيم را برمي‌انگيزاند كه تبليغات فوق دستمايه‌اي براي ايجاد تعارض خونين ميان ايران و آمريكا و تحقق آرزوي شوم جنگ افروزان نومحافظه‌كار و صهيونيست باشد.

9- اعترافات تلويزيوني دستگيرشدگان براي افكار عمومي قانع كننده نخواهد بود. ما در ماجراي جنجال پرونده «قتل‌هاي زنجيره‌اي» از طريق مطبوعات با ماجراي مهدي نحوي آشنا شده‌ايم و صحت اين ماجرا به تأييد افراد مطلع و موثق رسيده است.

در ماجراي انفجار خونين حرم مطهر رضوي (ع) بمب‌گذاران شناخته نشدند. سعيد امامي، معاون وقت امنيت وزارت اطلاعات، سناريويي را طراحي كرد. او ابتدا شنود مكالمات يكي از فرماندهان طالبان، مستقر در نزديكي مرزهاي ايران در افغانستان، را به مقامات مربوطه ارائه داد كه مي‌گفت: «عمليات انجام شد.» آن زمان در افغانستان روزانه هزاران عمليات انجام مي‌شد ولي سعيد امامي مدعي شد كه اين شنود مربوط به انفجار حرم رضوي (ع) است و چون اعلام اين خبر به تشديد اختلاف ميان شيعه و سني و جنگ احتمالي با طالبان خواهد انجاميد، براي اجتناب از اين تعارض بايد بمب‌گذاري را به منافقين منتسب كرد. در نتيجه، جواني 18- 19 ساله از «توابين» زنداني عضو فرقه رجوي (منافقين)، به‌نام مهدي نحوي، را يافتند و با وعده آزادي او را به همكاري ترغيب كردند. مهدي نحوي را به صورت فردي مجروح در اثر اصابت گلوله گريم كردند. سپس، در بيمارستان مصاحبه‌اي تصويري با وي انجام دادند و وي،  كه گويا در آستانه مرگ بود، بمب‌گذاري در حرم را متقبل ‌شد. سپس، نحوي را با اتومبيل به تهران پارس بردند و او را آزاد كردند. كمي پس از آزاد شدنش، او را به محاصره گرفتند و به گلوله بستند. نحوي كشته شد. همان شب خبر درگيري مسلحانه در تهران پارس و مجروح شدن و اندكي بعد مرگ عامل بمب‌گذاري در حرم رضوي (ع)، به همراه مصاحبه نحوي، از تلويزيون پخش شد.

با توجه به انتشار چنين وقايعي در مطبوعات، مردم چگونه مي‌توانند به اظهارات گروهي جوان رفاه‌طلب و غيرمتخصص، كه گاه حتي بدون يك تلنگر حاضر به تمكين در برابر هر فشاري هستند، باور كنند؟ 

 تصادفاً دو تن از اين دستگيرشدگان را مي‌شناسم. اين دو را بسياري از كساني كه در شيراز با امور رايانه و اينترنت به‌طور فعال سروكار داشته‌اند مي‌شناسند. هر دو، به گمان من، از جوانان برجسته و بسيار بااستعداد در امور رايانه‌اي، به‌ويژه نرم‌افزار، بودند كه مشابه‌شان را در تهران نديدم. دستگير كردن اين دو به اتهام بمب‌گذاري برايم بسيار عجيب و باورنكردني بود. ساير دستگيرشدگان را نمي‌شناسم ولي اگر از جنس اين دو تن باشند طنز «خرس سياه و خرگوش سفيد» در عالم واقع در شرف وقوع است!

 

فرامرز شيخ‌الاسلامي و پسرخاله‌اش محمد شاه قطبي
دو تن از دستگيرشدگان به اتهام بمب‌گذاري در حسينيه كانون رهپويان وصال

محمد شاه قطبي در حال تنظيم كامپيوتر شجاع‌الدين (محمدطاهر) حائري،
پسر آيت‌الله حائري شيرازي (امام جمعه شيراز)

10- «شيرازي‌هاي زرنگ» رسيدگي به اين پرونده جنجالي و پر از ابهام و تناقض را به آيت‌الله درّي نجف‌آبادي، دادستان كل كشور، «پاس داده‌اند.» شايد در پس اين «زرنگي» مشيت الهي نهفته باشد. آيت‌الله درّي، كه يك بار تجربه تلخ «توطئه قتل‌هاي زنجيره‌اي» را، كه شخص ايشان به عنوان وزير وقت اطلاعات از هدف‌هاي اصلي آن دسيسه پيچيده بود، در مقام «قابله رُستم»، تجربه كرده‌اند، شايسته است در اين پرونده به تمامي جوانب قضيه توجه نمايند. با توجه به علاقه به آيت‌الله درّي و اعتقاد به سلامت نفس و حسن‌نيت ايشان، سخت نگران آنم كه انداختن اين پرونده به گردن دادستان كل كشور دامي مشابه براي وي باشد.

اميدوارم، آيت‌الله دُرّي نجف‌آبادي، با درايت و هشياري كامل و مطالعه دقيق گزارش‌هاي كارشناسي نهادهاي مختلف امنيتي و نظامي به‌ويژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، اين پرونده را از آغاز مورد رسيدگي دقيق قرار دهند و بدون تأثيرپذيري و پروا از هر گونه «مصلحت‌انديشي كاذب»، كه ممكن است به ايشان القاء شود، آن‌چه را كه حق است، و مرضي خداوند متعال، با قاطعيت پيگيري كنند.

شيراز

شنبه، چهارم خرداد 1387

ساعت 3:30 صبح

 

براي مطالعه گزارش «ستاد حقيقت ياب دانشجويي» به فايل PDF اين مقاله مراجعه شود.

 

بعدالتحرير: من در گزارش تصويري خود، اندكي پس از حادثه (يكشنبه 25 فروردين، ساعت 3:45 صبح)، [1] بر اساس گفتگو با كارشناسان حاضر در صحنه، نوشتم:

«حادثه انفجار بمب‌گذاري دقيقاً طراحي شده و سازمان‌يافته بود. بمبي دست ساز به وزن 30 الي 35 كيلوگرم از چند روز قبل در محل حسينيه در زير جعبه‌اي آهني در محل نمايشگاه شهدا كار گذارده شده بود. انفجار اين بمب محفظه آهني را تكه تكه كرد و تركش‌هاي آن صدها تن عزاداران حاضر در حسينيه را هدف قرار داد.»

اين گزارش اوّليه با گزارش كنوني من منطبق است. قدرت انفجار مين ضد تانك تي. ام. 46 و بمب دست سازي كه در زير آن به عنوان چاشني عمل كرده تقريباً برابر با قدرت انفجار بمب دست ساز 30 – 35 كيلوگرمي است. بمب دست ساز، كه از راه دور هدايت شده، حفره‌اي به عمق حدود 30 سانتي‌متر ايجاد كرده است. اين حفره نشان مي‌دهد كه بمب دست ساز فوق قوي نبوده و فقط به عنوان چاشني براي انفجار مين ضد تانك مورد استفاده قرار گرفته است. اگر تمامي انفجار ناشي از بمب فوق بود حفره ايجاد شده بايد گودالي بسيار بزرگ‌تر ايجاد مي‌كرد.

 

 


پي‌نوشت: در رابطه با نكته‌اي كه آيت‌الله دري نجف‌آبادي درباره «جنجال سد سيوند» گفته‌‌اند ارجاع مي‌دهم به يادداشت 10 شهريور 1384 خود در اين زمينه با عنوان «به دليل احداث سد هيچ خطري بناهاي باستاني فارس را تهديد نمي‌كند.» [10] اين جنجال را آقاي محمدحسن طالبيان، رئيس «بنياد پژوهشي پارسه پاسارگاد»، وابسته به سازمان ميراث فرهنگي فارس، با سخنان غيرمسئولانه خود پديد آورد. (بنگريد به يادداشت 11 شهريور 1384 من با عنوان «بي‌بي‌سي فارسي نيز به هياهوي سد سيوند پيوست») [11] در همان زمان با ذكر نام آقاي طالبيان به اين امر اشاره كردم. با توجه به پيگيري دقيق ماجراي «جنجال سد سيوند» و شناخت دست‌اندركاران اين ماجرا و نگارش اوّلين يادداشت‌‌ها عليه اين هياهوي تبليغي- رسانه‌اي عليه جمهوري اسلامي ايران، نمي‌دانم چگونه مي‌توان سناريوي فوق را به افراد دستگيرشده منتسب كرد؟!

Advertisements

Entry filed under: دسته‌بندی نشده.

به نوزادان زير 6ماه زياد آب ندهيد صلحبانان از كودكان سوء استفاده كرده اند

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed


Blog Stats

  • 18,490 hits

بیشترین کلیک شده‌ها

  • هیچکدام

برترین مطالب

دیدگاه‌های اخیر


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: